امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۰ - تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا
تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۰۷ - هر که زو داد یک نشانی باز
هر که زو داد یک نشانی باز جامی : سلامان و ابسال
بخش ۳۸ - اشارت به آنکه مقصود ازین مدحت ها مدحت شهریار کامگاریست خلدالله ملکه و سلطانه
شب خرد آن ناصح شیرین خطاب ادیب صابر : مقطعات
شماره ۵۷ - بیار ای ساقی خورشید چهره
بیار ای ساقی خورشید چهره سعدی : باب هفتم در عالم تربیت
حکایت در فضیلت خاموشی و آفت بسیار سخنی
چنین گفت پیری پسندیده دوش سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۶ - یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دستِ تطاول به مال رعیّت دراز کرده بود
یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دستِ تطاول به مال رعیّت دراز کرده بود و جور و اذیّت آغاز کرده. تا به جایی که خلق از مَکایدِ فعلش به جهان برفتند و از کُرْبَتِ جورش راهِ غربت گرفتند. چون رعیّت کم شد، ارتفاعِ ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند. نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۸۶ - سرود گفتن نیکسا از زبان شیرین
نکیسا در ترنم جادوی ساخت نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش شرم و حیا
وَ قَالَ عليهالسلام مَنْ كَسَاهُ اَلْحَيَاءُ ثَوْبَهُ لَمْ يَرَ اَلنَّاسُ عَيْبَهُ فضولی : غزلیات
شماره ۲۵۱ - ناوکت پیراهنی پوشاند از خون بر تنم
ناوکت پیراهنی پوشاند از خون بر تنم صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۶ - بیا ای عید مشتاقان که از هجر دو ابرویت
بیا ای عید مشتاقان که از هجر دو ابرویت سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۱۱ - دشمنی ضعیف که در طاعت آید و دوستی نماید
دشمنی ضعیف که در طاعت آید و دوستی نماید، مقصود وی جز آن نیست که دشمنی قوی گردد و گفتهاند: بر دوستی دوستان اعتماد نیست تا به تملق دشمنان چه رسد و هر که دشمن کوچک را حقیر میدارد، بدان ماند که آتش اندک را مهمل میگذارد. نظامی گنجوی : لیلی و مجنون
بخش ۱۱ - آغاز داستان
گوینده ی داستان چنین گفت: ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۴۹ - جمال طبیعت
جهان جز که نقش جهاندار نیست اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۴۸ - الرّضا و التّسلیم
می کن ستمی و هر چه بادا بادا جامی : سلامان و ابسال
بخش ۱۶ - حکایت آن می پرست که به مراتب کمال پیوست از وی سبب آن پرسیدند گفت این از برکت آن یافتم که هرگز جام می بر لب نیاوردم که بر عزیمت آن بوده باشم که به جام دیگر آلوده گردم
می پرستی رو به راه توبه کرد جامی : لیلی و مجنون
بخش ۴۷ - پوست پوشیدن مجنون و به میان گوسفندان لیلی درآمدن و به حوالی خیمه گاه وی رفتن
آن پوست و مغز قصه اش نغز ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۷۰ - آرزوی محال
گر به آزادی زبان بودی جامی : تحفةالاحرار
بخش ۲ - مناجات
ای صفت خاص تو واجب به ذات! فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۱۸ - پیکی مرا به سوی تو غیر از نسیم نیست
پیکی مرا به سوی تو غیر از نسیم نیست ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۴۱ - لشکر منهزم
به کشتزار نگه کن که در برابر باد
شماره ۲۰ - تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا
تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۰۷ - هر که زو داد یک نشانی باز
هر که زو داد یک نشانی باز جامی : سلامان و ابسال
بخش ۳۸ - اشارت به آنکه مقصود ازین مدحت ها مدحت شهریار کامگاریست خلدالله ملکه و سلطانه
شب خرد آن ناصح شیرین خطاب ادیب صابر : مقطعات
شماره ۵۷ - بیار ای ساقی خورشید چهره
بیار ای ساقی خورشید چهره سعدی : باب هفتم در عالم تربیت
حکایت در فضیلت خاموشی و آفت بسیار سخنی
چنین گفت پیری پسندیده دوش سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۶ - یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دستِ تطاول به مال رعیّت دراز کرده بود
یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دستِ تطاول به مال رعیّت دراز کرده بود و جور و اذیّت آغاز کرده. تا به جایی که خلق از مَکایدِ فعلش به جهان برفتند و از کُرْبَتِ جورش راهِ غربت گرفتند. چون رعیّت کم شد، ارتفاعِ ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند. نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۸۶ - سرود گفتن نیکسا از زبان شیرین
نکیسا در ترنم جادوی ساخت نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش شرم و حیا
وَ قَالَ عليهالسلام مَنْ كَسَاهُ اَلْحَيَاءُ ثَوْبَهُ لَمْ يَرَ اَلنَّاسُ عَيْبَهُ فضولی : غزلیات
شماره ۲۵۱ - ناوکت پیراهنی پوشاند از خون بر تنم
ناوکت پیراهنی پوشاند از خون بر تنم صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۶ - بیا ای عید مشتاقان که از هجر دو ابرویت
بیا ای عید مشتاقان که از هجر دو ابرویت سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۱۱ - دشمنی ضعیف که در طاعت آید و دوستی نماید
دشمنی ضعیف که در طاعت آید و دوستی نماید، مقصود وی جز آن نیست که دشمنی قوی گردد و گفتهاند: بر دوستی دوستان اعتماد نیست تا به تملق دشمنان چه رسد و هر که دشمن کوچک را حقیر میدارد، بدان ماند که آتش اندک را مهمل میگذارد. نظامی گنجوی : لیلی و مجنون
بخش ۱۱ - آغاز داستان
گوینده ی داستان چنین گفت: ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۴۹ - جمال طبیعت
جهان جز که نقش جهاندار نیست اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۴۸ - الرّضا و التّسلیم
می کن ستمی و هر چه بادا بادا جامی : سلامان و ابسال
بخش ۱۶ - حکایت آن می پرست که به مراتب کمال پیوست از وی سبب آن پرسیدند گفت این از برکت آن یافتم که هرگز جام می بر لب نیاوردم که بر عزیمت آن بوده باشم که به جام دیگر آلوده گردم
می پرستی رو به راه توبه کرد جامی : لیلی و مجنون
بخش ۴۷ - پوست پوشیدن مجنون و به میان گوسفندان لیلی درآمدن و به حوالی خیمه گاه وی رفتن
آن پوست و مغز قصه اش نغز ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۷۰ - آرزوی محال
گر به آزادی زبان بودی جامی : تحفةالاحرار
بخش ۲ - مناجات
ای صفت خاص تو واجب به ذات! فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۱۸ - پیکی مرا به سوی تو غیر از نسیم نیست
پیکی مرا به سوی تو غیر از نسیم نیست ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۴۱ - لشکر منهزم
به کشتزار نگه کن که در برابر باد