میرداماد : رباعیات
شماره ۲۸۲ - ای عشق تو نور خانه سوز دل من
ای عشق تو نور خانه سوز دل من
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۹۶۹ - این دل غمزده یکی وان لب لعل فام دو
این دل غمزده یکی وان لب لعل فام دو
عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۴۱ - شمع آمد و گفت: کشتهام هر سحری
شمع آمد و گفت: کشتهام هر سحری
امیر پازواری : دوبیتی‌ها
شماره ۲۸۱ - امیر گنه: عاشقمهْ علی دوستی
امیر گنه: عاشقمهْ علی دوستی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۹۳ - وحدت سرای دل به جهانی برابرست
وحدت سرای دل به جهانی برابرست
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۴۳ - کینه ی ما را ازو صبر و تحمل می کشد
کینه ی ما را ازو صبر و تحمل می کشد
نهج البلاغه : نامه ها
نامه به عمر بن ابى سلمه مخزومى در دلجويى از او به علت عزلش از حکومت بحرین
و من كتاب له عليه‌السلام إلى عمر بن أبي سلمة المخزومي و كان عامله على البحرين فعزله و استعمل نعمان بن عجلان الزّرقي مكانه
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨١۶ - با خرد از سر ضجرت سخنی میگفتم
با خرد از سر ضجرت سخنی میگفتم
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۲۳ - تن در بلای عشق دهم هر چه باد باد
تن در بلای عشق دهم هر چه باد باد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۱۱ - ای ز خاک افتادگان کاکلت سنبل یکی
ای ز خاک افتادگان کاکلت سنبل یکی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۰۱ - اگر چه کعبه مقصد نصیب هر دل نیست
اگر چه کعبه مقصد نصیب هر دل نیست
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۲ - الهی اگر طاعت بسی ندارم در هر جهان جز تو کسی ندارم.
الهی اگر طاعت بسی ندارم در هر جهان جز تو کسی ندارم.
وفایی شوشتری : رباعیات
شماره ۸ - این دختر رز، که مادرش انگور است
این دختر رز، که مادرش انگور است
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۵۵۱ - بحر رازم پیچ و تاب فکرگرداب من است
بحر رازم پیچ و تاب فکرگرداب من است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۰۹ - رویی کز او دلی نگشاید ندیدنی است
رویی کز او دلی نگشاید ندیدنی است
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۲۰۵ - خونخواره راهی می‌روم تا خود به پایان کی رسد
خونخواره راهی می‌روم تا خود به پایان کی رسد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٧٢۵ - سحرگه که در گوش گردون فتاد
سحرگه که در گوش گردون فتاد
ابوالفضل بیهقی : مجلد ششم
بخش ۴۶ - رفتن مسعود به ترمذ
سلطان مسعود، رضی اللّه عنه، پس از آنکه دل ازین دو شغل فارغ کرد و ایشان را سوی غزنین بردند، چنانکه بازنمودم، نشاط شراب و صید کرد بر جانب ترمذ بر عادت پدرش، امیر محمود، رحمة اللّه علیه، و از بلخ برفت روز پنجشنبه نوزدهم ماه ربیع الآخر سنه اثنتین و عشرین و اربعمائه‌، و بیشتر از اولیا و حشم با وی برفتند. استادم بو نصر رفت- و می‌بازنایستاد از چنین خدمتها احتیاط را تا برابر چشم وی باشد و در کار وی فسادی نسازند- و من با وی بودم و چون بکران جیحون رسیدیم، امیر فرود آمد و دست بنشاط و شراب کردند. و سه روز پیوسته بخورد. روز چهارم برنشست و بشکار شیر و دیگر شکارها رفت و چهار شیر را بدست خویش کشت- و در شجاعت آیتی بود، چنانکه در تاریخ چند جای بیامده است- و بسیار صید دیگر بدست آمد از هر چیزی. و وی خوردنی خواست و صندوقهای شکاری‌ پیش آوردند و نان بخوردند و دست بشراب بردند. و خوران خوران‌ می‌آمد تا خیمه. و بیشتر از شب بنشست.
مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۳ - به شکرخنده اگر می‌ببرد جان مرا
به شِکَرخَنده اگر می‌بِبَرَد جانِ مرا
خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۳۱ - در نکوهش حسودان
خاقانیا ز دل سبکی سر گران مباش