نهج البلاغه : حکمت ها
ضرورت سازش در همسرداری
وَ قَالَ عليهالسلام اَلْمَرْأَةُ شَرٌّ كُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِيهَا أَنَّهُ لاَ بُدَّ مِنْهَا ترانه های کودکانه : بخش اول
رضا رضا رضا رضا
رضا رضا رضا رضا صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۳ - در جهان امری که بیرونست از تقدیر چیست
در جهان امری که بیرونست از تقدیر چیست فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۵۸ - امروز مرا در دل جز یار نمیگنجد
امروز مرا در دل جز یار نمیگنجد سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۱۰۰ - درویشی به مناجات در میگفت
درویشی به مناجات در میگفت: یا رب بر بدان رحمت كن كه بر نیكان خود رحمت كردهای كه مر ایشان را نیک آفریدهای. ساختار و قالبهای شعری : قالب های شعر کهن فارسی
مستزاد
شعری است که به آخر هر مصراع آن واژه یا واژه هایی افزوده شود. افزوده ها، معنی مصراع پیشین و یا پسین خود را کامل می کنند. هرکه گدای در مُشکوی توست------پادشاست شه که به همسایگی کوی توست------چون گداست سعدی : مفردات
بیت ۴۰
بزرگی نماند بر آن پایدار کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۱۲ - کی چاره درد من بیچاره ندانست
کی چاره درد من بیچاره ندانست سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۲۷ - یکی در صنعتِ کُشتی گرفتن سرآمده بود
یکی در صنعتِ کُشتی گرفتن سرآمده بود، سیصد و شصت بندِ فاخر بدانستی و هر روز به نوعی از آن کُشتی گرفتی. مگر گوشهٔ خاطرش با جمالِ یکی از شاگردان میلی داشت. سیصد و پنجاه و نُه بندش درآموخت مگر یک بند که در تعلیمِ آن دفع انداختی و تأخیر کردی. فیالجمله پسر در قوّت و صنعت سر آمد و کسی را در زمانِ او با او امکانِ مقاومت نبود تا به حدّی که پیشِ مَلِکِ آن روزگار گفته بود: استاد را فضیلتی که بر من است از رویِ بزرگیست و حقِّ تربیت؛ وگرنه به قوّت از او کمتر نیستم و به صنعت با او برابرم. مَلِک را این سخن دُشْخوار آمد. فرمود تا مُصارعت کنند. حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۶۳ - در خرابات گدایان ز سر ناز میا
در خرابات گدایان ز سر ناز میا ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۹۳
تند هلکگوی (عصبانی و دیوانهوار) مباش، چه تند هلکگوی مردم چنان چون آتش است که اندر بیشه افتد و همه مرغ و ماهی بسوزد و هم خرفستر سوزد. سعدی : رباعیات
رباعی ۵۶ - تا دل به غرور نفس شیطان ندهی
تا دل به غرور نفس شیطان ندهی کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۷۱ - از کویت بفردوس اعلى دری است
از کویت بفردوس اعلى دری است طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۸ - چو بگذری به تل عاشقان دکانی هست
چو بگذری به تل عاشقان دکانی هست سعدی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - اندرز و نصیحت
خوشست عمر دریغا که جاودانی نیست فضولی : غزلیات
شماره ۱۸۶ - می کنم اظهار غم ساقی شرابم می دهد
می کنم اظهار غم ساقی شرابم می دهد اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۳۷۳ - دامن صحرا و کوه از دامن گلچین گذشت
دامن صحرا و کوه از دامن گلچین گذشت سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۵۸ - اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی گردد
اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی گردد. یعنی آنان که دست قوّت ندارند، سنگ خرده نگه دارند تا به وقت فرصت دمار از دماغ ظالم برآرند. ترانه های کودکانه : بخش اول
مرسی مامان
مامان خوب و نمونه ام عزیزم عزیز جونم سعدی : رباعیات
رباعی ۸۳ - ای ماه شبافروز شبستانافروز
ای ماه شبافروز شبستانافروز
