مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۷ - عمرم همه در کشیدن جور گذشت
عمرم همه در کشیدن جور گذشت طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۲۶ - بس که آوردست نخل قامت دلدار گل
بس که آوردست نخل قامت دلدار گل مشتاق اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۲ - در مدح امام حسن مجتبی(ع)
ای پادشاه حسن تو را چاکر آفتاب ادیب صابر : قصاید
شماره ۲۳ - هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات
هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات افسر کرمانی : قصاید
شمارهٔ ۷۵ - پیک صبا
ای صبا، ای نفست قافله فروردین سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۵۸ - قدت در چشم خود جا کرده ام ای دوست می رنجی
قدت در چشم خود جا کرده ام ای دوست می رنجی امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۴۶ - امیرْ گنه: هر کسْ عَقْلْ دارنه هَدیوَسْ
امیرْ گنه: هر کسْ عَقْلْ دارنه هَدیوَسْ امیر پازواری : ششبیتیها
شماره ۲۵ - امیر گنه: عالمْ ره بروتمهْ جویی
امیر گنه: عالمْ ره بروتمهْ جویی حمیدالدین بلخی : مقامات حمیدی
المقامة الثانیة - فی الشیب و الشباب
حکایت کرد مرا دوستی که مونس خلوت بود و صاحب سلوت که وقتی از اوقات بحوادث ضروری از مسکن مألوف دوری جستم و از کاخ اصلی بر شاخ وصلی نشستم، زاد و سلب بر ناقه طلب نهادم و «حی علی الوداع » در حلقه اجتماع در دادم، علایق و عوایق از خود دور کردم و دل از راحت و استراحت نفور. کوهی : غزلیات
شماره ۲۲۲ - آفتابی و ماه می طلبی
آفتابی و ماه می طلبی امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۲۰۹ - صد ساله که من در این دنی دئیمه
صد ساله که من در این دنی دئیمه صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۲۱۲ - عبدالسلام
ولیی باز کو عبدالسلام است سیدای نسفی : مثنویات
شمارهٔ ۴ - در صفت شهر بخارا گفته ملا سیدا
خوشا شهر بخار و خاک پاکش امیر پازواری : ششبیتیها
شماره ۱۶ - دایم به ته حوری روشی نگار بو!
دایم به ته حوری روشی نگار بو! طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۲ - دو هفته شد که زمن یار سرگران دارد
دو هفته شد که زمن یار سرگران دارد امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۷۷ - اسیرِ زلفِ عَنبرْاَفشونْ بئوئمْ
اسیرِ زلفِ عَنبرْاَفشونْ بئوئمْ ادیب صابر : قصاید
شماره ۶۸ - چه جوهر است که ماند به چرخ آینه فام
چه جوهر است که ماند به چرخ آینه فام اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۷۸ - آن را که از برای تو خاطر غمین شود
آن را که از برای تو خاطر غمین شود مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۲۲ - هرگز هوست زین دل مستم نشود
هرگز هوست زین دل مستم نشود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۴ - نهان کرده است رویت در نقاب حشر جنت را
نهان کرده است رویت در نقاب حشر جنت را
شماره ۵۷ - عمرم همه در کشیدن جور گذشت
عمرم همه در کشیدن جور گذشت طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۲۶ - بس که آوردست نخل قامت دلدار گل
بس که آوردست نخل قامت دلدار گل مشتاق اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۲ - در مدح امام حسن مجتبی(ع)
ای پادشاه حسن تو را چاکر آفتاب ادیب صابر : قصاید
شماره ۲۳ - هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات
هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات افسر کرمانی : قصاید
شمارهٔ ۷۵ - پیک صبا
ای صبا، ای نفست قافله فروردین سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۵۸ - قدت در چشم خود جا کرده ام ای دوست می رنجی
قدت در چشم خود جا کرده ام ای دوست می رنجی امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۴۶ - امیرْ گنه: هر کسْ عَقْلْ دارنه هَدیوَسْ
امیرْ گنه: هر کسْ عَقْلْ دارنه هَدیوَسْ امیر پازواری : ششبیتیها
شماره ۲۵ - امیر گنه: عالمْ ره بروتمهْ جویی
امیر گنه: عالمْ ره بروتمهْ جویی حمیدالدین بلخی : مقامات حمیدی
المقامة الثانیة - فی الشیب و الشباب
حکایت کرد مرا دوستی که مونس خلوت بود و صاحب سلوت که وقتی از اوقات بحوادث ضروری از مسکن مألوف دوری جستم و از کاخ اصلی بر شاخ وصلی نشستم، زاد و سلب بر ناقه طلب نهادم و «حی علی الوداع » در حلقه اجتماع در دادم، علایق و عوایق از خود دور کردم و دل از راحت و استراحت نفور. کوهی : غزلیات
شماره ۲۲۲ - آفتابی و ماه می طلبی
آفتابی و ماه می طلبی امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۲۰۹ - صد ساله که من در این دنی دئیمه
صد ساله که من در این دنی دئیمه صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۲۱۲ - عبدالسلام
ولیی باز کو عبدالسلام است سیدای نسفی : مثنویات
شمارهٔ ۴ - در صفت شهر بخارا گفته ملا سیدا
خوشا شهر بخار و خاک پاکش امیر پازواری : ششبیتیها
شماره ۱۶ - دایم به ته حوری روشی نگار بو!
دایم به ته حوری روشی نگار بو! طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۲ - دو هفته شد که زمن یار سرگران دارد
دو هفته شد که زمن یار سرگران دارد امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۷۷ - اسیرِ زلفِ عَنبرْاَفشونْ بئوئمْ
اسیرِ زلفِ عَنبرْاَفشونْ بئوئمْ ادیب صابر : قصاید
شماره ۶۸ - چه جوهر است که ماند به چرخ آینه فام
چه جوهر است که ماند به چرخ آینه فام اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۷۸ - آن را که از برای تو خاطر غمین شود
آن را که از برای تو خاطر غمین شود مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۲۲ - هرگز هوست زین دل مستم نشود
هرگز هوست زین دل مستم نشود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۴ - نهان کرده است رویت در نقاب حشر جنت را
نهان کرده است رویت در نقاب حشر جنت را