صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۴ - نهان کرده است رویت در نقاب حشر جنت را
نهان کرده است رویت در نقاب حشر جنت را فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۲۷ - طرف گلزار گذشتی ز تو گل زار بماند
طرف گلزار گذشتی ز تو گل زار بماند حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۵ - دو، روز مطرب و ساقی گر اتفاق کنند
دو، روز مطرب و ساقی گر اتفاق کنند قائم مقام فراهانی : نامههای فارسی
شمارهٔ ۱۱۶ - خطاب به نواب طهماسب میرزا
جلعت فداک: رفتی تو و رفت زندگانی افسوس. سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۲۳ - مقصود ز آفرینش ما جان است
مقصود ز آفرینش ما جان است جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۴۶ - تو جنگجو چقدر جور آشنا که نه ای
تو جنگجو چقدر جور آشنا که نه ای غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۲۰۷ - کاشانه نشین عشوه گری را چه کند بس؟
کاشانه نشین عشوه گری را چه کند بس؟ فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۱۰ - امشب که زمانه شد لبالب ز جمال
امشب که زمانه شد لبالب ز جمال جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۳۴ - چو او در بزم ارباب هوس می رفت و می آمد
چو او در بزم ارباب هوس می رفت و می آمد مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۱۸ - روزی که سراپرده بر افلاک زنم
روزی که سراپرده بر افلاک زنم یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۲۲ - از قول ملا محمد علی ساده اصفهانی به میرزا ابراهیم خان نوشته
خداوندگارا؛ ملازاده ام و به دو وجه از در صورت و معنی ساده، شوق تحصیلم بر سر، بی رضای مادر و پدر از اصفهان به ری نقل و تحویل داده. بختم با اقدام آنچه مقصود بود مساعدت نکرد. از خجلت خامی و خودکامی روی معاودت نیز نداشتم، والدین هم از بابت تادیب بلکه تعذیب تفقد و پرسشی نکردند. با دست تهی و فقدان معروفیت درین مرز که دانند و این مردم که شناسند، ماندم معطل از هر کس چاره درد جستم او را به درد خودکامی گرفتار دیدم و در هواجس نفس اماره و خوی بد فرما معیوب هفتاد خواهش و مغلوب هزار آزار، نه کام ایشان دادن کار من بود و نه مراد من جستن شمار ایشان. لاجرم روز به روز پریشانی و آلودگی افزود. پای مناعتم گشاد. و دست قناعت دراز افتاد. چکنم نه تاجرم که به سرپنجه و مشت زر اندوزی کنم، نه فاجر که به سیرت بعضی از روزن پشت روزی خورم. جز اینکه از شر مردم در پناه امثال حضرت گریزم و به دست و دندان در دامن پاک سرکار آویزم، چه خواهم کرد. اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۵۹ - یار دست جور در جان میکند
یار دست جور در جان میکند فضولی : غزلیات
شماره ۱۰۹ - بهترین سیرها سیر بیابان فناست
بهترین سیرها سیر بیابان فناست ایرج میرزا : قصیده ها
وسوسه
دیدم و گفتم نادیده اش انگار کنم صابر همدانی : غزلیات
شماره ۱۷ - هر کجا هست دل آزار، دل زاری هست
هر کجا هست دل آزار، دل زاری هست لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۳۴ - به شاهد لغت دستکره، بمعنی شهری از عراق عجم
کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۲۲ - چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست
چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۵۲ - منم امروز و یکی مطرب و جایی خالی
منم امروز و یکی مطرب و جایی خالی امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۴۵۰ - توانم از همه خوبان نظر بگردانم
توانم از همه خوبان نظر بگردانم فضولی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - عکس قد او آینه بربود خطا کرد
عکس قد او آینه بربود خطا کرد
غزل ۳۵۴ - نهان کرده است رویت در نقاب حشر جنت را
نهان کرده است رویت در نقاب حشر جنت را فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۲۷ - طرف گلزار گذشتی ز تو گل زار بماند
طرف گلزار گذشتی ز تو گل زار بماند حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۵ - دو، روز مطرب و ساقی گر اتفاق کنند
دو، روز مطرب و ساقی گر اتفاق کنند قائم مقام فراهانی : نامههای فارسی
شمارهٔ ۱۱۶ - خطاب به نواب طهماسب میرزا
جلعت فداک: رفتی تو و رفت زندگانی افسوس. سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۲۳ - مقصود ز آفرینش ما جان است
مقصود ز آفرینش ما جان است جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۴۶ - تو جنگجو چقدر جور آشنا که نه ای
تو جنگجو چقدر جور آشنا که نه ای غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۲۰۷ - کاشانه نشین عشوه گری را چه کند بس؟
کاشانه نشین عشوه گری را چه کند بس؟ فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۱۰ - امشب که زمانه شد لبالب ز جمال
امشب که زمانه شد لبالب ز جمال جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۳۴ - چو او در بزم ارباب هوس می رفت و می آمد
چو او در بزم ارباب هوس می رفت و می آمد مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۱۸ - روزی که سراپرده بر افلاک زنم
روزی که سراپرده بر افلاک زنم یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۲۲ - از قول ملا محمد علی ساده اصفهانی به میرزا ابراهیم خان نوشته
خداوندگارا؛ ملازاده ام و به دو وجه از در صورت و معنی ساده، شوق تحصیلم بر سر، بی رضای مادر و پدر از اصفهان به ری نقل و تحویل داده. بختم با اقدام آنچه مقصود بود مساعدت نکرد. از خجلت خامی و خودکامی روی معاودت نیز نداشتم، والدین هم از بابت تادیب بلکه تعذیب تفقد و پرسشی نکردند. با دست تهی و فقدان معروفیت درین مرز که دانند و این مردم که شناسند، ماندم معطل از هر کس چاره درد جستم او را به درد خودکامی گرفتار دیدم و در هواجس نفس اماره و خوی بد فرما معیوب هفتاد خواهش و مغلوب هزار آزار، نه کام ایشان دادن کار من بود و نه مراد من جستن شمار ایشان. لاجرم روز به روز پریشانی و آلودگی افزود. پای مناعتم گشاد. و دست قناعت دراز افتاد. چکنم نه تاجرم که به سرپنجه و مشت زر اندوزی کنم، نه فاجر که به سیرت بعضی از روزن پشت روزی خورم. جز اینکه از شر مردم در پناه امثال حضرت گریزم و به دست و دندان در دامن پاک سرکار آویزم، چه خواهم کرد. اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۵۹ - یار دست جور در جان میکند
یار دست جور در جان میکند فضولی : غزلیات
شماره ۱۰۹ - بهترین سیرها سیر بیابان فناست
بهترین سیرها سیر بیابان فناست ایرج میرزا : قصیده ها
وسوسه
دیدم و گفتم نادیده اش انگار کنم صابر همدانی : غزلیات
شماره ۱۷ - هر کجا هست دل آزار، دل زاری هست
هر کجا هست دل آزار، دل زاری هست لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۳۴ - به شاهد لغت دستکره، بمعنی شهری از عراق عجم
کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۲۲ - چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست
چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۵۲ - منم امروز و یکی مطرب و جایی خالی
منم امروز و یکی مطرب و جایی خالی امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۴۵۰ - توانم از همه خوبان نظر بگردانم
توانم از همه خوبان نظر بگردانم فضولی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - عکس قد او آینه بربود خطا کرد
عکس قد او آینه بربود خطا کرد