امیر معزی : قصاید
شماره ۵۰ - جشن عید اندر شریعت سنت پیغمبرست
جشن عید اندر شریعت سنت پیغمبرست
امیر معزی : قصاید
شماره ۴۹ - زلف و چشم دلبر من لاعِبَ است و ساحرست
زلف و چشم دلبر من لاعِبَ است و ساحرست
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۴۲ - ابر و شفق
کربم و باذل ابری برآمد از بر کوه
رشیدالدین میبدی : ۴- سورة النساء- مدنیة
۹ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ بدان که در عالم قیامت و میدان رستاخیز و مجمع سیاست و هیبت، بندگان خداى را کارهاى عظیم در پیش است، و مقامهاى مختلف: اوّل مقام دهشت و حیرت. دوم مقام سؤال و اظهار حجّت، و درخواست شهادت و بیّنت. سیوم مقام حساب و مناقشت. چهارم مقام تمیز و مفاصلت.
امیر معزی : قصاید
شماره ۴۸ - این چه شادی است‌ که زو در همه عالم خبرست
این چه شادی است‌ که زو در همه عالم خبرست
امیر معزی : قصاید
شماره ۴۷ - رای ملک آرای خاتون آفتاب دیگرست
رای ملک آرای خاتون آفتاب دیگرست
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۷۷ - کرده تا عشق تو چون نقش قدم پامالم
کرده تا عشق تو چون نقش قدم پامالم
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۳۵۹ - خورشید را به سایهٔ شب در نشانده‌اند
خورشید را به سایهٔ شب در نشانده‌اند
امیر معزی : قصاید
شماره ۴۵ - ایام نشاط است که عید است و بهار است
ایام نشاط است که عید است و بهار است
مولوی : غزلیات
غزل ۱۲۷۰ - مستی امروز من نیست چو مستی دوش
مَستیِ امروزِ من نیست چو مَستیِّ دوش
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۵۹ - تا نبینند دمی روی خوشی، مال جهان
تا نبینند دمی روی خوشی، مال جهان
غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۴۷ - پیدا کردن حقیقت دوستی خدای تعالی که کدام باشد
بدان که دوستی که اتفاق افتد با کسی که با وی در دبیرستان یا در سفر یا در مدرسه یا در محلت بوده باشد و بدان سبب الفتی افتاده باشد، از این جمله نبود. و هرکه را برای آن دوست داری که صورتی نیکو دارد یا در سخن گفتن شیرین بود و بر دل سبک بود، هم از این نبود. و هرکه را برای آن دوست داری که تو را از او جاهی و حشمتی بود یا مالی غرضی دنیاوی، از این جمله نبود که این همه صورت بندد از کسی که به خدای تعالی و به آخرت ایمان ندارد. و دوستی خدای آن بود که بی ایمانی صورت نبندد و این بر دو درجت بود:
امیر معزی : قصاید
شماره ۴۳ - فرخ آن شاهی که هر ماهیش فتحی دیگرست
فرخ آن شاهی که هر ماهیش فتحی دیگرست
امیر معزی : قصاید
شماره ۴۲ - اگرچه ناموران را تفاخر از هنرست
اگرچه ناموران را تفاخر از هنرست
غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۶۳ - باب اول
بدان که سفر پنج قسم است:
امیر معزی : قصاید
شماره ۴۱ - هفت کشور در خط فرمان سلطان سنجرست
هفت کشور در خط فرمان سلطان سنجرست
امیر معزی : قصاید
شماره ۴۰ - چه سنت است‌ که در شهر زینت زَمَنَ است
چه سنت است‌ که در شهر زینت زَمَنَ است
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۱۲۶ - ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرست
ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرست
امیر معزی : قصاید
شماره ۳۴ - ای زمین را رای تو چون آسمان را آفتاب
ای زمین را رای تو چون آسمان را آفتاب
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۲۴۵ - بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد
بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد