صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۰ - عمرم همه صرف شد بغفلت چه کنم
عمرم همه صرف شد بغفلت چه کنم
امیر معزی : رباعیات
شماره ۶۱ - عشقت صنما به روی‌ زردم دارد
عشقت صنما به روی‌ زردم دارد
فردوسی : پادشاهی شاپور ذوالاکتاف
بخش ۶ - چنین تا برآمد برین چندگاه
چنین تا برآمد برین چندگاه
حیدر شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۴۶ - و له ایضا
وجود خاکی من گرچه می دهی بر باد
الهامی کرمانشاهی : غزلیات
شماره ۶ - هر جای که رفتیم و به هر سو که دویدیم
هر جای که رفتیم و به هر سو که دویدیم
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۴۵ - بهار رفت و دل از ابر کامیاب نشد
بهار رفت و دل از ابر کامیاب نشد
الهامی کرمانشاهی : غزلیات
شماره ۸ - کمرم شکست عشقت، صنما کمر ندارم
کمرم شکست عشقت، صنما کمر ندارم
الهامی کرمانشاهی : غزلیات
شماره ۹ - در عشق اگر راهبری داشته باشی
در عشق اگر راهبری داشته باشی
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۳ - در ستایش پادشاه ماضی محمد شاه غازی طاب الله ثراه
خسروا ای ‌کت ایزد متعال
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۸۴ - غلام عشق حاشا کز جفای یار بگریزد
غلام عشق حاشا کز جفای یار بگریزد
ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۳۰ - شرر آتش هجران تو در سینه ماست
شرر آتش هجران تو در سینه ماست
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱ - تا کی به زمان نیک و بد می‌بینی
تا کی به زمان نیک و بد می‌بینی
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۴۹ - از دیده ی من چو دل برون می افتد
از دیده ی من چو دل برون می افتد
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۳۴۷ - این ستم‌کیشان ‌که وهم زندگی ‌را هاله‌اند
این ستم‌کیشان ‌که وهم زندگی ‌را هاله‌اند
محمد کوسج : برزونامه (بخش کهن)
بخش ۲۴ - گفتار در مناظره کردن فرامرز دستان سام با پیلسم
فرامرز کز پیش رستم برفت
خاقانی : غزلیات
غزل ۳۹۰ - ای رخ نورپاش تو پیشه گرفته دلبری
ای رخ نورپاش تو پیشه گرفته دلبری
جامی : لیلی و مجنون
بخش ۹ - سیاست کردن پدر لیلی وی را به خاطر دیدار مجنون
مجنون چو به حکم آن دل‌افروز
خاقانی : غزلیات
غزل ۴۶ - دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت
قدسی مشهدی : مثنوی‌ها
شمارهٔ ۲ - حمد و نعت
الهی بلبل این بوستانم
رضاقلی خان هدایت : فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین
بخش ۲۲ - رضاعلی شاه دکنی
از اماجد سادات رفیع الدرجات و از اکابر اولیای کثیرالبرکات بوده. نسبت طریقت و ارادت به جناب شیخ شمس الدین دکنی از مشایخ سلسلهٔ علیهٔ نعمة اللّهیه درست کرده. معبدش در حوالی شهر بوده و هفته‌ای یک بار به شهر توجه نموده در منبر و مسجد به اظهار فضایل ائمهٔ اطهار می‌پرداخته. غرض، کرامت بسیار از وی نقل کرده‌اند و جناب سید معصوم علی شاه دکنی از خلفای او است که به ایران آمده و ترویج طریقهٔ نعمت اللهی کرده. گویند در واقعه، از امام ثامن ضامن مأمور شده که او را روانهٔ ایران نماید و نمود، و بنابر اظهار تشیع در طریقهٔ ایشان هر کسی را نامی که مشتمل بر نام حضرت امیرالمؤمنین علیؑباشد جایز است مانند: معصوم علی شاه و فیض علی شاه و نورعلی شاه و مظفر علی شاه و قس علیهذا. بالجمله جناب سید از اعاظم عرفای متأخرین است و یک صد و چهل سال عمر یافته. بعضی از معاصرین به خدمت او رسیده‌اند و بزرگواری او را فهمیده‌اند. این رباعی از اوست: