نسیمی : غزلیات
شمارهٔ ۳
می کشد چشم تو از گوشه به میخانه مرا حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۰
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۷۴ - نبشتن ز گفتن مهمتر شناس
نبشتن ز گفتن مهمتر شناس سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۰
ی مسلمانان مرا در عشق آن بت غیرتست عمان سامانی : گنجینة الاسرار
بخش ۲۴
در بیان اینکه طی وادی طریقت و قطع جادهی حقیقت را، همّتی مردانه در کارست که آن جامه مناسب براندام قابلیت هر کس و پای مجاهدهی هر نالایق را پایهی دسترس نیست لمؤلفه: ترانه های کودکانه : بخش اول
سلام
سلام پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
غرور نیکبختان
ز دامی دید گنجشگی همائی فیاض لاهیجی : رباعیات
شمارهٔ ۱۱۲
عمری شده تا ز خیل مهجورانیم سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۴۶۳
رخ تو دیدم و در عالم دگر رفتم عیوقی : ورقه و گلشاه
بخش ۲۱ - رفتن ورقه بهٔمن
چو از مسکن خویش دل را بتافت رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۴۲ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: الطَّلاقُ مَرَّتانِ الآیة... حکم طلاق در روزگار جاهلیت و در ابتداء اسلام پیش از نزول این آیت آن بود که هر آن کس که زن خویش را طلاق دادى اگر یکى و بیشتر، طلاق را حصرى و حدى نبود، و مرد را حق رجعت بود در روزگار عدّة، تا آن گه که زنى آمد بعایشه نالید از شوى خویش، که وى را طلاق میداد بر دوام، و رجعت میکرد بر سبیل اضرار، و عایشه آن قصه با رسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلم بگفت، و در آن حال این آیت آمد و حدّ طلاق پیدا شد و به باز آمد. گفتند یا رسول اللَّه الطَّلاقُ مَرَّتانِ و این الثالثة؟ این دو طلاق است که گفت ذکر سیم کجاست؟ گفت: فَإِمْساکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ این تسریح نام سدیگر طلاق است. و نامهاى طلاق در قرآن سه است: طلاق و فراق و سراح: «طلقوهن و فارقوهن و سرحوهن». کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۱۷۲
گر چه کرمت ز من عنان باز گرفت هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۸
به ره او چه غم آن را که ز جان میگذرد ملکالشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۵ - در میگساری
می مخور ور خوری مدام مخور سعدی : باب دوم در احسان
حکایت
شنیدم که مغروری از کبر مست شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی شمارهٔ ۱۸۵
عقل را نایب خدا دانش پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
قطعه
ما نیز در دیار حقیقت، توانگریم صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۴۳۶
چون غنچه هر که ننشست در خار تا به گردن نظامی گنجوی : لیلی و مجنون
بخش ۲ - نعت پیغمبر اکرم (ص)
ای شاه سوار ملک هستی ابوالفرج رونی : قصاید
شمارهٔ ۴۲ - ایضاً له
ای چو نام تو اعتقاد تو پاک
شمارهٔ ۳
می کشد چشم تو از گوشه به میخانه مرا حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۰
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۷۴ - نبشتن ز گفتن مهمتر شناس
نبشتن ز گفتن مهمتر شناس سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۰
ی مسلمانان مرا در عشق آن بت غیرتست عمان سامانی : گنجینة الاسرار
بخش ۲۴
در بیان اینکه طی وادی طریقت و قطع جادهی حقیقت را، همّتی مردانه در کارست که آن جامه مناسب براندام قابلیت هر کس و پای مجاهدهی هر نالایق را پایهی دسترس نیست لمؤلفه: ترانه های کودکانه : بخش اول
سلام
سلام پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
غرور نیکبختان
ز دامی دید گنجشگی همائی فیاض لاهیجی : رباعیات
شمارهٔ ۱۱۲
عمری شده تا ز خیل مهجورانیم سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۴۶۳
رخ تو دیدم و در عالم دگر رفتم عیوقی : ورقه و گلشاه
بخش ۲۱ - رفتن ورقه بهٔمن
چو از مسکن خویش دل را بتافت رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۴۲ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: الطَّلاقُ مَرَّتانِ الآیة... حکم طلاق در روزگار جاهلیت و در ابتداء اسلام پیش از نزول این آیت آن بود که هر آن کس که زن خویش را طلاق دادى اگر یکى و بیشتر، طلاق را حصرى و حدى نبود، و مرد را حق رجعت بود در روزگار عدّة، تا آن گه که زنى آمد بعایشه نالید از شوى خویش، که وى را طلاق میداد بر دوام، و رجعت میکرد بر سبیل اضرار، و عایشه آن قصه با رسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلم بگفت، و در آن حال این آیت آمد و حدّ طلاق پیدا شد و به باز آمد. گفتند یا رسول اللَّه الطَّلاقُ مَرَّتانِ و این الثالثة؟ این دو طلاق است که گفت ذکر سیم کجاست؟ گفت: فَإِمْساکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ این تسریح نام سدیگر طلاق است. و نامهاى طلاق در قرآن سه است: طلاق و فراق و سراح: «طلقوهن و فارقوهن و سرحوهن». کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۱۷۲
گر چه کرمت ز من عنان باز گرفت هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۸
به ره او چه غم آن را که ز جان میگذرد ملکالشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۵ - در میگساری
می مخور ور خوری مدام مخور سعدی : باب دوم در احسان
حکایت
شنیدم که مغروری از کبر مست شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی شمارهٔ ۱۸۵
عقل را نایب خدا دانش پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
قطعه
ما نیز در دیار حقیقت، توانگریم صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۴۳۶
چون غنچه هر که ننشست در خار تا به گردن نظامی گنجوی : لیلی و مجنون
بخش ۲ - نعت پیغمبر اکرم (ص)
ای شاه سوار ملک هستی ابوالفرج رونی : قصاید
شمارهٔ ۴۲ - ایضاً له
ای چو نام تو اعتقاد تو پاک