بلند اقبال : بخش سوم
بخش ۶ - توسل به حضرت اباعبدالله الحسین (ع)
اگر که هیچ به دوران نه طاعت است مرا حزین لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۲۲۴
صد جان به حسرت سوختی، آهی ز جایی برنخاست سعدی : غزلیات
غزل ۸۶
بخت جوان دارد آن که با تو قرینست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۲۰۰
آن سوار کج کله کز ناز سلطان من است مولوی : دفتر سوم
بخش ۶۴ - دوم بار وهم افکندن کودکان استاد را کی او را از قرآن خواندن ما درد سر افزاید
گفت آن زیرک که ای قوم پسند مولوی : دفتر اول
بخش ۱۴۲ - رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار
شیر و گرگ و روبهی بهر شکار نظامی گنجوی : هفت پیکر
بخش ۲۰ - داستان بهرام با کنیزک خویش
شاه روزی شکار کرد پسند سعدی : غزلیات
غزل ۲۱۲
هر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشد شاه نعمتالله ولی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶
بیا ای مومن صادق بگو صلوات پیغمبر بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۴۵۲
نظم امکانیکجا ضبط روانی میکند عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شمارهٔ ۱۳
چیزی که دمی نه تو درآنی و نه من رشیدالدین میبدی : ۴۷- سورة محمد
۱ - النوبة الثانیة
این سورة دو هزار و سیصد و چهل و نه حرف است و پانصد و سى و نه کلمت و سى و هشت آیت. خلافست میان علماء تفسیر که این سورة مکى است یا مدنى. رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۵۰ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ گفت ابراهیم رَبِّ خداوند من أَرِنِی با من نماى کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتى که مرده چون زنده کنى؟ قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ نه ایمان آورده قالَ بَلى ابراهیم گفت آرى ایمان آوردهام، وَ لکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی لکن تا دمل آرمیده شود و بدیدار چشم یقین افزاید قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ اللَّه گفت پس شو چهار مرغ گیر فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ آن را بکش و پاره پاره کن و با خود آر سرهاى آن ثُمَّ اجْعَلْ عَلى کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً آن گه بر سر هر کوهى پاره از آن آمیخته در هم بنه ثُمَّ ادْعُهُنَّ آن گه ایشان را خوان یَأْتِینَکَ سَعْیاً تا بتو آیند بشتاب وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (۲۶۰) بدانک خداى تواناست دانا. شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۹۶
داماد بیاید و کند دامادی فردوسی : داستان سیاوش
بخش ۱۶
چو خورشید برزد سر از کوهسار اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۳۴
چون مرا غمناک بیند شاد گردد یار من رهی معیری : چند قطعه
آتش
بی تو ای گل، در این شام تاری محمد بن منور : منقولات
شمارهٔ ۱۴۲
شیخ گفت: من احب الدنیا حرم علیه طریق الآخرة لان النبی صلی اللّه علیه قال حب الدنیا رأس کل خطیئة. ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۷
ای کرده به غمزه دل صدشیفته تاراج قدسی مشهدی : غزلیات
شمارهٔ ۲۷۱
با من، غمت ز مهر، دویی در میان ندید
بخش ۶ - توسل به حضرت اباعبدالله الحسین (ع)
اگر که هیچ به دوران نه طاعت است مرا حزین لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۲۲۴
صد جان به حسرت سوختی، آهی ز جایی برنخاست سعدی : غزلیات
غزل ۸۶
بخت جوان دارد آن که با تو قرینست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۲۰۰
آن سوار کج کله کز ناز سلطان من است مولوی : دفتر سوم
بخش ۶۴ - دوم بار وهم افکندن کودکان استاد را کی او را از قرآن خواندن ما درد سر افزاید
گفت آن زیرک که ای قوم پسند مولوی : دفتر اول
بخش ۱۴۲ - رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار
شیر و گرگ و روبهی بهر شکار نظامی گنجوی : هفت پیکر
بخش ۲۰ - داستان بهرام با کنیزک خویش
شاه روزی شکار کرد پسند سعدی : غزلیات
غزل ۲۱۲
هر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشد شاه نعمتالله ولی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶
بیا ای مومن صادق بگو صلوات پیغمبر بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۴۵۲
نظم امکانیکجا ضبط روانی میکند عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شمارهٔ ۱۳
چیزی که دمی نه تو درآنی و نه من رشیدالدین میبدی : ۴۷- سورة محمد
۱ - النوبة الثانیة
این سورة دو هزار و سیصد و چهل و نه حرف است و پانصد و سى و نه کلمت و سى و هشت آیت. خلافست میان علماء تفسیر که این سورة مکى است یا مدنى. رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۵۰ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ گفت ابراهیم رَبِّ خداوند من أَرِنِی با من نماى کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتى که مرده چون زنده کنى؟ قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ نه ایمان آورده قالَ بَلى ابراهیم گفت آرى ایمان آوردهام، وَ لکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی لکن تا دمل آرمیده شود و بدیدار چشم یقین افزاید قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ اللَّه گفت پس شو چهار مرغ گیر فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ آن را بکش و پاره پاره کن و با خود آر سرهاى آن ثُمَّ اجْعَلْ عَلى کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً آن گه بر سر هر کوهى پاره از آن آمیخته در هم بنه ثُمَّ ادْعُهُنَّ آن گه ایشان را خوان یَأْتِینَکَ سَعْیاً تا بتو آیند بشتاب وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (۲۶۰) بدانک خداى تواناست دانا. شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۹۶
داماد بیاید و کند دامادی فردوسی : داستان سیاوش
بخش ۱۶
چو خورشید برزد سر از کوهسار اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۳۴
چون مرا غمناک بیند شاد گردد یار من رهی معیری : چند قطعه
آتش
بی تو ای گل، در این شام تاری محمد بن منور : منقولات
شمارهٔ ۱۴۲
شیخ گفت: من احب الدنیا حرم علیه طریق الآخرة لان النبی صلی اللّه علیه قال حب الدنیا رأس کل خطیئة. ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۷
ای کرده به غمزه دل صدشیفته تاراج قدسی مشهدی : غزلیات
شمارهٔ ۲۷۱
با من، غمت ز مهر، دویی در میان ندید