مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۶۲۲
جان روی به عالم همایون آورد عطار نیشابوری : باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق
شمارهٔ ۵۷
زان بگرفته است لشکری پیش و پسم مفاتیح الجنان : بعضی آیات و دعاهاى کوتاه سودمند
دعای حضرت فاطمه (س)
سید ابن طاووس در کتاب «مهج الدعوات» از سلمان روایتی آورده که در آخر روایت مطلبی آمده به این مضمون: حضرت فاطمه کلامی به من آموخت که از حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) آموخته بود، ایشان آن را در صبح و شام می خواند؛ به من فرمود: اگر می خواهی هرگز در دنیا دچار تب نشوی بر آن مداومت کن؛ و آن کلام این است: فرخی یزدی : رباعیات
شمارهٔ ۹۹
خوش آنکه چو من حیات جاوید گرفت فردوسی : داستان سیاوش
بخش ۱۰
نگه کرد گرسیوز نامدار آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۲۵۰
دانی چه تمیز است میان تن و جانت سعدی : ملحقات و مفردات
تکه ۱۶
اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۹۹ - شکوه از گرفتاری و مدح یکی از بزرگان
ای شاد به تو جان من و جان جهانی اهلی شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۶۱۷
گرچه با روی نکو خوی نکو می باید جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۲۸
هر قدر زور آورد عشقت شکیباییم ما عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۹۸
در بدایت عشق آرامش باطن عاشق مدبر خیال بود زیرا که صورت معشوق بقوت شوق در حس مشترک وطن گیرد و نقوش دیگر را محو کند چنانکه گفتهاند: محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۶۴ - در منقبت حضرت صاحب الأمر و الزّمان علیه السلام
دو چیز مایه ی عشرت بود، علی التّحقیق حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۶۴
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی سعدی : باب سوم در فضیلت قناعت
حکایت شمارهٔ ۲۳
صیادی ضعیف را ماهی قوی به دام اندر افتاد. طاقت حفظ آن نداشت ماهی برو غالب آمد و دام از دستش در ربود و برفت. فردوسی : داستان رستم و اسفندیار
بخش ۲۸
بدانست رستم که لابه به کار مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۴۴ - مطایبه
اشعبی را اجل به دوزخ برد طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شمارهٔ ۵۹۸
به زیر زلف تا کی رویت از عاشق نهان باشد؟ مسعود سعد سلمان : رباعیات
شمارهٔ ۲۱۶
غمهای تو از راندن خونها کارم حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۸۳
چندان که گفتم غم با طبیبان شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۳۹۳
نقش خیال رویش برآب دیده بسته
رباعی شمارهٔ ۶۲۲
جان روی به عالم همایون آورد عطار نیشابوری : باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق
شمارهٔ ۵۷
زان بگرفته است لشکری پیش و پسم مفاتیح الجنان : بعضی آیات و دعاهاى کوتاه سودمند
دعای حضرت فاطمه (س)
سید ابن طاووس در کتاب «مهج الدعوات» از سلمان روایتی آورده که در آخر روایت مطلبی آمده به این مضمون: حضرت فاطمه کلامی به من آموخت که از حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) آموخته بود، ایشان آن را در صبح و شام می خواند؛ به من فرمود: اگر می خواهی هرگز در دنیا دچار تب نشوی بر آن مداومت کن؛ و آن کلام این است: فرخی یزدی : رباعیات
شمارهٔ ۹۹
خوش آنکه چو من حیات جاوید گرفت فردوسی : داستان سیاوش
بخش ۱۰
نگه کرد گرسیوز نامدار آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۲۵۰
دانی چه تمیز است میان تن و جانت سعدی : ملحقات و مفردات
تکه ۱۶
اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۹۹ - شکوه از گرفتاری و مدح یکی از بزرگان
ای شاد به تو جان من و جان جهانی اهلی شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۶۱۷
گرچه با روی نکو خوی نکو می باید جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۲۸
هر قدر زور آورد عشقت شکیباییم ما عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۹۸
در بدایت عشق آرامش باطن عاشق مدبر خیال بود زیرا که صورت معشوق بقوت شوق در حس مشترک وطن گیرد و نقوش دیگر را محو کند چنانکه گفتهاند: محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۶۴ - در منقبت حضرت صاحب الأمر و الزّمان علیه السلام
دو چیز مایه ی عشرت بود، علی التّحقیق حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۶۴
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی سعدی : باب سوم در فضیلت قناعت
حکایت شمارهٔ ۲۳
صیادی ضعیف را ماهی قوی به دام اندر افتاد. طاقت حفظ آن نداشت ماهی برو غالب آمد و دام از دستش در ربود و برفت. فردوسی : داستان رستم و اسفندیار
بخش ۲۸
بدانست رستم که لابه به کار مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۴۴ - مطایبه
اشعبی را اجل به دوزخ برد طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شمارهٔ ۵۹۸
به زیر زلف تا کی رویت از عاشق نهان باشد؟ مسعود سعد سلمان : رباعیات
شمارهٔ ۲۱۶
غمهای تو از راندن خونها کارم حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۸۳
چندان که گفتم غم با طبیبان شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۳۹۳
نقش خیال رویش برآب دیده بسته