عطار نیشابوری : دفتر اول
در صفت وصل و دریافتن راز کل بهر نوع فرماید
تو او باشی و او تو من چگویم صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۱۱ - به دامن میدود اشکم، گریبان میدرد هوشم
به دامن میدود اشکم، گریبان میدرد هوشم قائم مقام فراهانی : نامههای فارسی
شمارهٔ ۱۰۷ - مخاطب نامة معلوم نیست
مخدوم مهربان امشب اول شب مهمان قاضی جدید بودیم، گروهی مختلف از ملا و میرزا و شمشیربند و مجتهد و سوزنی و سی پاره و بنده بیچاره و میرزا محمدعلی و عبدالرزاق بیک. مجمع که منقضی شد خسته کوفته نیم جانی بخانه رسید، کمری واشد، رختخوابی میافتاد، پرده بالا رفت، در برهم خورد کسی داخل شد؛ متوهم شدم؛ از جا جستم و گفتم چه خبر است؟ گفت: کدام خبر تازه تر از این خواهد بود که میرزاها رفتند و منزل رسیدند و تو هنوز قلم برنداشته وحرفی ننگاشته ای. شب در شراب بوده ای و روز در خمار. اگر تو بلطف ایشان مغروری و از باس هراس نداری خوددان، جثه من حقیر است و اسمم افعل تفضیل کثیر؛ اگر نترسم چه کنم تاب عتاب بزرگان ندارم. مگر یادت رفته است آن روز در بالاخانه میرزا تقی مرا بالمشافهه محصل فرمودند و وصول نوشتجات بتحصیل من مقرر شد، بسم الله این سر و این چماق کافر کوب؛ یا بزن و بشکن و بکوب، یا مخواب و بنشین و بنویس. گفتم: جان من این جسارت تازه است از کجا پیدا کردی؟ گفت: از آن روز بالاخانه که مرا بر تو گماشتند؛ بهمان نشانه که آن پسره قزوینی مورچه پی زده تکلتو گذاشته شست پاش از درز جوراب در آمده؛ پائی که جاش بر سر آفتاب بود از روی رختخواب پاشنه میزد. فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
پاسخ دادن رامین ویس را
جطابی داد رامین دلازار خلیلالله خلیلی : رباعیات
رباعی ۳۲ - چو از دل عشق رفت آزار آید
چو از دل عشق رفت آزار آید مولوی : رباعیات
رباعی ۸۱۴ - مردان رهش زنده به جان دگرند
مردان رهش زنده به جان دگرند جمالالدین عبدالرزاق : رباعیات
شماره ۶۷ - ای روی ترا برده مه چرخ نماز
ای روی ترا برده مه چرخ نماز نسیمی : رباعیات
شماره ۷۹ - در دار وجود گشت دیار علی
در دار وجود گشت دیار علی بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۱۵ - گفتم که چرا طبع تو ازمن بری آید
گفتم که چرا طبع تو ازمن بری آید اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۵۶ - دل را که داغ عشق ندارد نشان کجاست
دل را که داغ عشق ندارد نشان کجاست یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۷۵ - هدف تیر نظر چون دل اغیار کند
هدف تیر نظر چون دل اغیار کند باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۵۶ - چندان برو این ره که دویی برخیزد
چندان برو این ره که دویی برخیزد فریدون مشیری : از دریچه ماه
پرتو تابان
در آن ستاره کسی ست افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۸۲ - عاشق نتوان گفت که در بند نباشد
عاشق نتوان گفت که در بند نباشد فضولی : غزلیات
شماره ۳۴۹ - غم لعل ترا در سینه جا کردم که جان است این
غم لعل ترا در سینه جا کردم که جان است این صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۳۹ - درد تو به دلهای سبکروح گران است
درد تو به دلهای سبکروح گران است فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۱۲۲ - نظر ز حال من ناتوان دریغ مدار
نظر ز حال من ناتوان دریغ مدار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۳ - دل نگردید شب وصل تهی از گله ها
دل نگردید شب وصل تهی از گله ها بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۳۰۱ - ای آینهٔ حسن تمنای تو جانها
ای آینهٔ حسن تمنای تو جانها نسیمی : غزلیات
شماره ۵۵ - هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
