خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۱۰۰ - رخسار تو شمع کایناتست
رخسار تو شمع کایناتست
رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۸۶ - ای دلبر نازنین شمائل
ای دلبر نازنین شمائل
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۰۰۲ - صد ازین جور و جفا گر ز برای تو کشم
صد ازین جور و جفا گر ز برای تو کشم
مولانا خالد نقشبندی : قطعات
قطعه ۱۲ - ای ملک شیوه فرخنده شعار
ای ملک شیوه فرخنده شعار
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۷۳ - آتشین شد چهره خاک ازمی گلرنگ عشق
آتشین شد چهره خاک ازمی گلرنگ عشق
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۴۷ - این ضامن صبر من خجل خواهد شد
این ضامن صبر من خجل خواهد شد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۰۷ - آسیمه سران بی‌نواییم هنوز
آسیمه سران بی‌نواییم هنوز
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۳۹ - ای روی ترا پیشه جهان‌آرائی
ای روی ترا پیشه جهان‌آرائی
صغیر اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۵۲ - تنقید از حاسدین و مناقب علی ابن ابیطالب علیه‌السلام
من که نی تدلیس در محراب و منبر میکنم
سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۹۷ - قطعه
در آن روز وداع آن ماه خوبان
فصیحی هروی : قطعات
شمارهٔ ۳۰ - ماده تاریخ قصر گازرگاه هرات
منت خدای را که سپهر کمال شد
جلال عضد : مفردات
شماره ۲۱ - بابای ترا دو نیمه کن وان گاهی
بابای ترا دو نیمه کن وان گاهی
ایرانشان : کوش‌نامه
بخش ۳۳۹ - دادن منشور روم و توران به قارن و شاپور و بازگشت منوچهر به ایران
چو از کین ایرج بپردخت شاه
ازرقی هروی : قصاید
شماره ۲۸ - ای دست منت تو بمن بنده در دراز
ای دست منت تو بمن بنده در دراز
بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۳۱ - خود رای من بخلوت رازت پناه چیست
خود رای من بخلوت رازت پناه چیست
ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل دوم - مذمت خمود و فواید نکاح
و آن عبارت است از کوتاهی کردن در تحصیل نمودن قدر ضرورت از قوت، به جهت سد رمق، و سستی از قدر لازم در شهوت نکاح، به حدی که منجر به برطرف شدن قوت، و تضییع عیال، و قطع نسل شود و شکی نیست که آن در شرع مذموم و ناپسندیده است، زیرا که تحصیل شناخت پروردگار، و سعی در عبادت آفریدگار، و کسب فضائل و دفع رذائل، موقوف به قوت بدن و صحت تن است پس کوتاهی در رساندن غذائی به بدن، که قوت را محافظت نماید، آدمی را از تحصیل سعادات محروم سازد و همچنین اهمال قوه شهوت نکاح، آدمی را از فواید بسیار محروم می گرداند، زیرا که خداوند عالم این قوه را بر بنی آدم مسلط گردانید تا نسل باقی ماند، و وجود این سلسله دائمی باشد پس کسی که آن را مهمل گذارد و ترک نکاح کند ثمره این قوه را ضایع کرده و از فواید بقای نسل محروم شده است، که یکی از آنها: موافقت اراده خداست، که بقای نوع انسان باشد و بسیار شدن بندگان، و بسیار شدن کسانی که پیغمبر آخرالزمان به واسطه آنها مباهات و افتخار می کند و تبرک جستن به دعای خیر فرزند صالح بعد از مردن و وصول به شفاعت اطفال صغیری که پیش از پدر و مادر می میرند، و غیر اینها از فواید با وجود اینکه قطع کردن رشته ای که از آدم أبوالبشر متصل شده و آن را به دیگری نسپردن، خود قصوری است ظاهر و روشن و از برای نکاح و تزویج نیز فواید بسیاری است که کسی که آن را ترک می کند، آن فواید از او فوت می شود از جمله آنها محافظت خود از شر شیطان، و شکستن سورت شهوت، و فارغ شدن از تدبیر منزل، و نگاهبانی خانه، و امر طبخ و فرش و جاروب کردن، و اسباب زندگانی را آراستن، و ظروف و جامه شستن، و امثال اینها از آنچه آدمی را از تحصیل علم و عمل باز می دارد.
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۵۹۱ - آن دوست که بود خصم جان شد
آن دوست که بود خصم جان شد
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ - در تهنیت عید غدیر و ستایش شاهزاده ی بی‌نظیر فریدون میرزا طاب ‌ثراه ‌گوید
دوش چو شد بر سریر چرخ مدور
خاقانی : قطعات
شماره ۹۳ - چو خاک سیه را دهی آب روشن
چو خاک سیه را دهی آب روشن
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۰۵ - در عذر بدمستی خویش
ای فلک با کمال تو ناقص