تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

آسیب زدن به طبیعت هنگام استفاده از آن، نمونه‌ای آشکار از خودخواهی انسان است که پیامدهای جبران‌ناپذیری برای تمام موجودات زنده دارد. ما با رفتارهای نادرست خود، گاه بی‌آنکه بدانیم، زخم‌های عمیقی بر پیکر زمین وارد می‌کنیم.


نمونه‌های خودخواهی در برخورد با طبیعت:


۱. ریختن زباله (بطری، پلاستیک، ته‌مانده‌ی غذا) در جنگل، ساحل یا کوهستان، گویای این است که تنها به راحتی خود فکر کرده‌ایم و به آلودگی خاک، مرگ جانوران و نابودی چشماندازها بی‌توجه بوده‌ایم.

۲. شکستن شاخه‌های درختان یا کندن گیاهان برای تفریح، بی‌آنکه به نقش آن‌ها در پاکی هوا و تعادل اکوسیستم فکر کنیم.

۳. روشن کردن آتش در مناطق ممنوعه یا رها کردن خاکستر آن، که می‌تواند به آتش‌سوزی‌های گسترده منجر شود.

۴. حیات‌وحش را آزار دادن (تعقیب حیوانات، تخریب لانه‌ی پرندگان، تغذیه‌ی نادرست آن‌ها) که تنها برای لذت لحظه‌ای است.

۵. استفاده از وسایل نقلیه‌ی موتوری در مناطق حفاظت‌شده که آرامش طبیعت و زیستگاه‌ها را برهم می‌زند.


چرا این رفتارها خودخواهانه است؟

چون تنها به خواسته‌ی زودگذر خود توجه می‌کنیم و فراموش می‌کنیم که طبیعت میراث مشترک همه‌ی موجودات است. ویرانی آن، نسل‌های آینده را نیز محروم می‌کند.


راهِ بهتر:

- زباله‌ها را جمع کنیم و با خود برگردانیم.

- در مسیرهای مشخص حرکت کنیم تا به گیاهان آسیب نزنیم.

- به جای روشن کردن آتش، از وسایل مسافرتی جایگزین استفاده کنیم.

- با سکوت و احترام، مهمان طبیعت باشیم، نه مالک آن.


طبیعت زنده است؛ هر آسیبی به آن، در نهایت به خودمان بازمی‌گردد.

توهین و فحاشی، در حقیقت تجلیِ خودخواهیِ محض است. آنکه زبان به تندی و ناسزا می‌گشاید، تنها به خشمِ زودگذر یا غرورِ آسیب‌دیده‌ی خود می‌اندیشد و از تأثیرِ تلخِ کلامش بر روانِ دیگری غافل است. این رفتار، همچون تیغی است که نه فقط حرمتِ دیگران را می‌شکافد، بلکه فضای جامعه را نیز مسموم می‌کند. فردِ توهین‌کننده، با این خودمحوری، نشان می‌دهد که برایش حفظِ کرامتِ انسانیِ همنوعانش ارزشی ندارد.

راستی، آیا انسانِ فرهیخته‌ای که به شرافتِ اخلاقی باور دارد، هرگز آگاهانه دیگری را می‌آزارد؟ احترام، انتخابِ آزادانه‌ی کسانی است که منافعِ جمع را بر خواسته‌های زودگذرِ خود ترجیح می‌دهند. شایسته است به جای زبانِ توهین، گفت‌وگو را برگزینیم؛ چرا که جامعه‌ای که در آن کرامتِ انسانی پاس داشته می‌شود، آرامش و اعتماد در آن جاری خواهد بود.

حضور در اماکن عمومی بدون رعایت الزامات بهداشتی در شرایطی که فرد به بیماری واگیردار مبتلا است، نه‌تنها می‌تواند سلامت دیگران را به خطر بیندازد، بلکه نوعی بی‌مسئولیتی و خودخواهی محسوب می‌شود. بیماری‌های واگیردار به‌راحتی از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شوند و عدم رعایت پروتکل‌های بهداشتی می‌تواند منجر به گسترش سریع بیماری و افزایش تعداد مبتلایان شود.

رعایت نکات بهداشتی مانند استفاده از ماسک، حفظ فاصله‌گذاری اجتماعی، شست‌وشوی مرتب دست‌ها و خودداری از حضور در مکان‌های شلوغ در صورت ابتلا به بیماری، نه‌تنها یک وظیفه فردی، بلکه یک مسئولیت اجتماعی است. این اقدامات به محافظت از افراد آسیب‌پذیر مانند سالمندان، بیماران و کسانی که سیستم ایمنی ضعیف‌تری دارند کمک می‌کند.

