کمال‌الدین اسماعیل : ملحقات
شمارهٔ ۸ - وله ایضا
مرا دوستی گفت قانع شو، ایرا
مولوی : غزلیات
غزل ۳۲۰۹ - نسیت الیوم من عشقی صلاتی
نَسیتُ الْیَوْمَ مِنْ عِشْقی صَلاتی
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۳۱۰ - از سر هوای وصل تو بیرون نمی رود
از سر هوای وصل تو بیرون نمی رود
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۶۴ - مایه پرورش عالم اسباب یکی است
مایه پرورش عالم اسباب یکی است
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۸۶ - دل را نه ز آدم و نه حواست نسب
دل را نه ز آدم و نه حواست نسب
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۶ - لفظ الف و دو لام و یک ها
لفظ الف و دو لام و یک ها
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۵۲ - بی ‌تو دل در سینه‌ام دارد جنون افسانه‌ای
بی ‌تو دل در سینه‌ام دارد جنون افسانه‌ای
نصرالله منشی : باب الاسد و الثور
بخش ۳۱ - دمنه گفت: آنچه شیر برای تو می‌سگالد از این معانی که برشمردی چون تضریب خصوم ملال ملوک و دیگر ابواب نیست، لکن کمال بی وفایی و غدر او را بران میدارد، که
دمنه گفت: آنچه شیر برای تو می‌سگالد از این معانی که برشمردی چون تضریب خصوم ملال ملوک و دیگر ابواب نیست، لکن کمال بی وفایی و غدر او را بران میدارد، که جباری است. کامگار و غداریست مکار. اویل صحبت او را حلاوت زندگانیست و اواخر آن را تلخی مرگ. شنزبه گفت:طعم نوش چشیده ام، نوبت زخم نیش است. و بحقیقت مرا اجل اینجا آورد، و الا من چه مانم بصحبت شیر؟ من او را طعمه و او در من طامع. اما تقدیر ازلی و غلبه حرص و اومید مرا در این ورطه افگند.
مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۸۴ - هر که گوید کان چراغ دیده‌‌ها را دیده‌‌‌‌ام
هر کِه گوید کان چراغِ دیده‌‌ها را دیده‌‌‌‌اَم
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۲۷۷ - روزگاری است که در دیر مغان می‌ریزد
روزگاری است که در دیر مغان می‌ریزد
مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۶۵ - یا ربا این لطف‌ها را از لبش پاینده دار
یا رَبا این لُطف‌ها را از لَبَش پاینده دار
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۰۴ - بر قرص جو خودم بود دست دراز
بر قرص جو خودم بود دست دراز
حافظ : غزلیات
غزل ۲۷۷ - فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۸۹ - خبری گر ز حال ما یابی
خبری گر ز حال ما یابی
رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۱۰ - چگونه از سر کوی کسی بار سفر بندم
چگونه از سر کوی کسی بار سفر بندم
حافظ : غزلیات
غزل ۳۹۳ - منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۵۱ - کیسه‌ای به حکیم وعده کرده‌اند آن را با کاردی طلب می‌کند
ای کمال زمان بیا و ببین
مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۱۱ - بانگ برآمد ز خرابات من
بانگ بَرآمَد زِ خَراباتِ من
مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۹۳ - به تن با ما، به دل در مرغزاری
به تَنْ با ما، به دلْ در مَرغْزاری
انوری : مقطعات
شماره ۴۴۲ - سرخس از جور بی‌آبی و آبی
سرخس از جور بی‌آبی و آبی