فروغ فرخزاد : اسیر
خسته
از بیم و امید عشق رنجورم ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۱۶ - گذشتن آتبین از دریا در شب و شکست دادن چینیان
وز آن روی بر آتبین با سپاه فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۸۷ - محنت این سرا بکش ریح نجات میرسد
محنت این سرا بکش ریح نجات میرسد عینالقضات همدانی : تمهیدات
تمهید اصل سادس - حقیقت و حالات عشق
ای عزیزاین حدیث را گوش دار که مصطفی- علیه السلام- گفت: «مَنْ عَشِقَ وَعَفَّ ثُمَّ کَتَمَ فماتَ ماتَ شهیداً». هرکه عاشق شود و آنگاه عشق پنهان دارد و بر عشق بمیرد شهید باشد. اندر این تمهید عالم عشق را خواهیم گسترانید هرچند که میکوشم که از عشق درگذرم، عشق مرا شیفته و سرگردان میدارد؛ و با این همه او غالب میشود و من مغلوب. با عشق کی توانم کوشید؟! امیر معزی : قصاید
شماره ۷۸ - سروی بهراستی چو تو در جویبار نیست
سروی بهراستی چو تو در جویبار نیست امیر معزی : قصاید
شماره ۷۵ - فرخ ملک مشرق مهمان وزیرست
فرخ ملک مشرق مهمان وزیرست امیر معزی : قصاید
شماره ۷۴ - با من امروز آن شکر لب را زبانی دیگرست
با من امروز آن شکر لب را زبانی دیگرست اهلی شیرازی : معمیات
بخش ۳۶ - زیرک
ترک خورشیدی که شاه ملک نیکویی بود عطار نیشابوری : باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن
شماره ۶ - در اصل چو مقبول ونه مهمل بودم
در اصل چو مقبول ونه مهمل بودم امیر معزی : قصاید
شماره ۷۱ - صنم من پسری لاله رخ و سیمبرست
صنم من پسری لاله رخ و سیمبرست خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۵۹۷ - دلم مرید مرادست و دیده رهبر دل
دلم مرید مرادست و دیده رهبر دل شاه اسماعیل صفوی ( خطایی ) : گزیدهٔ اشعار ترکی
الله
الله-الله, دئیین, بازیلر, امیر معزی : قصاید
شماره ۶۷ - تا که اسلام و شریعت به جهان آیین است
تا که اسلام و شریعت به جهان آیین است امیر معزی : قصاید
شماره ۶۶ - سدید ملک ملک عارض خراسان است
سدید ملک ملک عارض خراسان است عطار نیشابوری : بخش دوم
المقالة الثانیة
پسر گفتش گر این شهوت نباشد امیر معزی : قصاید
شماره ۶۵ - تا هست جهان دولت سلطان جهان است
تا هست جهان دولت سلطان جهان است امیر معزی : قصاید
شماره ۶۴ - از زین دین عراق و خراسان مزین است
از زین دین عراق و خراسان مزین است فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۱۲۳ - عاشقی در بندگیهاسر براهم کرده است
عاشقی در بندگیهاسر براهم کرده است فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۶ - آن شوخ که چشم حسن را نور و ضیاست
آن شوخ که چشم حسن را نور و ضیاست امیر معزی : قصاید
شماره ۶۳ - روی آن تُرک جهان آرای ماه روشن است
روی آن تُرک جهان آرای ماه روشن است
خسته
از بیم و امید عشق رنجورم ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۱۶ - گذشتن آتبین از دریا در شب و شکست دادن چینیان
وز آن روی بر آتبین با سپاه فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۸۷ - محنت این سرا بکش ریح نجات میرسد
محنت این سرا بکش ریح نجات میرسد عینالقضات همدانی : تمهیدات
تمهید اصل سادس - حقیقت و حالات عشق
ای عزیزاین حدیث را گوش دار که مصطفی- علیه السلام- گفت: «مَنْ عَشِقَ وَعَفَّ ثُمَّ کَتَمَ فماتَ ماتَ شهیداً». هرکه عاشق شود و آنگاه عشق پنهان دارد و بر عشق بمیرد شهید باشد. اندر این تمهید عالم عشق را خواهیم گسترانید هرچند که میکوشم که از عشق درگذرم، عشق مرا شیفته و سرگردان میدارد؛ و با این همه او غالب میشود و من مغلوب. با عشق کی توانم کوشید؟! امیر معزی : قصاید
شماره ۷۸ - سروی بهراستی چو تو در جویبار نیست
سروی بهراستی چو تو در جویبار نیست امیر معزی : قصاید
شماره ۷۵ - فرخ ملک مشرق مهمان وزیرست
فرخ ملک مشرق مهمان وزیرست امیر معزی : قصاید
شماره ۷۴ - با من امروز آن شکر لب را زبانی دیگرست
با من امروز آن شکر لب را زبانی دیگرست اهلی شیرازی : معمیات
بخش ۳۶ - زیرک
ترک خورشیدی که شاه ملک نیکویی بود عطار نیشابوری : باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن
شماره ۶ - در اصل چو مقبول ونه مهمل بودم
در اصل چو مقبول ونه مهمل بودم امیر معزی : قصاید
شماره ۷۱ - صنم من پسری لاله رخ و سیمبرست
صنم من پسری لاله رخ و سیمبرست خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۵۹۷ - دلم مرید مرادست و دیده رهبر دل
دلم مرید مرادست و دیده رهبر دل شاه اسماعیل صفوی ( خطایی ) : گزیدهٔ اشعار ترکی
الله
الله-الله, دئیین, بازیلر, امیر معزی : قصاید
شماره ۶۷ - تا که اسلام و شریعت به جهان آیین است
تا که اسلام و شریعت به جهان آیین است امیر معزی : قصاید
شماره ۶۶ - سدید ملک ملک عارض خراسان است
سدید ملک ملک عارض خراسان است عطار نیشابوری : بخش دوم
المقالة الثانیة
پسر گفتش گر این شهوت نباشد امیر معزی : قصاید
شماره ۶۵ - تا هست جهان دولت سلطان جهان است
تا هست جهان دولت سلطان جهان است امیر معزی : قصاید
شماره ۶۴ - از زین دین عراق و خراسان مزین است
از زین دین عراق و خراسان مزین است فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۱۲۳ - عاشقی در بندگیهاسر براهم کرده است
عاشقی در بندگیهاسر براهم کرده است فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۶ - آن شوخ که چشم حسن را نور و ضیاست
آن شوخ که چشم حسن را نور و ضیاست امیر معزی : قصاید
شماره ۶۳ - روی آن تُرک جهان آرای ماه روشن است
روی آن تُرک جهان آرای ماه روشن است