مشتاق اصفهانی : ماده تاریخ
شمارهٔ ۱۴ - تاریخ فوت محمد ربیع
چون پر ز گردش فلک و دور روزگار میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۸۰ - گشوده لب به حدیث ترحمآمیزی
گشوده لب به حدیث ترحمآمیزی شاطرعباس صبوحی : غزلیات
شوق جمال
صبر و قرارم دگر به یک نظر امشب امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۲۷۲ - مخترع
نگار ترک تاجیکم کند صد خانه ویرانه جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۳ - غمش گرم تپش گه شعله آسا می کند ما را
غمش گرم تپش گه شعله آسا می کند ما را رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۱ - گلعذاران نگار من نگرید
گلعذاران نگار من نگرید ترانه های کودکانه : بخش اول
پیشی جونم
پیشی جونم آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۶۹ - یار بهر خاطر اغیار زارم میکشد
یار بهر خاطر اغیار زارم میکشد امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۲۲۵ - ته واسرّه که زردُو ضعیف و زارْمهْ
ته واسرّه که زردُو ضعیف و زارْمهْ میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۲۶۲ - با خراباتیان رهی دارم
با خراباتیان رهی دارم مجد همگر : رباعیات
شماره ۵۲۶ - این کوزه که پر آب حیات است مدام
این کوزه که پر آب حیات است مدام جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۹۰ - دیده از فیض تو پریخانه شده است
دیده از فیض تو پریخانه شده است اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۳۲ - فرزند نکو بر آر ای صاحب هش
فرزند نکو بر آر ای صاحب هش اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۶۷ - آن گل که بود رخش گلستان همه
آن گل که بود رخش گلستان همه مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۹۶ - چون بند تو بنده را همی پند بود
چون بند تو بنده را همی پند بود آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۹۰ - وقتی به غمم رسیده باشی
وقتی به غمم رسیده باشی سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۰۲ - فصاد
دلبر فصاد من هرگه که گردد در غضب جمالالدین عبدالرزاق : قصاید
شمارهٔ ۹۲ - در ستایش خود و مدح رکن الدین صاعد
منم آنکس که سخن را شرفم آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۳۵ - سوخت دل، اما غبار کینه از کس برنداشت؛
سوخت دل، اما غبار کینه از کس برنداشت؛ رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام
۱۳ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَکاءَ الْجِنَّ الایة از ایدرفا اقاصیص گله اللَّه است از مشرکان عرب، و از مناکیر کفر ایشان که در زمان جاهلیّت جهال بودند، و دین عرب آن وقت سه دین بود: قومى فریشتگان میپرستیدند، که میگفتند: ایشان دختران خداىاند، از آن ایشان را پوشیده میدارد، و قومى بتان را میپرستیدند، و قومى از خزاعه ستاره شعرى مىپرستیدند. در این آیت رب العزّة از ایشان گله میکند و از اهل کتابین: جهودان که میگفتند: «عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ» و ترسایان که میگفتند: «الْمَسِیحُ ابْنُ اللَّهِ».
شمارهٔ ۱۴ - تاریخ فوت محمد ربیع
چون پر ز گردش فلک و دور روزگار میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۸۰ - گشوده لب به حدیث ترحمآمیزی
گشوده لب به حدیث ترحمآمیزی شاطرعباس صبوحی : غزلیات
شوق جمال
صبر و قرارم دگر به یک نظر امشب امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۲۷۲ - مخترع
نگار ترک تاجیکم کند صد خانه ویرانه جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۳ - غمش گرم تپش گه شعله آسا می کند ما را
غمش گرم تپش گه شعله آسا می کند ما را رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۱ - گلعذاران نگار من نگرید
گلعذاران نگار من نگرید ترانه های کودکانه : بخش اول
پیشی جونم
پیشی جونم آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۶۹ - یار بهر خاطر اغیار زارم میکشد
یار بهر خاطر اغیار زارم میکشد امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۲۲۵ - ته واسرّه که زردُو ضعیف و زارْمهْ
ته واسرّه که زردُو ضعیف و زارْمهْ میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۲۶۲ - با خراباتیان رهی دارم
با خراباتیان رهی دارم مجد همگر : رباعیات
شماره ۵۲۶ - این کوزه که پر آب حیات است مدام
این کوزه که پر آب حیات است مدام جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۹۰ - دیده از فیض تو پریخانه شده است
دیده از فیض تو پریخانه شده است اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۳۲ - فرزند نکو بر آر ای صاحب هش
فرزند نکو بر آر ای صاحب هش اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۶۷ - آن گل که بود رخش گلستان همه
آن گل که بود رخش گلستان همه مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۹۶ - چون بند تو بنده را همی پند بود
چون بند تو بنده را همی پند بود آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۹۰ - وقتی به غمم رسیده باشی
وقتی به غمم رسیده باشی سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۰۲ - فصاد
دلبر فصاد من هرگه که گردد در غضب جمالالدین عبدالرزاق : قصاید
شمارهٔ ۹۲ - در ستایش خود و مدح رکن الدین صاعد
منم آنکس که سخن را شرفم آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۳۵ - سوخت دل، اما غبار کینه از کس برنداشت؛
سوخت دل، اما غبار کینه از کس برنداشت؛ رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام
۱۳ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَکاءَ الْجِنَّ الایة از ایدرفا اقاصیص گله اللَّه است از مشرکان عرب، و از مناکیر کفر ایشان که در زمان جاهلیّت جهال بودند، و دین عرب آن وقت سه دین بود: قومى فریشتگان میپرستیدند، که میگفتند: ایشان دختران خداىاند، از آن ایشان را پوشیده میدارد، و قومى بتان را میپرستیدند، و قومى از خزاعه ستاره شعرى مىپرستیدند. در این آیت رب العزّة از ایشان گله میکند و از اهل کتابین: جهودان که میگفتند: «عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ» و ترسایان که میگفتند: «الْمَسِیحُ ابْنُ اللَّهِ».