سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شمارهٔ ۳۵ - قطعه کتب الی (الخدمة) الصاحب الشهید طاب ثراه
چو حق خواجه را آن سعادت بداد
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۷۹۵ - بس که ترسیده است چشم غنچه از غارتگران
بس که ترسیده است چشم غنچه از غارتگران
قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة الصف
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شمارهٔ ۱۱۰ - فی نعت النبی علیه السلام
بسوی حضرت رسول الله
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۳ - ای نقطه دهن خطت عجب دایره است
ای نقطه دهن خطت عجب دایره است
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۱۳۳ - زآنگه که مست عشق تو شدسیف رابهست
زآنگه که مست عشق تو شدسیف رابهست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۵۶ - ای در آتش از هوایت نعل هر سیاره ای
ای در آتش از هوایت نعل هر سیاره ای
عطار نیشابوری : باب پنجاهم: در ختم كتاب
شماره ۴ - بگذشت ز فرق دو جهان گوهر ما
بگذشت ز فرق دو جهان گوهر ما
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۲۴ - ساقی بحیات جان کسی رهبر نیست
ساقی بحیات جان کسی رهبر نیست
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۷۷ - دلرا چو کرد عشق تهی و فرو نشست
دلرا چو کرد عشق تهی و فرو نشست
سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شماره ۹ - آن خداوندی که عالم آن اوست
آن خداوندی که عالم آن اوست
سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شماره ۴۶ - ای قوم درین عزا بگریید
ای قوم درین عزا بگریید
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۱۴ - ای کرده غم عشق تو غمخواری دل
ای کرده غم عشق تو غمخواری دل
سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شمارهٔ ۱۶ - و کتب الیه ایضا
دلم از کار این جهان بگرفت
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۱۶۷ - گرترا بی عشق ازین سان زندگانی بگذرد
گرترا بی عشق ازین سان زندگانی بگذرد
سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شماره ۹۲ - در شب زلف تو قمر دیدن
در شب زلف تو قمر دیدن
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۱ - تا خم و خمخانه بدست علیست
تا خم و خمخانه بدست علیست
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۹۳۰ - نه ذوق باغ به دل، نه هوای پروازی
نه ذوق باغ به دل، نه هوای پروازی
رشیدالدین میبدی : ۲۴- سورة النّور- مدنیّة
۳ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ»، ابصار الرؤس عن المحارم و ابصار القلوب عمّا سواه، مؤمنانرا میفرماید تا دیده سر از محارم فرو گیرند و دیده سرّ از هر چه دون حق فرو گیرند، خاک نیستى در چشم هستى خود افکنده و از لوح وجود خود هجو نفس مکاره بر خواند. محمّد عربى که درّ یتیم بحار رسالت بود و واسطه عقد دلالت از سر درد هستى خود این فریاد همى کند که: «لیت ربّ محمّد لم یخلق محمّدا» و ایشان که سابقان و صادقان و سالکان راه بودند هرگز بخود ذره‏اى التفات نکردند و از هستى خود شاد نبودند و بچشم پسند بخود ننگرستند، روزى جنید با رویم نشسته بود شبلى در آمد، و شبلى عظیم کریم بودست چون سخن جنید تمام شد رویم روى فرا جنید کرد گفت کریم مردى است این شبلى، جنید گفت حدیث کسى میکنى که او مطرودى است از مطرودان درگاه، شبلى چون این بشنید بشکست و خجل‏وار برخاست و از پیش ایشان بیرون شد، رویم گفت اى جنید این چه کلمه بود که در حق شبلى راندى و حال او ترا معلومست در پاکى و راستى؟ جنید گفت بلى شبلى عزیزى است از عزیزان درگاه، اذا کلّمتم الشبلى فلا تکلموه من دون العرش و ان سیوفه تقطر دما، لکن اى رویم آن کلمت که بر زبان تو برفت در تزکیت او تیغى بود که قصد روزگار او کرد تا مرکب معاملت او را پى کند ما ازین کلمه سپرى ساختیم تا آن تیغ را رد کرد. «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ»، قوم لا ینظرون الى الدّنیا و هم الزّهاد، و قوم لا ینظرون الى الکون و هم اهل العرفان، و قوم هم اصحاب الحفاظ و الهیبة کما لا ینظرون بقلوبهم الى الاغیار لا یرون نفوسهم اهلا للشهود، ثم الحق سبحانه یکاشفهم من غیر اختیار منهم او تعرّض او تکلف. جوانمردان طریقت ایشانند که بغیر مى‏ننگرند، دیده همت بکس باز نکنند خویشتن را در بیداء کبریاء احدیت گم کرده آتش حسرت در کلبه وجود خود زده در دریاى هیبت بموج دهشت غرق گشته، خردها حیران دلها یاوان، بى‏سر و بى‏سامان بى‏نام و بى‏نشان.
رشیدالدین میبدی : ۹۶- سورة العلق- مکیة
النوبة الاولى
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان.