فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۲۸۴ - نگویی باز: کای غم خوار چونی؟
نگویی باز: کای غم خوار چونی؟ ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٢۴ - ز آنها که خبث باطن ایشانت ظاهرست
ز آنها که خبث باطن ایشانت ظاهرست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۲۶ - یوسف رخان ز شوق سراغ تومی کنند
یوسف رخان ز شوق سراغ تومی کنند صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۰۰ - وقت شد تا لشکر خط ماه تا ماهی کشد
وقت شد تا لشکر خط ماه تا ماهی کشد ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۳۵۱ - ای گردنم از ساعد تو طوق پذیر
ای گردنم از ساعد تو طوق پذیر یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۰ - به یکی از دوستان نگاشته
بامدادان که دوبارش دربان بی نوشته خواست، بال فرشته و اهریمن بسته داشت، و پای پری و مردم شکسته تالار سرکار سالارخان را گرم و گیرا در آمدم و او نیز با من نرم و پذیرا برآمد. پیغام سرکاری را با آنچه سروش فراگوش دل گفت و دل با زبان پرداخت برساز و سنگی شیوا و آئین و آهنگی شایان راز سرودم و باز نمودم، شنید و رسید دانست و دید، فرمود از منش درودی دل آسود بر گوی و سرودی رامش روی برساز که راست شنیده ای و درست دیده ای. میرداماد : رباعیات
شماره ۳۲۷ - ای دل تا کی به هرزه تدبیر کنی
ای دل تا کی به هرزه تدبیر کنی جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۵۱ - خواندن زلیخا یوسف را علیه السلام به سوی آن خانه و مطالبه وصال نمودن
چو شد خانه تمام از سعی استاد ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۳ - گه نیک به گفتار برافروخت مرا
گه نیک به گفتار برافروخت مرا سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۶۱ - بر خاک ریخت جام شرابی که داشتم
بر خاک ریخت جام شرابی که داشتم حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۵۷ - کام اگر حاصل از آن لعل می آشام کنیم
کام اگر حاصل از آن لعل می آشام کنیم یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۳۱ - به یکی از دوستان نگاشته
شنیدم جهان دانش و مردمی حاجی ابوالقاسم فر خجسته دیدار ارزانی داشته اند، و گردن و دوش من بنده و سرکار را از فرخ رسید خود که دل های خسته را نوید است و درهای بسته را کلید، سپاسی سهلان سنگ گذاشته اند. بامدادان دریافت همایون دیدارش را گام گذار و پویه شمار بودم. از آن پیش که رخش به درگاه و رخت به فرگاه رسد،فرستاده بندگان خان فراز آمد و نوشته ای که بی هیچ درنگم خواسته بود باز سپرد، پهنه پوزش تنگ دیدم و باره سرکشی لنگ، بی سخن پذیرش فرمان را راه اندیش آن فرخ انجمن گشتم و تماشا سگال آن خرم چمن، شعر: سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۶۶ - جغرات فروش
جغراتفروش آنکه بود داغ خریدار سعدی : غزلیات
غزل ۲۳۱ - تو آن نهای که دل از صحبت تو برگیرند
تو آن نهای که دل از صحبت تو برگیرند مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۷۵ - سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزه
سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزه جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۱۳ - آغاز سخن گستری به شروع در خردنامه اسکندری
شناسای تاریخ های کهن نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۴۵۱ - ضبط حرفی می کنم کز وی زبان می سوزدم
ضبط حرفی می کنم کز وی زبان می سوزدم قدسی مشهدی : مطالع و متفرقات
شماره ۱۸ - به بزم، چهره ز می برفروختن دارد
به بزم، چهره ز می برفروختن دارد فریدون مشیری : تا صبح تابناک اهورایی
آن سوی نیمه شب
آن سوی نیمه شب امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۷۰۸ - چو بنمایی رخ گلنار گونه
