ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۷۴ - خون ناحق!
باد صبا خوش است شهیدان رشت را اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۷۵۰ - ای که دیگر بیگناه از من عنان پیچیدهای
ای که دیگر بیگناه از من عنان پیچیدهای اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۴۴ - تاریخ ولادت
آصف صفاتی کز نسل جابر امیر معزی : رباعیات
شماره ۱۲۱ - چشمی دارم ز اشک پیمانهٔ عشق
چشمی دارم ز اشک پیمانهٔ عشق صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۱۰۵ - هنوزم از دهان چون صبح بوی شیر میآمد
هنوزم از دهان چون صبح بوی شیر میآمد رضیالدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۶۴ - با سبحه به چپ و راست ساغر گیریم
با سبحه به چپ و راست ساغر گیریم انوری : مقطعات
شمارهٔ ۸۵ - در مدح سعدالدین و کیفیت سقطه و حسب حال خود
ای سعد سپهر دین کجایی صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۲ - فنای من به نسیم بهانهای بند است
فنای من به نسیم بهانهای بند است یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۸۶ - به حاجی محمد اسمعیل طهرانی نوشته
سرور راستین حاجی اسمعیل؛ نامه شما دیده را سرمه سائی کرد و دل را از دام تیمار رهائی داد. پس از خواندن پاسخی بدان هنجار که آئین من است نوشتم، دادم خطر با سرکار فرستد ندانم چه کرد، آدمی روانه دیدم و بهانه نگارش و گزارش نامه و نامی بدست افتاده. نیمه ماه است با دردهای نهفته و پیدا زنده ام و بنده می دانم نامه نگاری کرده ای و نرسیده. من هم کاغذها نگاشته و به شما نداده اند. خدا بندگان خود را از یاری این خاکی نهادان باد گوهر بی نیازی دهد که در کار و کردار اینان سود و بهبودی نیست. باری این را بدان هرگز از تو فراموش نخواهم کرد و سودای نامه نگاریت در پای نخواهم برد بکوش که بازماندگان میرحسن خان را بجوئی و مرا آگاه سازی. یکبار دیگر فرزندی میرزارضا را ببین. داستان چشمک را در میان آر، اگر داد زود بفرست. چنانچه هنجار بوک و مگر گرفت در گذر، و او را به گوهر و خواست خود بازگذار و آگاهی فرست که رنج دل نگرانی نبرم، آرایش آئین احمدی آسایش بندگان خدای آخوند ملا ابوالحسن را درودی آزاد از فراز و فرود بر سرای و بگوی نگاه پرستاری و پرورش از من باز نبرد، کشته ام تخمی و چشم به ره باران است. انوری : مقطعات
شماره ۱۱۰ - کیمیایی ترا کنم تعلیم
کیمیایی ترا کنم تعلیم انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۴۹ - در مدح امیر فخرالدین ابوالمفاخر آبی
ای به تدبیر قطب آن گردون ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۸۵ - خورد چشم سیهت خون مسلمانی چند
خورد چشم سیهت خون مسلمانی چند بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۱۴ - چو گوهر آخر از تجرید نقش مدعا بستم
چو گوهر آخر از تجرید نقش مدعا بستم انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۷ - در مدح گوید
ای سروری که از گل دل قامت قلم مولوی : غزلیات
غزل ۹۹۸ - آتش عشق تو قلاووز شد
آتشِ عشقِ تو قَلاووز شُد فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۱۷۴ - ما ز مادر داغ بر دل خاک بر سر زادهایم
ما ز مادر داغ بر دل خاک بر سر زادهایم شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۰۰ - نخست دیده طلب کن پس آنگهی دیدار
نخست دیده طلب کن پس آنگهی دیدار اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۶۹ - ساقی قدحی که کشته جانانیم
ساقی قدحی که کشته جانانیم انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۱۵ - در تهنیت منصب گوید
احکام دین چو از شرفالدین شرف گرفت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۳۱۴ - بس که محکم کرده در سستی بنا کاشانه ام
بس که محکم کرده در سستی بنا کاشانه ام
شمارهٔ ۷۴ - خون ناحق!
