بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۷۲ - به مطلب می‌رساند وحشت از آفاق ورزبدن
به مطلب می‌رساند وحشت از آفاق ورزبدن
ایرانشان : کوش‌نامه
بخش ۲۲۸ - بازگشت جاسوس کوش از ایران
سواری که از چین فرستاده بود
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۵۴ - دلنشین افتاده است از بس که خط و خال او
دلنشین افتاده است از بس که خط و خال او
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۶۶۳ - تا کنم از هر بن مو رنگ هستی آشکار
تا کنم از هر بن مو رنگ هستی آشکار
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۵۸۳ - از جهان و جهانیان بگریز
از جهان و جهانیان بگریز
سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۲۹ - یکی از وزرا پیش ذوالنّون مصری رفت و همّت خواست
یکی از وزرا پیش ذوالنّون مصری رفت و همّت خواست؛ که روز و شب به خدمتِ سلطان مشغولم و به خیرش امیدوار و از عقوبتش ترسان. ذوالنّون بگریست و گفت: اگر من خدای را، عَزَّ وَ جَلَّ، چنین پرستیدمی که تو سلطان را، از جملهٔ صِدّیقان بودمی.
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۹۴ - خطاپرست مباش‌ ای ز راستی عاری
خطاپرست مباش‌ ای ز راستی عاری
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۸۳۷ - ز بس مشقّت و محنت که در سفر بکشیدم
ز بس مشقّت و محنت که در سفر بکشیدم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۴۲ - جان مشتاقان زکوی دلستان چون بگذرد؟
جان مشتاقان زکوی دلستان چون بگذرد؟
سلمان ساوجی : فراق نامه
بخش ۷ - تابستان
چو بنمودی از برج مه مهر چهر
رشیدالدین میبدی : ۳۸- سورة ص- مکیة
۳ - النوبة الثانیة
قوله: وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَیْمانَ قال ابن عباس: اولادنا من مواهب اللَّه تعالى: یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ، و قد سمى اللَّه عزّ و جلّ الولد الهبة فى القرآن فى مواضع منها قوله: وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا لِأَهَبَ لَکِ غُلاماً زَکِیًّا.
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۱۰۳ - الرب
بود رب اسمی از اسماء حضرت
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۳۷ - چون جمله تویی بهانه برخاست
چون جمله تویی بهانه برخاست
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۵۰۳ - سرمایهٔ اظهار بقا هیچکسی کن
سرمایهٔ اظهار بقا هیچکسی کن
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۴۴ - یا رب تو به فضل خویش موزونم کن
یا رب تو به فضل خویش موزونم کن
سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۳۶ - درمدح سلطان بهرام شاه غزنوی گوید
هفته دیگر بسعی ابر مروارید بار
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۴۵۱ - خراب گشتم و با خویش بس نمی آیم
خراب گشتم و با خویش بس نمی آیم
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۲۳ - ز بس دیوانگی کردم بیاد روی او شبها
ز بس دیوانگی کردم بیاد روی او شبها
صامت بروجردی : اشعار مصیبت
شمارهٔ ۳۰ - در مصیبت غریب الغربا(ع)
قبله هفتم رضا چون ار مدینه در بدر شد
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۶۴ - فکر زلفت، دود دل را دسته سنبل کند
فکر زلفت، دود دل را دسته سنبل کند