چو بنمایی رخ گلنار گونه
غزل ۲۸۴ - نگویی باز: کای غم خوار چونی؟
نگویی باز: کای غم خوار چونی؟ ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٢۴ - ز آنها که خبث باطن ایشانت ظاهرست
ز آنها که خبث باطن ایشانت ظاهرست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۲۶ - یوسف رخان ز شوق سراغ تومی کنند
یوسف رخان ز شوق سراغ تومی کنند صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۰۰ - وقت شد تا لشکر خط ماه تا ماهی کشد
وقت شد تا لشکر خط ماه تا ماهی کشد ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۳۵۱ - ای گردنم از ساعد تو طوق پذیر
ای گردنم از ساعد تو طوق پذیر یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۰ - به یکی از دوستان نگاشته
بامدادان که دوبارش دربان بی نوشته خواست، بال فرشته و اهریمن بسته داشت، و پای پری و مردم شکسته تالار سرکار سالارخان را گرم و گیرا در آمدم و او نیز با من نرم و پذیرا برآمد. پیغام سرکاری را با آنچه سروش فراگوش دل گفت و دل با زبان پرداخت برساز و سنگی شیوا و آئین و آهنگی شایان راز سرودم و باز نمودم، شنید و رسید دانست و دید، فرمود از منش درودی دل آسود بر گوی و سرودی رامش روی برساز که راست شنیده ای و درست دیده ای. میرداماد : رباعیات
شماره ۳۲۷ - ای دل تا کی به هرزه تدبیر کنی
ای دل تا کی به هرزه تدبیر کنی جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۵۱ - خواندن زلیخا یوسف را علیه السلام به سوی آن خانه و مطالبه وصال نمودن
چو شد خانه تمام از سعی استاد ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۳ - گه نیک به گفتار برافروخت مرا
گه نیک به گفتار برافروخت مرا سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۶۱ - بر خاک ریخت جام شرابی که داشتم
بر خاک ریخت جام شرابی که داشتم حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۵۷ - کام اگر حاصل از آن لعل می آشام کنیم
کام اگر حاصل از آن لعل می آشام کنیم یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۳۱ - به یکی از دوستان نگاشته
شنیدم جهان دانش و مردمی حاجی ابوالقاسم فر خجسته دیدار ارزانی داشته اند، و گردن و دوش من بنده و سرکار را از فرخ رسید خود که دل های خسته را نوید است و درهای بسته را کلید، سپاسی سهلان سنگ گذاشته اند. بامدادان دریافت همایون دیدارش را گام گذار و پویه شمار بودم. از آن پیش که رخش به درگاه و رخت به فرگاه رسد،فرستاده بندگان خان فراز آمد و نوشته ای که بی هیچ درنگم خواسته بود باز سپرد، پهنه پوزش تنگ دیدم و باره سرکشی لنگ، بی سخن پذیرش فرمان را راه اندیش آن فرخ انجمن گشتم و تماشا سگال آن خرم چمن، شعر: سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۶۶ - جغرات فروش
جغراتفروش آنکه بود داغ خریدار سعدی : غزلیات
غزل ۲۳۱ - تو آن نهای که دل از صحبت تو برگیرند
تو آن نهای که دل از صحبت تو برگیرند مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۷۵ - سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزه
سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزه جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۱۳ - آغاز سخن گستری به شروع در خردنامه اسکندری
شناسای تاریخ های کهن نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۴۵۱ - ضبط حرفی می کنم کز وی زبان می سوزدم
ضبط حرفی می کنم کز وی زبان می سوزدم قدسی مشهدی : مطالع و متفرقات
شماره ۱۸ - به بزم، چهره ز می برفروختن دارد
به بزم، چهره ز می برفروختن دارد فریدون مشیری : تا صبح تابناک اهورایی
آن سوی نیمه شب
آن سوی نیمه شب امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۷۰۸ - چو بنمایی رخ گلنار گونه
چو بنمایی رخ گلنار گونه