رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۶ - النوبة الثانیة
قوله تعالى یا بَنِی إِسْرائِیلَ ابتداى قصه بنى اسرائیل است و سخن با ایشان پس از هجرت است. در روزگار مقام مصطفى صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بمدینه. اول منتهاى خود و نواختهاى خود و ریشان یاد کرد آن گه گلهها از ایشان در پیوست، و در همه حجت الزام کرد و تاوان بیان کرد، و بتهدید مهر کرد یا بَنِی إِسْرائِیلَ مردان و زنان را میگوید همچنانک یا بَنِی آدَمَ ذکر پسران و دختران در آن داخلاند، و عرب بسیار گوید و اخوانى و بدین مردان و زنان خواهد و اسرائیل نام یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم. است و پنج کس را از پیغمبران در قرآن هر یکى دو نام است محمد و احمد، و الیاس و الیاسین، و یونس و ذو النون، و عیسى و مسیح، و یعقوب و اسرائیل، و در قرآن شش جاى ایشان را باین ندا باز میخواند و اصل ایشان دوازده پسر یعقوباند. و رب العالمین ایشان را در قرآن اسباط خوانده است، چنانک عرب را قبایل گفت. و در بنى اسرائیل نبوت در یک سبط بود، و ملک در یک سبط، نبوت، در فرزندان یوسف بود و ملک در فرزندان یهودا. وهب منبه گفت پنج تن از بنى اسرائیل در زیر پوست نیم انار مىشدند و خوشه انگور که بر چوب افکنده بودند به بیست و اندکس بر مىتوانستند گرفت. و اسرائیل نام عبریست و هر نام عبرى که بدین لفظ آید چون جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل و شمخائیل صاحب بر آنها نماز است، و حزقیل که پیغامبرى است از پیغامبران بنى اسرائیل. معنى این همه عبد اللَّه است. اسر نام بنده و ایل نام خداوند. رهی معیری : غزلها - جلد اول
ماجرای اشک
تابد فروغ مهر و مه از قطره های اشک بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۵۷۳
لباس کعبه پوشید از خط مشکین عذار او باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۴۴
راهی ست دراز و دور، می باید رفت صفی علیشاه : غزلیات
شمارهٔ ۳۶
چشم تو میرود هی از خود و این دل از پیش واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۷۵
شیشه دلها شکستن، نیست کار سنگ ما میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۸۵
تشویش بدو زشت و کم و بیش نداریم رشیدالدین میبدی : ۷۳- سورة المزمل- مکیة
النوبة الاولى
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۶۶
به پیری، از چه رو می افگنی کار جوانی را امیر پازواری : دوبیتیها
شمارهٔ ۱۱۵
ناتُومه ته مهرهورزی ره دلْ هَئیتنْ عطار نیشابوری : بخش دهم
الحكایة و التمثیل
عاشقی میمرد چون دل زنده داشت امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۹۴۳
من تو را دارم و جز لطف توام نیست کسی حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۱۰۰
یاد باد آن شب که خوش کردم شبت مجد همگر : رباعیات
شمارهٔ ۵۰۸
جانا رخ من زرد شدا ز گرد فراق نهج البلاغه : حکمت ها
یگانه بودن حقیقت
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> مَا اِخْتَلَفَتْ دَعْوَتَانِ إِلاَّ كَانَتْ إِحْدَاهُمَا ضَلاَلَةً اثیر اخسیکتی : غزلیات
شمارهٔ ۱۵۱
ما مانده ایم و جانی، در دست غم بمانده مجیرالدین بیلقانی : قصاید
شمارهٔ ۳۷
رسید کان مروت به قعر گوهر جود سعدی : ملحقات و مفردات
تکه ۲۴
چنان خوب رویی بدان دلربایی حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۹۳۹
یاد آن شب¬ها که بودی در کنارم دل¬ستان شیخ بهایی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۴۰
