سید حسن غزنوی : مقطعات
شمارهٔ ۵
شعرم چو گشت معجزه و سحر از او بکاست
نجم‌الدین رازی : رباعیات
شمارهٔ ۲۲
عشق است که لذت جوانی ببرد
جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۶۷۱
زین بیش با فراق توأم ساختن نبود
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۳۴۶ - مشک ساز
ای دوستان ز شوخ مشک ساز الحذر
مولانا خالد نقشبندی : غزلیات
غزل شماره ۲۷
سوگند به خالی ز رخت گشته پدید
نسیمی : غزلیات
شمارهٔ ۷۶
دست قدرت بر عذارت خال مشکین تا نهاد
اسیری لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۴۸۶
تجلی العشق فی کل المجالی
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شمارهٔ ۱۳۰
رنگ تو بتازگی ز گلنار بهست
غزالی : عنوان دوم - در شناختن حق تعالی
فصل ششم
بیشتر خلاف در میان خلق چنین است که همه از وجهی راست گفته باشند، ولکن بعضی نبینند، پندارند که همه بدیدند و مثل ایشان چون گروهی نابینایان اند که شنیده باشند که به شهر ایشان پیل آمده است، خواهند که وی را بشناسند، پندارند که به دست وی را بتوان شناخت و دستها در وی بپرماسیدند یکی را دست بر گوش وی آمد و یکی را بر پای و یکی را بر ران و یکی را بر دندان، چون با دیگر نابینایان رسیدند و صف پیل از ایشان پرسیدند، آن که دست بر پای نهاده بود گفت، «ماننده ستونی است» و آن که دست بر دندان نهاده بود گفت، «ماننده عمودی است» و آن که بر گوش نهاده بود گفت، «ماننده گلیمی است» همه راست گفتند و همه خطا کردند که پنداشتد که جمله پیل را دریافته اند و نیافته بودند همچنین منجم و طبیب هر یکی را چشم به ریگی از چاکران درگاه حضرت الهی افتاد، از سلطنت و استیلای وی عجب داشتند، گفتند، «پادشاه خود این است: هذا ربی» تا کسی که وی را راه باز دادن، نقصان همه بدید و ورای آن دید و گفت، «این در زیر دیگری است، و آنچه در زیر بود، خدایی را نشاید. «لا احب الافلین»
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۶۳
در پای تو هرکس که سر انداز نیاید
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
گزیدهٔ غزل ۱۹۵
چون خاک گردم درره وصلت همین بس باشدم
سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۱ - گفتار در آفرینش جهان
از آغاز باید که دانی درست
بابافغانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۳۱
صبحی بمن آن شاخ گل از خواب نخیزد
حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۱۰۷۴
نکرده از دو عالم دست کوته
اهلی شیرازی : اشعار ترکیبی
رباعی مستزاد
این مغبچگان بما ملامت چه کنند
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۵۷۶
عشق کرد آدم از ملک ممتاز
امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۱ - تتبع خواجه
بیا که لشکر دی خیل سبزه غارت کرد
صفی علیشاه : رباعیات
شمارهٔ ۷۱
شد عمر و بطبع خواهشم هست هنوز
خاقانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۲۸
خون دلم مخور که غمان تو می‌خورم
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۵۱
ای دل به چه غم خوردنت آمد پیشه