حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۵۱ - ز فیض آبرو سبز است، نخل مدعای من
ز فیض آبرو سبز است، نخل مدعای من
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۵۵ - هرکس در کینه زد، دل آزاری دید
هرکس در کینه زد، دل آزاری دید
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۲۷۰ - مرو بیرون ز عشرتخانه دل
مرو بیرون ز عشرتخانه دل
جلال عضد : غزلیّات
شماره ۱۲۵ - بی روی دل افروزت عمرم به چه کار آید
بی روی دل افروزت عمرم به چه کار آید
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۲۰ - فسانهٔ شب غم را چراغ می فهمد
فسانهٔ شب غم را چراغ می فهمد
ملک‌الشعرای بهار : غزلیات
شماره ۷۹ - بود آیا که دگرباره به شیراز رسم
بود آیا که دگرباره به شیراز رسم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳۲ - برگ عیش آماده از فقر و قناعت شد مرا
برگ عیش آماده از فقر و قناعت شد مرا
جلال عضد : غزلیّات
شماره ۲۵۳ - جانا! تو سوز و درد دل ما ندیده ای
جانا! تو سوز و درد دل ما ندیده ای
ابوالفضل بیهقی : مجلد ششم
بخش ۲۰ - گماشتن خواجه احمد دبیران را
دیگر روز بدرگاه آمد و با خلعت نبود که بر عادت روزگار گذشته قبایی ساخته کرد و دستاری نیشابوری یا قاینی، که این مهتر را، رضی اللّه عنه، با این جامه‌ها دیدندی بروزگار. و از ثقات‌ او شنیدم چون بو ابراهیم قاینی کدخدایش و دیگران، که بیست و سی قبا بود او را یک رنگ که یک سال می‌پوشیدی و مردمان چنان دانستندی که یک قباست و گفتندی: سبحان اللّه‌! این قبا از حال بنگردد؟ اینت منکر و بجد مردی‌!- و مردیها و جدهای‌ او را اندازه نبود، و بیارم پس از این بجای خویش- و چون سال سپری شدی، بیست و سی قبای دیگر راست کرده‌، بجامه خانه دادندی.
مولوی : غزلیات
غزل ۲۰۷۴ - مکن، مکن که روا نیست‌،‌ بی‌گنه کشتن
مَکُن، مَکُن که رَوا نیست‌،‌ بی‌گُنَه کُشتن
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٧۴٧ - بحر دانش عماد دولت و دین
بحر دانش عماد دولت و دین
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۳۷۶ - دلرا سر شعر و شاعری نیست دگر
دلرا سر شعر و شاعری نیست دگر
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۱۴۹ - حاجت به گل ندارد، آن سر که کج کلاه است
حاجت به گل ندارد، آن سر که کج کلاه است
عطار نیشابوری : باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق
شماره ۱ - لعلت که خجل کرد گل رعنا را
لعلت که خجل کرد گل رعنا را
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۳۹ - ۱۳۹غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
۱۳۹غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
قطران تبریزی : مقطعات
شماره ۴۷ - چو چرخ باد خزان را بباغ راه دهد
چو چرخ باد خزان را بباغ راه دهد
محمد بن منور : فصل اول - حکایات کرامات شیخ
حکایت ۳۹ - ابوبکر محمد الواعظ السرخسی گفت من بعد ازوفات شیخ ابوسعید قدس اللّه روحه العزیز قصیدۀ گفتم شیخ را و آن بقعۀ بزرگوار بستودم و در آن قصیده این دو بیت گفت
ابوبکر محمد الواعظ السرخسی گفت من بعد ازوفات شیخ ابوسعید قدس اللّه روحه العزیز قصیدۀ گفتم شیخ را و آن بقعۀ بزرگوار بستودم و در آن قصیده این دو بیت گفته بودم:
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۳۳ - مده پندم که من در سینه سودایی دگر دارم
مده پندم که من در سینه سودایی دگر دارم
انوری : رباعیات
رباعی ۴۰۸ - ای دل بنشین به عافیت کو داری
ای دل بنشین به عافیت کو داری
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۳۳ - یا رب این مخمور را در بزم مستان بار ده
یا رب این مخمور را در بزم مستان بار ده