صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۵۲ - شورش عشقم ز تدبیر نصیحتگر فزود
شورش عشقم ز تدبیر نصیحتگر فزود جلال عضد : غزلیّات
شماره ۲۲۴ - از سر کوی تو با دل باز نتوان آمدن
از سر کوی تو با دل باز نتوان آمدن عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۲۶ - با هستی و نیستیم بیگانگیست
با هستی و نیستیم بیگانگیست صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۱۱۲ - الرعونه
رعونت چیست حظ از خویش بردن بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۰۰ - دل ببیداد نهادیم عطای تو کجاست
دل ببیداد نهادیم عطای تو کجاست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۶ - نفس سوخته روشنگر جان است مرا
نفس سوخته روشنگر جان است مرا کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۱۱ - هر شب ز غم تو ای غمت روز افزون
هر شب ز غم تو ای غمت روز افزون جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۳۸۲ - ای صبا آخر چرا افتان و خیزان می روی
ای صبا آخر چرا افتان و خیزان می روی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۲۷ - ز جلوه تو دل روزگار می ریزد
ز جلوه تو دل روزگار می ریزد ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۹۱ - مُردن طیهور شاه و پادشاهی کارم دادگر
چنین هفت سال اندر این کار شد حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۱۶ - در بهاری که مرا بال و پرافشانی بود
در بهاری که مرا بال و پرافشانی بود صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۰۳۹ - در جام لاله و قدح گل غریب بود
در جام لاله و قدح گل غریب بود جامی : دفتر اول
بخش ۱۷۶ - قصه آن خرس که آبش می برد شخصی تصور کرد که خیکی است پر بار، رفت تا آن را بگیرد، خرس در وی آویخت، آن شخص به وی درماند، دیگری از کناره فریاد کرد که خیک را بگذار و بیرون آی. گفت من او را گذاشته ام او مرا نمی گذارد
خرسی از حرص طعمه بر لب رود ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۳۹ - ای بخت سیاه بخت تدبیری کن
ای بخت سیاه بخت تدبیری کن اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
شماره ۵۱ - چندانک منم هزار چندان غم تست
چندانک منم هزار چندان غم تست مولوی : دفتر اول
بخش ۵۱ - مقرر شدن ترجیح جهد بر توکل
زین نَمَط بسیار بُرهان گفت شیر جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۳۳ - لیلی لیلی ز دست دل واویلی
لیلی لیلی ز دست دل واویلی مولوی : غزلیات
غزل ۲۹۷۰ - با صد هزار دستان، آمد خیال یاری
با صد هزار دَستان، آمد خیالِ یاری رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۱۳ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الایة من صبر على مقاساة الذلّ فى اللَّه وضع اللَّه على رأسه قلنسوة العزّ. هر که را روزى از بهر خدا خاک مذلت بر سر آید، عن قریب او را تاج کرامت بر فرق نهند. هر که رنج برد روزى بسر گنج رسد. هر که غصه محنت کشد شراب محبت چشد. آن مستضعفان بنى اسرائیل که روزگارى در دست قهر فرعون گرفتار بودند، ببین تا سرانجام کار ایشان چون بود؟! و بر ولایت و نواحى فرعونیان چون دست یافتند، و بسراى و وطن ایشان نشستند؟! اینست که میگوید جلّ جلاله: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا. آن گه گفت: بِما صَبَرُوا این بآن دادیم ایشان را که در بلیّات و مصیبات صبر کردند. دانستند که صبر کلید فرج است، و سبب زوال ضیق و حرج است، صبر تریاق زهر بلا است، و کلید گنج و مایه تقوى و محل نور فراست. صبر همه خیر است، که میگوید عزّ جلاله: وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَیْرٌ لَکُمْ صبر از حق است و بحق است که میگوید: وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُکَ إِلَّا بِاللَّهِ. نظام قاری : فردیات
شماره ۳۰ - در دل اطلس ختا قصد شکست سوزنست