کاری ز وجود ناقصم نگشاید
۶ - النوبة الثانیة
قوله تعالى یا بَنِی إِسْرائِیلَ ابتداى قصه بنى اسرائیل است و سخن با ایشان پس از هجرت است. در روزگار مقام مصطفى صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بمدینه. اول منتهاى خود و نواختهاى خود و ریشان یاد کرد آن گه گلهها از ایشان در پیوست، و در همه حجت الزام کرد و تاوان بیان کرد، و بتهدید مهر کرد یا بَنِی إِسْرائِیلَ مردان و زنان را میگوید همچنانک یا بَنِی آدَمَ ذکر پسران و دختران در آن داخلاند، و عرب بسیار گوید و اخوانى و بدین مردان و زنان خواهد و اسرائیل نام یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم. است و پنج کس را از پیغمبران در قرآن هر یکى دو نام است محمد و احمد، و الیاس و الیاسین، و یونس و ذو النون، و عیسى و مسیح، و یعقوب و اسرائیل، و در قرآن شش جاى ایشان را باین ندا باز میخواند و اصل ایشان دوازده پسر یعقوباند. و رب العالمین ایشان را در قرآن اسباط خوانده است، چنانک عرب را قبایل گفت. و در بنى اسرائیل نبوت در یک سبط بود، و ملک در یک سبط، نبوت، در فرزندان یوسف بود و ملک در فرزندان یهودا. وهب منبه گفت پنج تن از بنى اسرائیل در زیر پوست نیم انار مىشدند و خوشه انگور که بر چوب افکنده بودند به بیست و اندکس بر مىتوانستند گرفت. و اسرائیل نام عبریست و هر نام عبرى که بدین لفظ آید چون جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل و شمخائیل صاحب بر آنها نماز است، و حزقیل که پیغامبرى است از پیغامبران بنى اسرائیل. معنى این همه عبد اللَّه است. اسر نام بنده و ایل نام خداوند. رهی معیری : غزلها - جلد اول
ماجرای اشک
تابد فروغ مهر و مه از قطره های اشک بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۵۷۳
لباس کعبه پوشید از خط مشکین عذار او باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۴۴
راهی ست دراز و دور، می باید رفت صفی علیشاه : غزلیات
شمارهٔ ۳۶
چشم تو میرود هی از خود و این دل از پیش واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۷۵
شیشه دلها شکستن، نیست کار سنگ ما میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۸۵
تشویش بدو زشت و کم و بیش نداریم رشیدالدین میبدی : ۷۳- سورة المزمل- مکیة
النوبة الاولى
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۶۶
به پیری، از چه رو می افگنی کار جوانی را امیر پازواری : دوبیتیها
شمارهٔ ۱۱۵
ناتُومه ته مهرهورزی ره دلْ هَئیتنْ عطار نیشابوری : بخش دهم
الحكایة و التمثیل
عاشقی میمرد چون دل زنده داشت امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۹۴۳
من تو را دارم و جز لطف توام نیست کسی حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۱۰۰
یاد باد آن شب که خوش کردم شبت مجد همگر : رباعیات
شمارهٔ ۵۰۸
جانا رخ من زرد شدا ز گرد فراق نهج البلاغه : حکمت ها
یگانه بودن حقیقت
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> مَا اِخْتَلَفَتْ دَعْوَتَانِ إِلاَّ كَانَتْ إِحْدَاهُمَا ضَلاَلَةً اثیر اخسیکتی : غزلیات
شمارهٔ ۱۵۱
ما مانده ایم و جانی، در دست غم بمانده مجیرالدین بیلقانی : قصاید
شمارهٔ ۳۷
رسید کان مروت به قعر گوهر جود سعدی : ملحقات و مفردات
تکه ۲۴
چنان خوب رویی بدان دلربایی حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۹۳۹
یاد آن شب¬ها که بودی در کنارم دل¬ستان شیخ بهایی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۴۰
کاری ز وجود ناقصم نگشاید