سعدی : باب دوم در اخلاق درویشان
حکایت شمارهٔ ۲۳
بخشایش الهی گم شده ای را در مناهی چراغ توفیق فرا راه داشت تا به حلقه اهل تحقیق در آمد به یمن قدم درویشان و صدق نفس ایشان ذمائم اخلاقش به حمائد مبدل گشت دست از هوا و هوس کوتاه کرده و زبان طاعنان در حق او همچنان دراز که بر قاعده اوّلست و زهد و طاعتش نامعوّل اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۹
در نفی تو خلق را امان نتوان داد صغیر اصفهانی : قطعات
شمارهٔ ۲۷ - قطعه
بر این سرا چه فانی مبند دل زنهار رشیدالدین میبدی : ۱۲- سورة یوسف- مکیة
۱۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ» خداوند من مرا از ملک این جهانى بهره دادى، «وَ عَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحادِیثِ» و در من آموختى دانستن سرانجام خوابها که بینند، «فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» اى کردگار آسمان و زمین بنوى، «أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ» تویى یار من درین جهان و در آن جهان «تَوَفَّنِی مُسْلِماً» بمیران مرا بر مسلمانى، «وَ أَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ (۱۰۱)» و مرا بنیکان رسان. حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۹۰
ای هدهد صبا به سبا میفرستمت اوحدی مراغهای : جام جم
در معنی دل
عرش رحمن دلست، اگر دانی واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۲۵
عینک شود چو شیشه دل عقل پیر را فضولی : مقطعات
شمارهٔ ۱۹
اول عمرم که هنگام سرور و ذوق بود جامی : سبحةالابرار
بخش ۴۷ - حکایت عیاری که در زیر چوب شحنه چندان دندان فشرد که درم سیم در زیر دندان وی پاره پاره شد و دینار صبر وی درست بیرون آمد
شحنه ای گفت که عیاری را واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۱
ای نام دلگشای تو عنوان کارها جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۳۷۱
دوش آمد و به روز سیاهم نشاند و رفت واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۷۶
بالید از رخ تو دل پر ملال ما کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۱۷۱
آن بت که جهان بغمزۀ مست گرفت حزین لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۱۹۲
زان شراری که نهان در دل خارا می سوخت سید حسن غزنوی : مقطعات
شمارهٔ ۱۵
گشت روشن مرا که ایزد فرد آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۲۲۲
ساقی قدحی در ده از باده انگورت رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۱۰۶ - یحیی لاهیجانی
از فضلا و علمای زمان خود ممتاز و بین العوام و الخواص با اعزاز. مدتی در کاشان و چندی در دهلی و هندوستان توقف داشته و در شغل قضا لوای شهرت افراشته. آخر از هند به کاشان مراجعت کرد و در سنهٔ ۹۵۳ وفات یافت. غرض، از محققین و فضلا محسوب میشد و خالی از حالی نبود. این چند بیت از اشعار اوست: شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۵۸
اگر رندی و می نوشی بیا میخانه ای داریم صفایی جندقی : غزلیات
شمارهٔ ۱۵
ای آتش از رخت به درون لاله زار را کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۲۵۸
دیوان بگناه تو سفید باید کرد
حکایت شمارهٔ ۲۳
بخشایش الهی گم شده ای را در مناهی چراغ توفیق فرا راه داشت تا به حلقه اهل تحقیق در آمد به یمن قدم درویشان و صدق نفس ایشان ذمائم اخلاقش به حمائد مبدل گشت دست از هوا و هوس کوتاه کرده و زبان طاعنان در حق او همچنان دراز که بر قاعده اوّلست و زهد و طاعتش نامعوّل اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۹
در نفی تو خلق را امان نتوان داد صغیر اصفهانی : قطعات
شمارهٔ ۲۷ - قطعه
بر این سرا چه فانی مبند دل زنهار رشیدالدین میبدی : ۱۲- سورة یوسف- مکیة
۱۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ» خداوند من مرا از ملک این جهانى بهره دادى، «وَ عَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحادِیثِ» و در من آموختى دانستن سرانجام خوابها که بینند، «فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» اى کردگار آسمان و زمین بنوى، «أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ» تویى یار من درین جهان و در آن جهان «تَوَفَّنِی مُسْلِماً» بمیران مرا بر مسلمانى، «وَ أَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ (۱۰۱)» و مرا بنیکان رسان. حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۹۰
ای هدهد صبا به سبا میفرستمت اوحدی مراغهای : جام جم
در معنی دل
عرش رحمن دلست، اگر دانی واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۲۵
عینک شود چو شیشه دل عقل پیر را فضولی : مقطعات
شمارهٔ ۱۹
اول عمرم که هنگام سرور و ذوق بود جامی : سبحةالابرار
بخش ۴۷ - حکایت عیاری که در زیر چوب شحنه چندان دندان فشرد که درم سیم در زیر دندان وی پاره پاره شد و دینار صبر وی درست بیرون آمد
شحنه ای گفت که عیاری را واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۱
ای نام دلگشای تو عنوان کارها جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۳۷۱
دوش آمد و به روز سیاهم نشاند و رفت واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۷۶
بالید از رخ تو دل پر ملال ما کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۱۷۱
آن بت که جهان بغمزۀ مست گرفت حزین لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۱۹۲
زان شراری که نهان در دل خارا می سوخت سید حسن غزنوی : مقطعات
شمارهٔ ۱۵
گشت روشن مرا که ایزد فرد آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۲۲۲
ساقی قدحی در ده از باده انگورت رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۱۰۶ - یحیی لاهیجانی
از فضلا و علمای زمان خود ممتاز و بین العوام و الخواص با اعزاز. مدتی در کاشان و چندی در دهلی و هندوستان توقف داشته و در شغل قضا لوای شهرت افراشته. آخر از هند به کاشان مراجعت کرد و در سنهٔ ۹۵۳ وفات یافت. غرض، از محققین و فضلا محسوب میشد و خالی از حالی نبود. این چند بیت از اشعار اوست: شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۵۸
اگر رندی و می نوشی بیا میخانه ای داریم صفایی جندقی : غزلیات
شمارهٔ ۱۵
ای آتش از رخت به درون لاله زار را کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۲۵۸
دیوان بگناه تو سفید باید کرد