سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شماره ۹۲ - در شب زلف تو قمر دیدن
در شب زلف تو قمر دیدن
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۱ - تا خم و خمخانه بدست علیست
تا خم و خمخانه بدست علیست
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۹۳۰ - نه ذوق باغ به دل، نه هوای پروازی
نه ذوق باغ به دل، نه هوای پروازی
رشیدالدین میبدی : ۲۴- سورة النّور- مدنیّة
۳ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ»، ابصار الرؤس عن المحارم و ابصار القلوب عمّا سواه، مؤمنانرا میفرماید تا دیده سر از محارم فرو گیرند و دیده سرّ از هر چه دون حق فرو گیرند، خاک نیستى در چشم هستى خود افکنده و از لوح وجود خود هجو نفس مکاره بر خواند. محمّد عربى که درّ یتیم بحار رسالت بود و واسطه عقد دلالت از سر درد هستى خود این فریاد همى کند که: «لیت ربّ محمّد لم یخلق محمّدا» و ایشان که سابقان و صادقان و سالکان راه بودند هرگز بخود ذره‏اى التفات نکردند و از هستى خود شاد نبودند و بچشم پسند بخود ننگرستند، روزى جنید با رویم نشسته بود شبلى در آمد، و شبلى عظیم کریم بودست چون سخن جنید تمام شد رویم روى فرا جنید کرد گفت کریم مردى است این شبلى، جنید گفت حدیث کسى میکنى که او مطرودى است از مطرودان درگاه، شبلى چون این بشنید بشکست و خجل‏وار برخاست و از پیش ایشان بیرون شد، رویم گفت اى جنید این چه کلمه بود که در حق شبلى راندى و حال او ترا معلومست در پاکى و راستى؟ جنید گفت بلى شبلى عزیزى است از عزیزان درگاه، اذا کلّمتم الشبلى فلا تکلموه من دون العرش و ان سیوفه تقطر دما، لکن اى رویم آن کلمت که بر زبان تو برفت در تزکیت او تیغى بود که قصد روزگار او کرد تا مرکب معاملت او را پى کند ما ازین کلمه سپرى ساختیم تا آن تیغ را رد کرد. «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ»، قوم لا ینظرون الى الدّنیا و هم الزّهاد، و قوم لا ینظرون الى الکون و هم اهل العرفان، و قوم هم اصحاب الحفاظ و الهیبة کما لا ینظرون بقلوبهم الى الاغیار لا یرون نفوسهم اهلا للشهود، ثم الحق سبحانه یکاشفهم من غیر اختیار منهم او تعرّض او تکلف. جوانمردان طریقت ایشانند که بغیر مى‏ننگرند، دیده همت بکس باز نکنند خویشتن را در بیداء کبریاء احدیت گم کرده آتش حسرت در کلبه وجود خود زده در دریاى هیبت بموج دهشت غرق گشته، خردها حیران دلها یاوان، بى‏سر و بى‏سامان بى‏نام و بى‏نشان.
رشیدالدین میبدی : ۹۶- سورة العلق- مکیة
النوبة الاولى
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان.
نهج البلاغه : نامه ها
نامه به معاويه در پند و هشدار به او
و من كتاب له عليه‌السلام إلى معاوية فَاتَّقِ اَللَّهَ فِيمَا لَدَيْكَ وَ اُنْظُرْ فِي حَقِّهِ عَلَيْكَ وَ اِرْجِعْ إِلَى مَعْرِفَةِ مَا لاَ تُعْذَرُ بِجَهَالَتِهِ
سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شماره ۲۴ - چه خواهد کرد با شاهان ندانم
چه خواهد کرد با شاهان ندانم
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۴ - ای سوخته شمع مه ز تاب رویت
ای سوخته شمع مه ز تاب رویت
عطار نیشابوری : بخش چهارم
المقالة الرابعة
پسر گفتش دلم حیران بماندست
عین‌القضات همدانی : لوایح
فصل ۳۴
فرق است میان آن غواص که در بحر فرو رود تا درّبرآرد و میان آنکه در قعر بحر از برای آن رود تا با درّزمانی در صدف شود:
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۱۸ - گر زان توام هردو جهانم بستان
گر زان توام هردو جهانم بستان
سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۲۰ - ای نور تو آمده نقاب روح تو
ای نور تو آمده نقاب روح تو
سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شمارهٔ ۸۷ - قال علی لسان الولی المشار الیه والقطب المدار علیه
من آن آیینه معنی نمایم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۰۳ - گفتی چونی بیا که چون روزم خوش
گفتی چونی بیا که چون روزم خوش
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۱۲۵ - یار دل بر بود و از من روی پنهان کردو رفت
یار دل بر بود و از من روی پنهان کردو رفت
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۱۷۰ - بر صفحه رخسار تو آنکس که نظر کرد
بر صفحه رخسار تو آنکس که نظر کرد
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۶ - رفتی و دل ربودی یکشهر مبتلا را
رفتی و دل ربودی یکشهر مبتلا را
نجم‌الدین رازی : سایر اشعار
شماره ۱۰ - ساقی تو بیار باده ز آن پیش
ساقی تو بیار باده ز آن پیش
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۸۱۰ - گفتم از گردون گشاید کار من، شد بسته‌تر
گفتم از گردون گشاید کار من، شد بسته‌تر
سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شماره ۱۲۱ - ای ز بازار جهان حاصل تو گفتاری
ای ز بازار جهان حاصل تو گفتاری