در دل اطلس ختا قصد شکست سوزنست
غزل ۲۶۵۲ - شورش عشقم ز تدبیر نصیحتگر فزود
شورش عشقم ز تدبیر نصیحتگر فزود جلال عضد : غزلیّات
شماره ۲۲۴ - از سر کوی تو با دل باز نتوان آمدن
از سر کوی تو با دل باز نتوان آمدن عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۲۶ - با هستی و نیستیم بیگانگیست
با هستی و نیستیم بیگانگیست صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۱۱۲ - الرعونه
رعونت چیست حظ از خویش بردن بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۰۰ - دل ببیداد نهادیم عطای تو کجاست
دل ببیداد نهادیم عطای تو کجاست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۶ - نفس سوخته روشنگر جان است مرا
نفس سوخته روشنگر جان است مرا کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۱۱ - هر شب ز غم تو ای غمت روز افزون
هر شب ز غم تو ای غمت روز افزون جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۳۸۲ - ای صبا آخر چرا افتان و خیزان می روی
ای صبا آخر چرا افتان و خیزان می روی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۲۷ - ز جلوه تو دل روزگار می ریزد
ز جلوه تو دل روزگار می ریزد ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۹۱ - مُردن طیهور شاه و پادشاهی کارم دادگر
چنین هفت سال اندر این کار شد حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۱۶ - در بهاری که مرا بال و پرافشانی بود
در بهاری که مرا بال و پرافشانی بود صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۰۳۹ - در جام لاله و قدح گل غریب بود
در جام لاله و قدح گل غریب بود جامی : دفتر اول
بخش ۱۷۶ - قصه آن خرس که آبش می برد شخصی تصور کرد که خیکی است پر بار، رفت تا آن را بگیرد، خرس در وی آویخت، آن شخص به وی درماند، دیگری از کناره فریاد کرد که خیک را بگذار و بیرون آی. گفت من او را گذاشته ام او مرا نمی گذارد
خرسی از حرص طعمه بر لب رود ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۳۹ - ای بخت سیاه بخت تدبیری کن
ای بخت سیاه بخت تدبیری کن اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
شماره ۵۱ - چندانک منم هزار چندان غم تست
چندانک منم هزار چندان غم تست مولوی : دفتر اول
بخش ۵۱ - مقرر شدن ترجیح جهد بر توکل
زین نَمَط بسیار بُرهان گفت شیر جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۳۳ - لیلی لیلی ز دست دل واویلی
لیلی لیلی ز دست دل واویلی مولوی : غزلیات
غزل ۲۹۷۰ - با صد هزار دستان، آمد خیال یاری
با صد هزار دَستان، آمد خیالِ یاری رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۱۳ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الایة من صبر على مقاساة الذلّ فى اللَّه وضع اللَّه على رأسه قلنسوة العزّ. هر که را روزى از بهر خدا خاک مذلت بر سر آید، عن قریب او را تاج کرامت بر فرق نهند. هر که رنج برد روزى بسر گنج رسد. هر که غصه محنت کشد شراب محبت چشد. آن مستضعفان بنى اسرائیل که روزگارى در دست قهر فرعون گرفتار بودند، ببین تا سرانجام کار ایشان چون بود؟! و بر ولایت و نواحى فرعونیان چون دست یافتند، و بسراى و وطن ایشان نشستند؟! اینست که میگوید جلّ جلاله: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا. آن گه گفت: بِما صَبَرُوا این بآن دادیم ایشان را که در بلیّات و مصیبات صبر کردند. دانستند که صبر کلید فرج است، و سبب زوال ضیق و حرج است، صبر تریاق زهر بلا است، و کلید گنج و مایه تقوى و محل نور فراست. صبر همه خیر است، که میگوید عزّ جلاله: وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَیْرٌ لَکُمْ صبر از حق است و بحق است که میگوید: وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُکَ إِلَّا بِاللَّهِ. نظام قاری : فردیات
شماره ۳۰ - در دل اطلس ختا قصد شکست سوزنست
در دل اطلس ختا قصد شکست سوزنست