ضرورت سازش در همسرداری
وَ قَالَ عليهالسلام اَلْمَرْأَةُ شَرٌّ كُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِيهَا أَنَّهُ لاَ بُدَّ مِنْهَا ترانه های کودکانه : بخش اول
رضا رضا رضا رضا
رضا رضا رضا رضا صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۳ - در جهان امری که بیرونست از تقدیر چیست
در جهان امری که بیرونست از تقدیر چیست فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۵۸ - امروز مرا در دل جز یار نمیگنجد
امروز مرا در دل جز یار نمیگنجد سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۱۰۰ - درویشی به مناجات در میگفت
درویشی به مناجات در میگفت: یا رب بر بدان رحمت كن كه بر نیكان خود رحمت كردهای كه مر ایشان را نیک آفریدهای. ساختار و قالبهای شعری : قالب های شعر کهن فارسی
مستزاد
شعری است که به آخر هر مصراع آن واژه یا واژه هایی افزوده شود. افزوده ها، معنی مصراع پیشین و یا پسین خود را کامل می کنند. هرکه گدای در مُشکوی توست------پادشاست شه که به همسایگی کوی توست------چون گداست سعدی : مفردات
بیت ۴۰
بزرگی نماند بر آن پایدار کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۱۲ - کی چاره درد من بیچاره ندانست
کی چاره درد من بیچاره ندانست سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۲۷ - یکی در صنعتِ کُشتی گرفتن سرآمده بود
یکی در صنعتِ کُشتی گرفتن سرآمده بود، سیصد و شصت بندِ فاخر بدانستی و هر روز به نوعی از آن کُشتی گرفتی. مگر گوشهٔ خاطرش با جمالِ یکی از شاگردان میلی داشت. سیصد و پنجاه و نُه بندش درآموخت مگر یک بند که در تعلیمِ آن دفع انداختی و تأخیر کردی. فیالجمله پسر در قوّت و صنعت سر آمد و کسی را در زمانِ او با او امکانِ مقاومت نبود تا به حدّی که پیشِ مَلِکِ آن روزگار گفته بود: استاد را فضیلتی که بر من است از رویِ بزرگیست و حقِّ تربیت؛ وگرنه به قوّت از او کمتر نیستم و به صنعت با او برابرم. مَلِک را این سخن دُشْخوار آمد. فرمود تا مُصارعت کنند. حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۶۳ - در خرابات گدایان ز سر ناز میا
در خرابات گدایان ز سر ناز میا ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۹۳
تند هلکگوی (عصبانی و دیوانهوار) مباش، چه تند هلکگوی مردم چنان چون آتش است که اندر بیشه افتد و همه مرغ و ماهی بسوزد و هم خرفستر سوزد. سعدی : رباعیات
رباعی ۵۶ - تا دل به غرور نفس شیطان ندهی
تا دل به غرور نفس شیطان ندهی کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۷۱ - از کویت بفردوس اعلى دری است
از کویت بفردوس اعلى دری است طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۸ - چو بگذری به تل عاشقان دکانی هست
چو بگذری به تل عاشقان دکانی هست سعدی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - اندرز و نصیحت
خوشست عمر دریغا که جاودانی نیست فضولی : غزلیات
شماره ۱۸۶ - می کنم اظهار غم ساقی شرابم می دهد
می کنم اظهار غم ساقی شرابم می دهد اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۳۷۳ - دامن صحرا و کوه از دامن گلچین گذشت
دامن صحرا و کوه از دامن گلچین گذشت سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۵۸ - اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی گردد
اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی گردد. یعنی آنان که دست قوّت ندارند، سنگ خرده نگه دارند تا به وقت فرصت دمار از دماغ ظالم برآرند. ترانه های کودکانه : بخش اول
مرسی مامان
مامان خوب و نمونه ام عزیزم عزیز جونم سعدی : رباعیات
رباعی ۸۳ - ای ماه شبافروز شبستانافروز
ای ماه شبافروز شبستانافروز