صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۷ - ای زائر قبر شاه بی خیل و سپاه
ای زائر قبر شاه بی خیل و سپاه
عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شماره ۹۱ - یا رب تو مرا مدد کن از یارِی خویش
یا رب تو مرا مدد کن از یارِی خویش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱۴ - در بزم ملک زهره نواگر زیبد
در بزم ملک زهره نواگر زیبد
فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
پاسخ دادن رامین ویس را
دگر باره جوابش داد رامین
بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۶۴ - خواهم که بوسم آن لب و روهم نمیدهد
خواهم که بوسم آن لب و روهم نمیدهد
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۳۱ - گل فیض از ریاض حسن زاهد چیدنی دارد
گل فیض از ریاض حسن زاهد چیدنی دارد
بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۵۶ - سر از نیاز من آنسرو سرفراز کشید
سر از نیاز من آنسرو سرفراز کشید
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۴۲ - مردم و مهر ترا در دل نهان دارم هنوز
مردم و مهر ترا در دل نهان دارم هنوز
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۳۵ - ‏ چنان کز شهد و شکر نقل نوشین می شود پیدا
‏ چنان کز شهد و شکر نقل نوشین می شود پیدا
فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۷ - خنده می‌بینی ولی از گریه دل غافلی
خنده می‌بینی ولی از گریه دل غافلی
فردوسی : پادشاهی اشکانیان
بخش ۱۰ - وزین سو به دریا رسید اردشیر
وزین سو به دریا رسید اردشیر
صفی علیشاه : ترجیعات
شماره ۲ - چونکه در جوش بحر وحدت شد
چونکه در جوش بحر وحدت شد
عطار نیشابوری : باب سی‏ام: در فراغت نمودن از معشوق
شماره ۲۳ - بی پیش و پسی تو و پس و پیش تراست
بی پیش و پسی تو و پس و پیش تراست
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۳۴ - آینه روشن است در همه حال
آینه روشن است در همه حال
نسیمی : غزلیات
شماره ۲۳۲ - روی خداست ای صنم روی تو، رای من ببین
روی خداست ای صنم روی تو، رای من ببین
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۷۱ - دولت اگر ز پهلوی خست هوس کنی
دولت اگر ز پهلوی خست هوس کنی
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۷ - از ذات خداوند کسی آگه نیست
از ذات خداوند کسی آگه نیست
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۴۳ - بلبلی نیست دل خسته که نالان نشود
بلبلی نیست دل خسته که نالان نشود
ملا احمد نراقی : باب چهارم
صفت بیست و نهم - حزن و اندوه بر امور دنیوی و علاج آن
و آن، عبارت است از حسرت بردن و متألم بودن به سبب از دست رفتن مطلوبی، یا فقدان محبوبی و اگر آن مطلوب و محبوب از امور اخروی باشد و فوت مرتبه ای از مراتب آخرت باشد، حزن و اندوه از صفات حسنه و موجب أجر و ثواب است و آنچه از صفات ذمیمه است آن است که به جهت فوت مطالب دنیویه باشد و آن نیز چون صفت اعتراض و انکار مترتب بر کراهت از مقدرات إلهیه است، و لیکن اعتراض و انکار، از مجرد حزن و ألم بدتر، و مفاسد آن بیشتر است و سبب حزن و اندوه از فوات مطالب و مقاصد دنیویه، شدت رغبت به مشتهیات طبع و خواهش های نفس است و توقع بقا در متعلقات عالم فنا و چشم داشت پایداری در أمور سرای ناپایدار است و این صفت، دل را می میراند و آدمی را از طاعت و عبادت باز می دارد.
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۱۸ - مرا تصور وصلت خیال باطل بود
مرا تصور وصلت خیال باطل بود