بنابراین، در شرایط شیوع بیماری‌های واگیردار، هر فرد باید با رعایت این اصول، سهم خود را در حفظ سلامت جامعه ایفا کند و از رفتارهای خودخواهانه که می‌تواند به دیگران آسیب برساند، پرهیز کند.

ایجاد صداهای بلند و ناهنجار برای تفریح، به‌ویژه زمانی که همراه با انفجار یا خطرات جانی باشد، نمونه‌ای بارز از خودخواهی است.

فردی که چنین کاری انجام می‌دهد، تنها به دنبال لذت و هیجان لحظه‌ای خود است و به تأثیرات منفی این رفتار بر آرامش، سلامت و امنیت دیگران توجهی ندارد.

این صداهای بلند می‌توانند باعث ترس، اضطراب و حتی آسیب‌های جسمی به افراد، به‌ویژه کودکان، سالمندان یا بیماران شود.

علاوه بر این، استفاده از مواد منفجره یا ایجاد صداهای خطرناک، جان خود فرد و اطرافیان را نیز تهدید می‌کند. چنین رفتارهایی نه تنها بی‌احترامی به حقوق دیگران است، بلکه نشان‌دهنده بی‌مسئولیتی و بی‌توجهی به ارزش‌های انسانی و اجتماعی است.

برای حفظ آرامش و امنیت جامعه، ضروری است از این گونه خودخواهی‌ها پرهیز کنیم و به حریم و حقوق دیگران احترام بگذاریم.

***

چهارشنبه‌سوری به عنوان یکی از آیین‌های کهن ایرانی، در اصل نمادی از شادی، نو شدن و پاکسازی پیش از رسیدن بهار بوده است. این آیین در گذشته با روشن کردن آتش، پریدن از روی آن و خواندن شعرها و دعاهای خاص همراه بود و هدف آن دور کردن انرژی‌های منفی و استقبال از سال جدید بود.

متأسفانه، برخی افراد با سوءاستفاده از این آیین زیبا، دست به رفتارهای خطرناک و خودخواهانه می‌زنند که نه تنها با روح اصلی چهارشنبه‌سوری همخوانی ندارد، بلکه باعث ایجاد خطرات جانی و مالی برای خود و دیگران می‌شود. این رفتارها، مانند استفاده از مواد منفجره یا ایجاد صداهای بلند و ناهنجار، ناشی از بی‌توجهی به ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی است و ربطی به سنت اصیل چهارشنبه‌سوری ندارد.

برای حفظ اصالت این آیین زیبا، بهتر است به جای رفتارهای خطرناک و خودخواهانه، به سراغ روش‌های ایمن و فرهنگی برای جشن گرفتن چهارشنبه‌سوری برویم و این سنت را به شکلی احترام‌آمیز و مسئولانه زنده نگه داریم.

تبرج، یا نمایش افراطی ثروت و ظواهر، می‌تواند ریشه در خودخواهی داشته باشد. این رفتار اغلب ناشی از تمایل فرد به جلب توجه، برتری‌جویی یا اثبات جایگاه اجتماعی خود است، بدون آنکه به تأثیرات آن بر دیگران یا جامعه توجهی شود.

تبرج ممکن است حسادت، نارضایتی یا احساس کم‌بود را در دیگران ایجاد کند و حتی به ایجاد شکاف‌های اجتماعی دامن بزند.

فردی که دست به چنین نمایشی می‌زند، معمولاً تنها به خود و تصویری که می‌خواهد از خود ارائه دهد فکر می‌کند و به احساسات یا شرایط اطرافیانش بی‌اعتناست.

برای ایجاد جامعه‌ای متوازن و همدل، بهتر است از چنین رفتارهایی پرهیز کنیم و به جای نمایش ظواهر، به ارزش‌های درونی و احترام متقابل توجه داشته باشیم.

رعایت نکردن قوانین راهنمایی و رانندگی، بدون شک ریشه در خودخواهی دارد.

این رفتار نه تنها جان خود فرد، بلکه جان دیگران را نیز به خطر می‌اندازد. فردی که با سرعت غیرمجاز می‌راند، از چراغ قرمز عبور می‌کند یا بدون توجه به حق تقدم دیگران حرکت می‌کند، تنها به سرعت و راحتی خود فکر می‌کند و به عواقب خطرناک این اقدامات برای دیگران بی‌توجه است.

این خودخواهی می‌تواند منجر به حوادث جبران‌ناپذیر، آسیب‌های جسمی و حتی مرگ شود.

