امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۴۵۸ - چو جان عاشقان آن ماه را سلطان و خان سازد
چو جان عاشقان آن ماه را سلطان و خان سازد حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۰۳۹ - کارم از دست بشد دستِ من و دامنِ تو
کارم از دست بشد دستِ من و دامنِ تو قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح ابوالهیجا منوچهر بن وهسودان
ز ابرو باد آزاری بشد آراسته بستان کمال خجندی : غزلیات
شماره ۷۷۸ - ما به سودای تو دامن ز جهان در چیدیم
ما به سودای تو دامن ز جهان در چیدیم ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۲۳ - تا از برم آن یار پسندیده برفت
تا از برم آن یار پسندیده برفت رضاقلی خان هدایت : فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین
بخش ۴۸ - محوی استرآبادی
و هُوَ کهف الحاج الحرمین الشریفین حاج ملا محمد باقر. آن جناب از اهل استرآباد فرخ بنیاد بود و مدتها در تحصیل علوم عقلی ونقلی کوشیده و کسوت زهد و صلاح پوشیده. آخرالامر طالب صحبت اهل ذوق شد. عمری به خدمت این طایفه رسید و مصاحبت ایشان گزید. مسافرت بسیار کرد و روزگاری به ریاضت به سر آورد، تا به کمالات صوری و معنوی آراسته و از صفات نفسانی پیراسته آمد. سالکی با ریاضات و عارفی با کرامات، صدمات سلوک کشیده و نَشأهٔ جذب چشیده. در تجرید و تفرید وحید و در علوم توحید فرید. مؤمنی محقق و عارفی مدقق بود. گویند اخلاص و ارادت به خدمت حضرت هادی الموحدین و فخرالمجردین حاجی محمد حسن نائینی قُدِّسَ سِرُّهُ داشته و حاجی محمد حسن را نسبت ارادت به حضرت قطب الموحدین حاج عبدالوهاب نائینی بوده و گویند که نسبت ارادت او به جناب میرمحمد تقی شاهی پیوسته و میر به شیخ محمد مؤمن استرآبادی سبزواری که از اکابر مشایخ بوده نسبت ارادت درست کرده. غرض، از معاصرین بود و در آخر عمر در شیراز سکونت نمود. هم در آنجا وفات یافت. گاهی اشعار ساده میگفته. این چند بیت از آن جناب است: مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱۴۹ - ستایش ظهیرالدوله ابراهیم
ز عز و مملکت و بخت باد برخوردار امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۸۳ - ای دل، علم به ملک قناعت بلند کن
ای دل، علم به ملک قناعت بلند کن فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۳۳ - لطف تو به ما نه این چنین میبایست
لطف تو به ما نه این چنین میبایست انوری : غزلیات
غزل ۷۵ - آرزوی روی تو جانم ببرد
آرزوی روی تو جانم ببرد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۷ - چه عقل و دانش و هوشیست بر کمال مرا
چه عقل و دانش و هوشیست بر کمال مرا اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۰۸ - سنگ جفا بقصد دل زار خسته ام
سنگ جفا بقصد دل زار خسته ام سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۸۰ - مرده شوی
مرده شوی امرد که جان بخشد تن افسرده را امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۸۴ - ای به هر موی شده بسته زلف دل من
ای به هر موی شده بسته زلف دل من اهلی شیرازی : قصاید
شمارهٔ ۳۵ - در مدح شاه اسماعیل گوید
تا خلافت بر بنی آدم ز حق تفضیل شد مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱۱۵ - مدح یکی از صدور
شاد باش ای وزیر دولت یار طغرل احراری : غزلیات
شماره ۶۵ - چند روزی در جهان ای عمر مهمانی بس است
چند روزی در جهان ای عمر مهمانی بس است حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۳۴ - ای دل، به ناله از جگر خاره خون برآر
ای دل، به ناله از جگر خاره خون برآر امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۴۹۰ - به جای بود دلم تا نشسته بود آن زلف
به جای بود دلم تا نشسته بود آن زلف شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۰۱ - نیست پنهان حق ز چشم مردمان و حق شناس