در صفت وصل و دریافتن راز کل بهر نوع فرماید
تو او باشی و او تو من چگویم صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۱۱ - به دامن میدود اشکم، گریبان میدرد هوشم
به دامن میدود اشکم، گریبان میدرد هوشم قائم مقام فراهانی : نامههای فارسی
شمارهٔ ۱۰۷ - مخاطب نامة معلوم نیست
مخدوم مهربان امشب اول شب مهمان قاضی جدید بودیم، گروهی مختلف از ملا و میرزا و شمشیربند و مجتهد و سوزنی و سی پاره و بنده بیچاره و میرزا محمدعلی و عبدالرزاق بیک. مجمع که منقضی شد خسته کوفته نیم جانی بخانه رسید، کمری واشد، رختخوابی میافتاد، پرده بالا رفت، در برهم خورد کسی داخل شد؛ متوهم شدم؛ از جا جستم و گفتم چه خبر است؟ گفت: کدام خبر تازه تر از این خواهد بود که میرزاها رفتند و منزل رسیدند و تو هنوز قلم برنداشته وحرفی ننگاشته ای. شب در شراب بوده ای و روز در خمار. اگر تو بلطف ایشان مغروری و از باس هراس نداری خوددان، جثه من حقیر است و اسمم افعل تفضیل کثیر؛ اگر نترسم چه کنم تاب عتاب بزرگان ندارم. مگر یادت رفته است آن روز در بالاخانه میرزا تقی مرا بالمشافهه محصل فرمودند و وصول نوشتجات بتحصیل من مقرر شد، بسم الله این سر و این چماق کافر کوب؛ یا بزن و بشکن و بکوب، یا مخواب و بنشین و بنویس. گفتم: جان من این جسارت تازه است از کجا پیدا کردی؟ گفت: از آن روز بالاخانه که مرا بر تو گماشتند؛ بهمان نشانه که آن پسره قزوینی مورچه پی زده تکلتو گذاشته شست پاش از درز جوراب در آمده؛ پائی که جاش بر سر آفتاب بود از روی رختخواب پاشنه میزد. فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
پاسخ دادن رامین ویس را
جطابی داد رامین دلازار خلیلالله خلیلی : رباعیات
رباعی ۳۲ - چو از دل عشق رفت آزار آید
چو از دل عشق رفت آزار آید مولوی : رباعیات
رباعی ۸۱۴ - مردان رهش زنده به جان دگرند
مردان رهش زنده به جان دگرند جمالالدین عبدالرزاق : رباعیات
شماره ۶۷ - ای روی ترا برده مه چرخ نماز
ای روی ترا برده مه چرخ نماز نسیمی : رباعیات
شماره ۷۹ - در دار وجود گشت دیار علی
در دار وجود گشت دیار علی بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۱۵ - گفتم که چرا طبع تو ازمن بری آید
گفتم که چرا طبع تو ازمن بری آید اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۵۶ - دل را که داغ عشق ندارد نشان کجاست
دل را که داغ عشق ندارد نشان کجاست یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۷۵ - هدف تیر نظر چون دل اغیار کند
هدف تیر نظر چون دل اغیار کند باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۵۶ - چندان برو این ره که دویی برخیزد
چندان برو این ره که دویی برخیزد فریدون مشیری : از دریچه ماه
پرتو تابان
در آن ستاره کسی ست افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۸۲ - عاشق نتوان گفت که در بند نباشد
عاشق نتوان گفت که در بند نباشد فضولی : غزلیات
شماره ۳۴۹ - غم لعل ترا در سینه جا کردم که جان است این
غم لعل ترا در سینه جا کردم که جان است این صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۳۹ - درد تو به دلهای سبکروح گران است
درد تو به دلهای سبکروح گران است فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۱۲۲ - نظر ز حال من ناتوان دریغ مدار
نظر ز حال من ناتوان دریغ مدار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۳ - دل نگردید شب وصل تهی از گله ها
دل نگردید شب وصل تهی از گله ها بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۳۰۱ - ای آینهٔ حسن تمنای تو جانها
ای آینهٔ حسن تمنای تو جانها نسیمی : غزلیات
شماره ۵۵ - هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
هر که با جام می لعل لبش همدم نیست