برای ایجاد ایمنی و آرامش در جاده‌ها، ضروری است که همه به قوانین احترام بگذارند و منافع جمعی را بر منافع شخصی ترجیح دهند.

احتکار کالا یا مواد غذایی، نمونه‌ای آشکار از خودخواهی است که پیامدهای منفی گسترده‌ای برای جامعه به همراه دارد.

این عمل با ایجاد کمبود مصنوعی، نه تنها قیمت‌ها را به شکل غیرمنطقی افزایش می‌دهد، بلکه دسترسی دیگران به نیازهای اولیه را نیز دشوار می‌کند.

فرد احتکار کننده تنها به سود شخصی خود می‌اندیشد و به تأثیرات مخرب این رفتار بر زندگی دیگران بی‌توجه است.

در شرایط بحرانی مانند شیوع بیماری‌ها یا حوادث طبیعی، این خودخواهی می‌تواند بحران را تشدید کند و حتی جان انسان‌ها را تهدید نماید.

برای ساختن جامعه‌ای متعادل و منصفانه، باید از چنین رفتارهایی دوری کرد و به فکر منافع عمومی بود.

قطعاً مصرف بیش از اندازه و نامناسب انواع انرژی، نمونه‌ای بارز از خودخواهی است.

این رفتار نه تنها منابع طبیعی را به خطر می‌اندازد، بلکه آینده‌ی نسل‌های بعد را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

فردی که بدون توجه به محدودیت‌های منابع انرژی، به مصرف بی‌رویه ادامه می‌دهد، تنها به رفاه و راحتی لحظه‌ای خود فکر می‌کند و تأثیرات منفی این مصرف را بر محیط زیست و جامعه نادیده می‌گیرد.

این خودخواهی می‌تواند منجر به کاهش منابع، آلودگی بیشتر و تشدید بحران‌هایی مانند تغییرات اقلیمی شود.

برای حفظ تعادل و پایداری زمین، ضروری است که در مصرف انرژی مسئولانه‌تر عمل کنیم و به نیازهای جمعی و آینده احترام بگذاریم.

یک مورد دیگر خودخواهی، پارک کردن خودرو در مکان‌های مخصوص افراد دارای معلولیت یا پارک‌های اختصاصی دیگران است.

فردی که این کار را انجام می‌دهد، تنها به راحتی و منفعت خود فکر می‌کند و نیازها و حقوق دیگران را نادیده می‌گیرد. این رفتار نه تنها بی‌احترامی به قوانین است، بلکه باعث ایجاد مشکل برای افرادی می‌شود که واقعاً به آن فضا نیاز دارند.

چنین اعمالی نشان‌دهنده بی‌توجهی به دیگران و اولویت دادن به منافع شخصی به هر قیمتی است.

برای ایجاد جامعه‌ای منصفانه و محترم، باید از این گونه خودخواهی‌ها پرهیز کرد.

بلند کردن صدای ضبط خودرو تا حدی که به حریم عمومی دیگران نفوذ کند، جلوه‌ای آشکار از خودخواهی است. این عمل، نه تنها سکوت و آرامش جمعی را می‌شکند، بلکه بی‌اعتنایی به آسایش و حقوق دیگران را نیز به نمایش می‌گذارد.

فردی که چنین می‌کند، تنها به دنبال ارضای سلیقه یا خواسته‌ی شخصی خود است، بی‌آنکه به تأثیر آزاردهنده‌ی آن بر اطرافیان توجهی داشته باشد.

این رفتار، گویای نادیده گرفتن حریم عمومی و بی‌احترامی به فضای مشترکی است که همه در آن سهیم‌اند.

برای حفظ احترام و همزیستی مسالمت‌آمیز، شایسته است از چنین اعمالی پرهیز کنیم و به آرامش و حقوق دیگران احترام بگذاریم.

سیگار کشیدن در پیاده‌رو هنگام راه رفتن نمونه‌ای دیگر از خودخواهی است.

فرد سیگاری با این کار نه تنها سلامت خود، بلکه سلامت دیگران را نیز به خطر می‌اندازد. دود سیگار به راحتی به اطراف پخش می‌شود و افرادی که در پشت سر یا نزدیک فرد سیگاری راه می‌روند، مجبور به استنشاق این دود مضر می‌شوند.

این رفتار نشان‌دهنده بی‌توجهی به حقوق دیگران و عدم احترام به سلامت عمومی است.

برای حفظ احترام و سلامت همگان، بهتر است از سیگار کشیدن در مکان‌های عمومی و شلوغ خودداری شود.

انداختن آب دهان در معابر عمومی یکی از نمونه‌های بارز خودخواهی است.