نیست پنهان حق ز چشم مردمان و حق شناس
شماره ۴۵۸ - چو جان عاشقان آن ماه را سلطان و خان سازد
چو جان عاشقان آن ماه را سلطان و خان سازد حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۰۳۹ - کارم از دست بشد دستِ من و دامنِ تو
کارم از دست بشد دستِ من و دامنِ تو قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح ابوالهیجا منوچهر بن وهسودان
ز ابرو باد آزاری بشد آراسته بستان کمال خجندی : غزلیات
شماره ۷۷۸ - ما به سودای تو دامن ز جهان در چیدیم
ما به سودای تو دامن ز جهان در چیدیم ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۲۳ - تا از برم آن یار پسندیده برفت
تا از برم آن یار پسندیده برفت رضاقلی خان هدایت : فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین
بخش ۴۸ - محوی استرآبادی
و هُوَ کهف الحاج الحرمین الشریفین حاج ملا محمد باقر. آن جناب از اهل استرآباد فرخ بنیاد بود و مدتها در تحصیل علوم عقلی ونقلی کوشیده و کسوت زهد و صلاح پوشیده. آخرالامر طالب صحبت اهل ذوق شد. عمری به خدمت این طایفه رسید و مصاحبت ایشان گزید. مسافرت بسیار کرد و روزگاری به ریاضت به سر آورد، تا به کمالات صوری و معنوی آراسته و از صفات نفسانی پیراسته آمد. سالکی با ریاضات و عارفی با کرامات، صدمات سلوک کشیده و نَشأهٔ جذب چشیده. در تجرید و تفرید وحید و در علوم توحید فرید. مؤمنی محقق و عارفی مدقق بود. گویند اخلاص و ارادت به خدمت حضرت هادی الموحدین و فخرالمجردین حاجی محمد حسن نائینی قُدِّسَ سِرُّهُ داشته و حاجی محمد حسن را نسبت ارادت به حضرت قطب الموحدین حاج عبدالوهاب نائینی بوده و گویند که نسبت ارادت او به جناب میرمحمد تقی شاهی پیوسته و میر به شیخ محمد مؤمن استرآبادی سبزواری که از اکابر مشایخ بوده نسبت ارادت درست کرده. غرض، از معاصرین بود و در آخر عمر در شیراز سکونت نمود. هم در آنجا وفات یافت. گاهی اشعار ساده میگفته. این چند بیت از آن جناب است: مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱۴۹ - ستایش ظهیرالدوله ابراهیم
ز عز و مملکت و بخت باد برخوردار امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۸۳ - ای دل، علم به ملک قناعت بلند کن
ای دل، علم به ملک قناعت بلند کن فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۳۳ - لطف تو به ما نه این چنین میبایست
لطف تو به ما نه این چنین میبایست انوری : غزلیات
غزل ۷۵ - آرزوی روی تو جانم ببرد
آرزوی روی تو جانم ببرد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۷ - چه عقل و دانش و هوشیست بر کمال مرا
چه عقل و دانش و هوشیست بر کمال مرا اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۰۸ - سنگ جفا بقصد دل زار خسته ام
سنگ جفا بقصد دل زار خسته ام سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۸۰ - مرده شوی
مرده شوی امرد که جان بخشد تن افسرده را امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۸۴ - ای به هر موی شده بسته زلف دل من
ای به هر موی شده بسته زلف دل من اهلی شیرازی : قصاید
شمارهٔ ۳۵ - در مدح شاه اسماعیل گوید
تا خلافت بر بنی آدم ز حق تفضیل شد مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱۱۵ - مدح یکی از صدور
شاد باش ای وزیر دولت یار طغرل احراری : غزلیات
شماره ۶۵ - چند روزی در جهان ای عمر مهمانی بس است
چند روزی در جهان ای عمر مهمانی بس است حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۳۴ - ای دل، به ناله از جگر خاره خون برآر
ای دل، به ناله از جگر خاره خون برآر امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۴۹۰ - به جای بود دلم تا نشسته بود آن زلف
به جای بود دلم تا نشسته بود آن زلف شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۰۱ - نیست پنهان حق ز چشم مردمان و حق شناس
نیست پنهان حق ز چشم مردمان و حق شناس