مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۶۲۱
از هر چه ترنجیدی، با دل تو بگو حالی
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۶۵۱
کریما تو گلی، یا جمله قندی؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹۸۴
شیرازه طرب خط پیمانه بوده است
ظهیرالدین فاریابی : ترکیبات
شمارهٔ ۴
ای گشته تیر عشق غمت را نشان جان
مولوی : دفتر اول
بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیه‌السلام از امراکی ولی عهد از شما کدامست
بعد ماهی گفت خلق ای مهتران
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۶
راه فقرست ای برادر فاقه در وی رفتنست
مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۹۰ - ز بیم بلا آنچه دانم نگویم
ضعیفم به جان وز ضعیفی چنانم
سیدای نسفی : مسمطات
شمارهٔ ۵۵
برده تیغ ابرویت آب از دم شمشیرها
امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شمارهٔ ۹۱
باغ را چون گل رعنا ز سفر باز آید
عین‌القضات همدانی : تمهیدات
تمهید اصل سابع - حقیقت روح و دل
ای عزیز گوش دار سؤال خود را که پرسیده‬ای که «وَیَسأَلونَکَ عَن الرّوحِ قُلْ الرّوحُ مِن أمْرِ ربّی». اما ندانم که جملۀ چیزها که در باطن تو پوشیده است بدانستی؟ آنگاه پس از شناس اینهمه، طالب حقیقت روح باشی. دانم که تو گویی: من بجز از قالب و روح دیگر چه چیز باشم؟ اکنون گوش دار انشاءاللّه که بدانجای رسی که هر صفتی از صفات تو بر تو عرض کنند، چون آنجا برسی هفتاد هزار صورت بر تو عرض کنند، هر صورتی را بر شکل صورت خود بینی، گویی که من خود یکی‬ام هفتاد هزار از یکی بودن چون صورت بندد؟ و این آن باشد که هفتاد هزار خاصیت و صفت در هر یکی از بنی آدم متمکن و مندرجست، و در همه باطنها تعبیه است؛ هر خاصیتی و هر صفتی شخصی و صورتی دیگر شود. مرد چون این صفات را ببیند پندارد که خود اوست، او نباشد ولیکن ازو باشد. این صفات بعضی محموده و صفات خیر باشد، و بعضی مذمومه و صفات شر باشد. و این صفات بتمام نتوان عد و شرح کردن، این بروزگار در نتوان یافت و دید. اما در قالب تو، چون تویی تعبیه کرده‬اند و تو بحقیقت، آن لطیفه که حامل قالب تو آمده است، نتوانی یافت؛ و چون بدان لطیف رسی بدانی که «إِذاتَمَّ الفَقْرُ فَهُوَ اللّه» چه باشد.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹۷۸
خال تو ریشه در شکرستان دوانده است
اهلی شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۶۲۸
حسن کس از دلم آن شکل و شمایل نبرد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۵۳۳
داغ با سینه ارباب محبت چه کند؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۲۷۳
از می چو آن غزال، سیه مست می شود
صامت بروجردی : غزلیات
شمارهٔ ۱۴
اختلاف اهل دل خوبس اهل دل کجاست
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شمارهٔ ۱۱۴
هر بت که برافروخت رخ از جام غرور
احمد شاملو : دشنه در دیس
پریدن
رها شدن بر گُرده‌ی باد است و
سید حسن غزنوی : غزلیات
شمارهٔ ۶۹
رفتی و چون زلف خود در آتشم بگذاشتی
جمال‌الدین عبدالرزاق : قصاید
شمارهٔ ۹۳ - در مدیح
منم که جز بمدیح تو هیچ دم نزنم
نهج البلاغه : خطبه ها
راه رستگارى
<strong> و من خطبة له عليه‌السلام </strong> <strong> و هي كلمة جامعة للعظة و الحكمة </strong>