این رفتار نه تنها باعث آلودگی محیط می‌شود، بلکه سلامت عمومی را نیز به خطر می‌اندازد. فردی که این کار را انجام می‌دهد، تنها به راحتی خود فکر می‌کند و به تأثیر منفی آن بر دیگران و جامعه توجهی ندارد.

چنین رفتارهایی نشان‌دهنده بی‌توجهی به حقوق دیگران و محیط زیست است.

برای داشتن جامعه‌ای پاک و سالم، باید از خودخواهی‌های کوچک مانند این جلوگیری کرد.

جوان با عجله در خیابان پیش می‌رفت. کفش‌هایش سریع بر روی سنگفرش خیابان ضربه می‌زدند، گویی زمان در حال فرار بود و او باید آن را بگیرد. نفس‌هایش کوتاه و قدم‌هایش بلند بودند. امروز هم مثل همیشه دیر کرده بود.

ناگهان، در میانهٔ مسیر، متوجه پیرمردی شد که آرام و با طمأنینه قدم برمی‌داشت. عصایش را هر چند قدم یک بار روی زمین می‌گذاشت و لحظه‌ای مکث می‌کرد، گویی هر گامش را با دقت می‌سنجید. جوان با بی‌حوصلگی خواست از کنارش بگذرد، اما چیزی در چهرهٔ آرام و نگاه مطمئن پیرمرد او را متوقف کرد.

— «عجله داری، پسرم؟»

جوان که از این سؤال غافلگیر شده بود، سرش را تکان داد و گفت: «بله، همیشه وقت کم می‌آورم.»

پیرمرد لبخندی زد و گفت: «می‌دانستی که گاهی، آرام رفتن تو را زودتر به مقصد می‌رساند؟»

جوان با تعجب به او نگاه کرد. پیرمرد ادامه داد: «من هم زمانی مثل تو می‌دویدم. فکر می‌کردم اگر سریع‌تر بروم، بیشتر خواهم دید، بیشتر خواهم داشت... اما بعدها فهمیدم که خیلی چیزها را در همین عجله از دست داده‌ام.»

جوان لحظه‌ای به فکر فرو رفت. صدای ماشین‌ها، شلوغی خیابان و هیاهوی مردم، همیشه بخشی از زندگی‌اش بود. اما اکنون، کنار پیرمرد، برای اولین بار متوجه شد که نسیم ملایمی می‌وزد، پرنده‌ای در نزدیکی آواز می‌خواند و آفتاب، گرمای دلچسبی بر روی پوستش گذاشته است.

قدم‌هایش را کندتر کرد و با پیرمرد هم‌قدم شد. راهی که همیشه با شتاب می‌پیمود، حالا رنگ و بوی دیگری داشت. انگار آرام‌تر رفتن، چشم‌هایش را برای دیدن چیزهایی که همیشه نادیده می‌گرفت، باز کرده بود.

پیرمرد نگاهی به او انداخت و گفت: «زندگی، دویدن نیست... گام زدن و لذت بردن است.»

و جوان، برای اولین بار، این جمله را نه فقط شنید، بلکه عمیقاً حس کرد.


«س.م.ط.بالا»

پله‌های برقی

یک درنگ کوتاه

بستن پرده‌ی چشم

دیدن یک رؤیا

اوج گرفتن و سقوط

حس خوب پرواز

به همین آسانی


«س.م.ط.بالا»


(چهاردهم بهمن ماه یک هزار و چهارصد و سه خورشیدی)

روزها در گذر هستند. جنگ ها در جریان هستند. انسان ها کشته می شوند. رنج می کشند.

زمین مهربان و آسمان بخشنده، همیشه به یک حال نیستند. گاه دگرگون می شوند و خشم می گیرند. نسیمی که طوفان می شود. نم نمی که سیل می شود و لرزی که ویران می کند.

قدرت های بزرگ در پی منافع خود هستند. و مردم در پی زندگانی یا زنده مانی خویش. در تسخیر آنچه چرخش روزگار برای این عصر تدارک دیده است. جز آه و ناله ای و گاه فریادی و گاه لقمه نانی، یاری نیست.

نزدیک تر بیاییم. عزیزی از دست می رود. چند روزی، مراسمی هست و پیامی. نوحه ای هست و دعایی. در نسخه های جدیدتر سوت و کف و آوازی. و در پایان تنهایی و تنهایی.

یادتان هست اخوان می گفت: “زمستان است…”

هر چه فکر می کنم می بینم بدون خدا نمی شود. باید باشد. درست همینجا کنار ما. شریعتی هم همین طور فکر می کرد: “اگر تنهاترین تنها شوم، هنوز خدا هست”


«س.م.ط.بالا»