باد صبا خوش است شهیدان رشت را اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۷۵۰ - ای که دیگر بیگناه از من عنان پیچیدهای
ای که دیگر بیگناه از من عنان پیچیدهای اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۴۴ - تاریخ ولادت
آصف صفاتی کز نسل جابر امیر معزی : رباعیات
شماره ۱۲۱ - چشمی دارم ز اشک پیمانهٔ عشق
چشمی دارم ز اشک پیمانهٔ عشق صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۱۰۵ - هنوزم از دهان چون صبح بوی شیر میآمد
هنوزم از دهان چون صبح بوی شیر میآمد رضیالدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۶۴ - با سبحه به چپ و راست ساغر گیریم
با سبحه به چپ و راست ساغر گیریم انوری : مقطعات
شمارهٔ ۸۵ - در مدح سعدالدین و کیفیت سقطه و حسب حال خود
ای سعد سپهر دین کجایی صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۲ - فنای من به نسیم بهانهای بند است
فنای من به نسیم بهانهای بند است یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۸۶ - به حاجی محمد اسمعیل طهرانی نوشته
سرور راستین حاجی اسمعیل؛ نامه شما دیده را سرمه سائی کرد و دل را از دام تیمار رهائی داد. پس از خواندن پاسخی بدان هنجار که آئین من است نوشتم، دادم خطر با سرکار فرستد ندانم چه کرد، آدمی روانه دیدم و بهانه نگارش و گزارش نامه و نامی بدست افتاده. نیمه ماه است با دردهای نهفته و پیدا زنده ام و بنده می دانم نامه نگاری کرده ای و نرسیده. من هم کاغذها نگاشته و به شما نداده اند. خدا بندگان خود را از یاری این خاکی نهادان باد گوهر بی نیازی دهد که در کار و کردار اینان سود و بهبودی نیست. باری این را بدان هرگز از تو فراموش نخواهم کرد و سودای نامه نگاریت در پای نخواهم برد بکوش که بازماندگان میرحسن خان را بجوئی و مرا آگاه سازی. یکبار دیگر فرزندی میرزارضا را ببین. داستان چشمک را در میان آر، اگر داد زود بفرست. چنانچه هنجار بوک و مگر گرفت در گذر، و او را به گوهر و خواست خود بازگذار و آگاهی فرست که رنج دل نگرانی نبرم، آرایش آئین احمدی آسایش بندگان خدای آخوند ملا ابوالحسن را درودی آزاد از فراز و فرود بر سرای و بگوی نگاه پرستاری و پرورش از من باز نبرد، کشته ام تخمی و چشم به ره باران است. انوری : مقطعات
شماره ۱۱۰ - کیمیایی ترا کنم تعلیم
کیمیایی ترا کنم تعلیم انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۴۹ - در مدح امیر فخرالدین ابوالمفاخر آبی
ای به تدبیر قطب آن گردون ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۸۵ - خورد چشم سیهت خون مسلمانی چند
خورد چشم سیهت خون مسلمانی چند بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۱۴ - چو گوهر آخر از تجرید نقش مدعا بستم
چو گوهر آخر از تجرید نقش مدعا بستم انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۷ - در مدح گوید
ای سروری که از گل دل قامت قلم مولوی : غزلیات
غزل ۹۹۸ - آتش عشق تو قلاووز شد
آتشِ عشقِ تو قَلاووز شُد فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۱۷۴ - ما ز مادر داغ بر دل خاک بر سر زادهایم
ما ز مادر داغ بر دل خاک بر سر زادهایم شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۰۰ - نخست دیده طلب کن پس آنگهی دیدار
نخست دیده طلب کن پس آنگهی دیدار اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۶۹ - ساقی قدحی که کشته جانانیم
ساقی قدحی که کشته جانانیم انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۱۵ - در تهنیت منصب گوید
احکام دین چو از شرفالدین شرف گرفت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۳۱۴ - بس که محکم کرده در سستی بنا کاشانه ام
بس که محکم کرده در سستی بنا کاشانه ام