صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۸۵ - بس که تند و تلخ و خشم آلود آن بدخو نشست
بس که تند و تلخ و خشم آلود آن بدخو نشست
مولوی : دفتر چهارم
بخش ۸۵ - شخصی به وقت استنجا می‌گفت اللهم ارحنی رائحة الجنه به جای آنک اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق می‌گفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشت
آن یکی در وقت استنجا بگفت
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۵ - چشمه ابدیت
شکفته ام به تماشای چشم شهلائی
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۴۰۵ - ز صحن این چمن آن سرو قامت را تمنا کن
ز صحن این چمن آن سرو قامت را تمنا کن
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۹۱ - صفی الدین یزدی علیه الرّحمة
شیخی است عارف و فاضلی است واقف. قدوهٔ اهل کمال و زبدهٔ ارباب وجد وحال. با طغانشه بن مؤید معاصر بوده و سلطان مذکور آن جناب را تعظیم و تکریم بلیغ می‌فرمود و اما شیخ از بیم قال و قیل جهلای علما طریقهٔ خود را مستور می‌داشته و در خفا همت بر تربیت مریدان می‌گماشته و این اشعار از نتایج طبع اوست:
ابوالحسن فراهانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۳ - بخت تارم سایه ای گر بر شب تار افکند
بخت تارم سایه ای گر بر شب تار افکند
غروی اصفهانی : مدایح و مراثی سید الشهداء علیه السلام
شمارهٔ ۲۱ - وداعیه
ای خسرو خوبان مکن آهنگ میدان
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۰۸ - چون دور کنم رقیب رازان ناپاک
چون دور کنم رقیب رازان ناپاک
عطار نیشابوری : عذر آوردن مرغان
حکایت دردمندی که از مرگ دوستش پیش شبلی گریه میکرد
دردمندی پیش شبلی می‌گریست
پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
همنشین ناهموار
آب نالید، وقت جوشیدن
نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۳۷ - ندیدم در وطن روی نشاط آخر سفر کردم
ندیدم در وطن روی نشاط آخر سفر کردم
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۶۹ - هر آن روزی که باشم در خرابات
هر آن روزی که باشم در خرابات
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۷۶ - جیم آقا گفت بهر قبر میر
جیم آقا گفت بهر قبر میر
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۱۷ - بد درونان که به همواری ظاهر سمرند
بد درونان که به همواری ظاهر سمرند
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۸۶۱ - عشق بازی از سر جان درگذر
عشق بازی از سر جان درگذر
بهاءالدین ولد : جزو اول
فصل ۱۵
می‌گفتم در اللّه متحیر باشم و از همه اوامر منقطع باشم، که تحیر با تدارک راست نیاید؛ چو اللّه مستغنی است، همه عاشق و محب می‌خواهد و بس. همه صور شرایع و معاملات و قطع خصومات و حدود و زواجر از بهر آن است تا پاره پاره محب اللّه شوم، و چنان محب شوم که مرا از خوشی و ناخوشی خود خبر نباشد.
سعدی : غزلیات
غزل ۶۰۱ - ای دریغا گر شبی در بر خرابت دیدمی
ای دریغا گر شبی در بر خرابت دیدمی
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۱۵ - ای ترک چرا به زلف چون هندوئی
ای ترک چرا به زلف چون هندوئی
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۲۰۲ - چه‌سان با دوست درد و داغ چندین ساله بنویسم
چه‌سان با دوست درد و داغ چندین ساله بنویسم
نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۲۸ - ماه رویش بجام ساطع شد
ماه رویش بجام ساطع شد