جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۲۰۶
با بال شوق در چمن قدس طایر است فرخی یزدی : رباعیات
شمارهٔ ۵۱
عالم همه عابدند و معبود یکی است الهامی کرمانشاهی : خیابان چهارم
بخش ۱۱ - امارت امیر مختار و بدست آوردن عبدالله بن مطیع
یکی روز او را رسید آگهی مجد همگر : رباعیات
شمارهٔ ۴۲۱
از خوی بدت که هیچ بهتر نشود حاجب شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۸۴
مه من تنگتر از پسته خندان دهان دارد ملا احمد نراقی : باب چهارم
کمال توبه از نظر امیرالمومنین علی علیه السلام
و مخفی نماند که آنچه مذکور شد شرط قبول توبه است که بدون آنها توبه قبول نیست بلکه فی الحقیقه بدون آنها توبه متحقق نمی شود. سراج قمری : قصاید
شمارهٔ ۲
تا با خودی بدان که قوی دوری از خدا ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
حکایت مرغ پیر که به دام افتاد
خواندم اندر حدیث « کنفوسیوس» قاسم انوار : غزلیات
شمارهٔ ۴۲۳
خوش وقت من، که آینه کردار روشنم صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۴۲۳ - مفرج الاحزان و مفرجالکروب
مفرح چیست اندر کرب و احزان سعیدا : رباعیات
شمارهٔ ۱۴۶
دارم دم سرد، چشم خون پالایی یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۸۲ - به میرزا احمد صفائی نگاشته
نزدیک سفارش ها کردم و از دور نگارش ها که سالی دو ابره خوش تار و پود «خوری» باف به سرکار میر ابوجعفر فرست، و نیز همواره پاس اندیش پیک و پیام باش. دو سال یکبار جفتی گرگابی که سختی چرم و نرمی تیماجش پا در کفش دو بندی میر مدینه و چکمه میر حاج یارد کرد، نیز انباز نیاز سازی خوشتر.چنان می دانستم همه ساله نیاز گزاری و همه روزه نامه نگار. این روزها در ری نوشته ای از وی رسید که بارها پاس سفارش های ترا به صفائی نگارش ها کرده ام و پوشیده های راز و نیاز دل را که خامه روشنگر و ترجمان است گزارش ها. باری پیامی نداد و اگر همه دشنامی باشد پاسخی نفرستاد. اگر از این پس گرمی ها را سردی زاید و یگانگی را بیگانگی فزاید، گناه از من مدان و آستین بیزاری میفشان. چرا چون تو جوانی تازه بازار که در رسته کیهانت هزار کار است و هنوزت خریداری نیست، و کالای پذیرش را روز بازاری، نبایستی چنین سست شناخت و کم نواخت باشد. ابره و خرمای این دوست نه آنست که دل بهانه سگالد و لب فسانه سراید. هر کس را پایگاهی دگرگون است و شمار یاران یکدل از هنجار بیگانه ساران صد دله بیرون. یکی گویان از دو پرستان جدا کن و سایه از آفتاب بازشناس. اگر تا اکنون نیاز را ساز داده ای و به سر کارش نفرستاده ای نامه پوزش نگار انباز نوا داشته، اگر همه بر دست ابر و باد است فرستادن خواه، و آینده پشت بر هنجار گذشته به یک پای پاداش ایستادن، چرخ های رنگین و کوزه های سنگین که در چنگ آقا رضا و از سنگ آقا رجب سوده ماند از وی بخواه. صغیر اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۲۱ - گل و خار
گفت گلی از سر نخوت بخار فیاض لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۵۵۸
مژه چو در نمِ اشک جگر فشار کشم مشتاق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۱۲
در آن گلشن مکن کو گلشن آرا گلشن آرائی مولانا خالد نقشبندی : قصاید
در وصف حضرت رضا (علیه السلام) هنگام زیارت
این بارگاه کیست که از عرش برتر است الهامی کرمانشاهی : خیابان سوم
بخش ۱۷ - آمدن زعفر جنی به یاری آن پادشاه جن و انس به روایت زمخشری
به ناگاه ز هامون یکی تیره گرد مجد همگر : رباعیات
شمارهٔ ۳۰۹
گر چه دلم از جور تو داغی دارد مشتاق اصفهانی : رباعیات
شمارهٔ ۵۸
از سوز غم جگرفروزی که گذشت جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۱۲۸۰
