صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲ - آنچنان کز رفتن گل، خار می ماند به جا
آنچنان کز رفتن گل، خار می ماند به جا
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۷۴ - صبح میخانه نشینان کف دریای می است
صبح میخانه نشینان کف دریای می است
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۴۶ - دوری از هم نفسان اندکی از خانه ما
دوری از هم نفسان اندکی از خانه ما
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۹۱۴ - گشوده اند در خانه باز خماران
گشوده اند در خانه باز خماران
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۹۹ - خط را به دور عارض او شان دیگرست
خط را به دور عارض او شان دیگرست
سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۲۱ - مردم‌آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد
مردم‌آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد. درویش را مجالِ انتقام نبود. سنگ را نگاه همی‌داشت تا زمانی که مَلِک را بر آن لشکری خشم آمد و در چاه کرد. درویش اندر آمد و سنگ در سرش کوفت. گفتا: تو کیستی و مرا این سنگ چرا زدی؟ گفت: من فلانم و این همان سنگ است که در فلان تاریخ بر سر من زدی. گفت: چندین روزگار کجا بودی؟ گفت: از جاهت اندیشه همی‌کردم. اکنون که در چاهت دیدم، فرصت غنیمت دانستم.
عطار نیشابوری : باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن
شماره ۳۰ - ای آن که هزار گونه سودا داری
ای آن که هزار گونه سودا داری
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۱۶ - فانوس حجاب است چراغ سحری را
فانوس حجاب است چراغ سحری را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۳۸ - سرو بستان حیا غنچه جبین می باید
سرو بستان حیا غنچه جبین می باید
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۵۸ - تن چون شد از زخم جوهردار، حصن آهن است
تن چون شد از زخم جوهردار، حصن آهن است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۲۹ - جنبش مژگان حضور از دیده و دل می برد
جنبش مژگان حضور از دیده و دل می برد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۴۲ - از عرق رخسار گلگون را گلستان کرده ای
از عرق رخسار گلگون را گلستان کرده ای
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۲۰۵ - غوره من شد مویز از سردی دنیای خشک
غوره من شد مویز از سردی دنیای خشک
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۰۰ - این چه لطف است که با یار وفادار من است
این چه لطف است که با یار وفادار من است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۱۱ - تن حجاب سفر جان هوایی نشود
تن حجاب سفر جان هوایی نشود
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۸۳ - از مهر منت به دل اثر نیست
از مهر منت به دل اثر نیست
عنصری بلخی : قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
شماره ۱۰۶ - آیین عجم رسم جهاندار فریدون
آیین عجم رسم جهاندار فریدون
عطار نیشابوری : باب سی‏ام: در فراغت نمودن از معشوق
شماره ۳ - گفتم:‌چه شود چو لطف ذاتی داری
گفتم:‌چه شود چو لطف ذاتی داری
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۶۴ - حیرت شبنم درین گلزار عین حکمت است
حیرت شبنم درین گلزار عین حکمت است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵ - نم به دل نگذاشت خونم خنجر قصاب را
نم به دل نگذاشت خونم خنجر قصاب را