صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۱۴۵ - سرو را از جلوه مستانه از جا می برد
سرو را از جلوه مستانه از جا می برد
ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۸۲ - نندیشم از کسی که به نادانی
نندیشم از کسی که به نادانی
انوری : غزلیات
غزل ۲۸۶ - تو گر دوست داری مرا ور نداری
تو گر دوست داری مرا ور نداری
حافظ : غزلیات
غزل ۱۸۶ - گر می فروش حاجت رندان روا کند
گر می فروش حاجت رندان روا کند
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۵۷ - گر تشنهٔ بحری به گهر ایمان دار
گر تشنهٔ بحری به گهر ایمان دار
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۷۵۰ - درآمد از در دل چون خرابی
درآمد از در دل چون خرابی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۷۰ - چون به حیرت زدگان است مرا روی سخن
چون به حیرت زدگان است مرا روی سخن
فروغ فرخزاد : دیوار
بر گور ِ لیلی
آخر گشوده شد ز هم آن پرده های راز
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۷۰ - آشفتگی ز عقل پذیرد دماغ ما
آشفتگی ز عقل پذیرد دماغ ما
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۳۸۴ - از دو زلف تو شکن وام کنم
از دو زلف تو شکن وام کنم
عطار نیشابوری : در نعت رسول
حکایت مادری که فرزندش در آب افتاد
مادری را طفل در آب اوفتاد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۸۷ - به مقدار تمنا داغ در دل جلوه گر باشد
به مقدار تمنا داغ در دل جلوه گر باشد
نصرالله منشی : باب الزاهد والضیف
بخش ۲ - آورده‌اند که در زمین کنوج مردی مصلح و متعفف بود؛ در دین اجتهادی تمام و بر طاعت و عبادت مواظبت بشرط، نهمت براحیای رسوم حکما مصروف داشت و روزگار بر امضا
آورده‌اند که در زمین کنوج مردی مصلح و متعفف بود؛ در دین اجتهادی تمام و بر طاعت و عبادت مواظبت بشرط، نهمت براحیای رسوم حکما مصروف داشت و روزگار بر امضای خیرات مقصور، و از دوستی دنیا و کسب حرام معصوم و از وصمت ریا و غیبت و نفاق مسلم.
اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۴۴ - آن یافت که بودم به ملولی گم شد
آن یافت که بودم به ملولی گم شد
اهلی شیرازی : قصاید
شمارهٔ ۴۳ - در مدح سعد الدین اسعد گوید
چنین که سر بفلک سرو قد یار کشد
ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۸۷ - یار با ما بیوفائی میکند
یار با ما بیوفائی میکند
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۱۲ - به غیر معنی رنگین، مجو ز ما میراث
به غیر معنی رنگین، مجو ز ما میراث
امیر پازواری : چهاربیتی‌ها
شماره ۳۵ - دُوسْ بَدی مِرِهْ، دیم‌هٰاکِرْدی بِهْ دیوٰارْ
دُوسْ بَدی مِرِهْ، دیم‌هٰاکِرْدی بِهْ دیوٰارْ
عطار نیشابوری : باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
شماره ۴۵ - جانا! ز همه جهان نشستم برتر
جانا! ز همه جهان نشستم برتر
فریدون مشیری : از دریچه ماه
پوزش
گفته بود پیش از این‌ها: