سعدی : باب پنجم در رضا
سر آغاز - شبی زیت فکرت همی سوختم
شبی زیت فکرت همی سوختم
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۴۴ - تا پرده ز صورتش برافتاد
تا پرده ز صورتش برافتاد
سعدی : غزلیات
غزل ۵۳ - دیدار تو حل مشکلات است
دیدار تو حل مشکلات است
جامی : دفتر اول
بخش ۱۵۵ - هشام بن عبدالملک در طواف کعبه بود هر چند خواست که حجرالاسود را استلام کند به واسطه ازدحام طایفان میسرش نشد به جانبی بنشست و مردم را نظاره می کرد. ناگاه حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم حاضر شد و به طواف خانه اشتغال نمود چون به حجرالاسود رسید همه مردمان به یک جانب شدند تا نقبیل حجرالاسود کرد یکی از اعیان شام که همراه هشام بود پرسید که این چه کس است؟ هشام گفت نمی شناسم از ترس آنکه مبادا اهل شام به وی رغبت نمایند. فرزدق شاعر آنجا حاضر بود گفت من می شناسمش و در جواب سائل قصیده ای انشا کرد بیست بیت کما بیش در تعریف و تمدیح امام زین العابدین رضی الله عنه
پور عبدالملک به نام هشام
مولوی : غزلیات
غزل ۳۱۹۷ - سیدی ایم هو کی، خذ یدی ایم هو کی
سیدی ایم هو کی، خذ یدی ایم هو کی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۸۸۸ - نماند دشت جنون را رمیده آهویی
نماند دشت جنون را رمیده آهویی
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۱ - در ستایش خداوند
ای به یادت تازه جان عاشقان!
ملک‌الشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
در مسافرت کردن شوهر و سپردن خانه و زن خود به‌دست رفیق بدگوهر
دیرگاهی بر این وَتیره گذشت
مولوی : غزلیات
غزل ۱۱۶۷ - مست توام نزمی و نز کوکنار
مست توام نزمی و نز کوکنار
ملک‌الشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۴۰
نه به راست نه به دروغ سوگند مخور.
سعدی : مفردات
بیت ۴۶
یار بیگانه نگیرد هر که دارد یار خویش
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۴۹ - هر که را دشمن پیش است، اگر نکشد دشمن خویش است
هر که را دشمن پیش است، اگر نکشد دشمن خویش است.
نهج البلاغه : نامه ها
سفارش به مخنف بن سليم مأمور جمع آوری زکات
و من عهد له عليه‌السلام إلى بعض عماله و قد بعثه على الصدقة
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۶۲ - بزلفش در کشاکش با صبا و شانه خواهم شد
بزلفش در کشاکش با صبا و شانه خواهم شد
فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
ای خفته روزگار
روی چمن از شکوفه ها رنگین شد
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۴۰ - ما به کفر زلف او داریم ایمانی درست
ما به کفر زلف او داریم ایمانی درست
مولوی : دفتر دوم
بخش ۵۶ - به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود
آن یکی می‌گفت خواهم عاقلی
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۰۵ - در طریق بندگی از خویش میباید گذشت
در طریق بندگی از خویش میباید گذشت
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۴۶ - فروغی است یکرنگی از گوهر ما
فروغی است یکرنگی از گوهر ما
نهج البلاغه : نامه ها
نامه به عمر بن ابى سلمه ارحبى در مورد شکایت مردم از او
و من كتاب له عليه‌السلام إلى بعض عماله أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ دَهَاقِينَ أَهْلِ بَلَدِكَ شَكَوْا مِنْكَ غِلْظَةً وَ قَسْوَةً وَ اِحْتِقَاراً وَ جَفْوَةً وَ نَظَرْتُ فَلَمْ أَرَهُمْ أَهْلاً لِأَنْ يُدْنَوْا لِشِرْكِهِمْ وَ لاَ أَنْ يُقْصَوْا وَ يُجْفَوْا لِعَهْدِهِمْ