بگو چگونه دهم شرح آرزومندی
شمارهٔ ۲۰۶
با بال شوق در چمن قدس طایر است فرخی یزدی : رباعیات
شمارهٔ ۵۱
عالم همه عابدند و معبود یکی است الهامی کرمانشاهی : خیابان چهارم
بخش ۱۱ - امارت امیر مختار و بدست آوردن عبدالله بن مطیع
یکی روز او را رسید آگهی مجد همگر : رباعیات
شمارهٔ ۴۲۱
از خوی بدت که هیچ بهتر نشود حاجب شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۸۴
مه من تنگتر از پسته خندان دهان دارد ملا احمد نراقی : باب چهارم
کمال توبه از نظر امیرالمومنین علی علیه السلام
و مخفی نماند که آنچه مذکور شد شرط قبول توبه است که بدون آنها توبه قبول نیست بلکه فی الحقیقه بدون آنها توبه متحقق نمی شود. سراج قمری : قصاید
شمارهٔ ۲
تا با خودی بدان که قوی دوری از خدا ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
حکایت مرغ پیر که به دام افتاد
خواندم اندر حدیث « کنفوسیوس» قاسم انوار : غزلیات
شمارهٔ ۴۲۳
خوش وقت من، که آینه کردار روشنم صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۴۲۳ - مفرج الاحزان و مفرجالکروب
مفرح چیست اندر کرب و احزان سعیدا : رباعیات
شمارهٔ ۱۴۶
دارم دم سرد، چشم خون پالایی یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۸۲ - به میرزا احمد صفائی نگاشته
نزدیک سفارش ها کردم و از دور نگارش ها که سالی دو ابره خوش تار و پود «خوری» باف به سرکار میر ابوجعفر فرست، و نیز همواره پاس اندیش پیک و پیام باش. دو سال یکبار جفتی گرگابی که سختی چرم و نرمی تیماجش پا در کفش دو بندی میر مدینه و چکمه میر حاج یارد کرد، نیز انباز نیاز سازی خوشتر.چنان می دانستم همه ساله نیاز گزاری و همه روزه نامه نگار. این روزها در ری نوشته ای از وی رسید که بارها پاس سفارش های ترا به صفائی نگارش ها کرده ام و پوشیده های راز و نیاز دل را که خامه روشنگر و ترجمان است گزارش ها. باری پیامی نداد و اگر همه دشنامی باشد پاسخی نفرستاد. اگر از این پس گرمی ها را سردی زاید و یگانگی را بیگانگی فزاید، گناه از من مدان و آستین بیزاری میفشان. چرا چون تو جوانی تازه بازار که در رسته کیهانت هزار کار است و هنوزت خریداری نیست، و کالای پذیرش را روز بازاری، نبایستی چنین سست شناخت و کم نواخت باشد. ابره و خرمای این دوست نه آنست که دل بهانه سگالد و لب فسانه سراید. هر کس را پایگاهی دگرگون است و شمار یاران یکدل از هنجار بیگانه ساران صد دله بیرون. یکی گویان از دو پرستان جدا کن و سایه از آفتاب بازشناس. اگر تا اکنون نیاز را ساز داده ای و به سر کارش نفرستاده ای نامه پوزش نگار انباز نوا داشته، اگر همه بر دست ابر و باد است فرستادن خواه، و آینده پشت بر هنجار گذشته به یک پای پاداش ایستادن، چرخ های رنگین و کوزه های سنگین که در چنگ آقا رضا و از سنگ آقا رجب سوده ماند از وی بخواه. صغیر اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۲۱ - گل و خار
گفت گلی از سر نخوت بخار فیاض لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۵۵۸
مژه چو در نمِ اشک جگر فشار کشم مشتاق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۱۲
در آن گلشن مکن کو گلشن آرا گلشن آرائی مولانا خالد نقشبندی : قصاید
در وصف حضرت رضا (علیه السلام) هنگام زیارت
این بارگاه کیست که از عرش برتر است الهامی کرمانشاهی : خیابان سوم
بخش ۱۷ - آمدن زعفر جنی به یاری آن پادشاه جن و انس به روایت زمخشری
به ناگاه ز هامون یکی تیره گرد مجد همگر : رباعیات
شمارهٔ ۳۰۹
گر چه دلم از جور تو داغی دارد مشتاق اصفهانی : رباعیات
شمارهٔ ۵۸
از سوز غم جگرفروزی که گذشت جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۱۲۸۰
بگو چگونه دهم شرح آرزومندی