کمال خجندی : غزلیات
شماره ۵۷ - دل مقیم کوی جانانست و من اینجا غریب
دل مقیم کوی جانانست و من اینجا غریب جلال عضد : غزلیّات
شماره ۳۱ - من سر زلفش نمی دادم ز دست
من سر زلفش نمی دادم ز دست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۶ - ای رخ زیبای تو آینه سینه ها
ای رخ زیبای تو آینه سینه ها نصرالله منشی : باب القرد و السلحفاة
بخش ۴ - باخه گفت: من ترا برپشت بدان جزیره رسانم، که در وی هم امن و راحت است و هم خصب و نعمت. در جمله بر وی دمید تا بوزنه توسنی کم کرد و زمام اختیار بدو داد. ا
باخه گفت: من ترا برپشت بدان جزیره رسانم، که در وی هم امن و راحت است و هم خصب و نعمت. در جمله بر وی دمید تا بوزنه توسنی کم کرد و زمام اختیار بدو داد. او را بر پشت گرفت و روی بخانه نهاد. چون بمیان آب رسید تاملی کرد و از ناخوبی آنچه پیش داشت بازاندیشید و با خود گفت: سزاوارتر چیزی که خردمندان ازان تحرز نمودهاند بی وفایی و غدر است خاصه در حق دوستان، و از برای زنان که نه در ایشان حسن عهد صورت بندد و نه ازیشان وفا و مردمی چشم توان داشت. و گفتهاند که: «برکمال عیار زر بعون و انصاف آتش وقوف توان یافت؛ و بر قوت ستور بحمل بارگران دلیل توان گرفت؛ و سداد و امانت مردان بداد و ستد بتوان شناخت، و هرگز علم بنهایت کارهای زنان و کیفیت بدعهدی ایشان محیط نگردد. » هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
کشف الحجاب الرّابع فی الطّهارة
از پس ایمان نخستین چیز که بر بنده فریضه شود طهارت کردن بود مر گزاردِ نماز راو آن طهارت بدن بود از نجاست و جنابت و شستن سه اندام و مسح کردن بر سر بر متابعت شریعت و یا تیمم در حال فقدِ آب یا شدت مرض و یا خوف مرض؛ چنانکه احکام این معلوم است. خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۱۶۳ - نظری کن اگرت خاطر درویشانست
نظری کن اگرت خاطر درویشانست ملکالشعرای بهار : رباعیات
شماره ۲۵ - امشب ز فراق دوست خوابم نبرد
امشب ز فراق دوست خوابم نبرد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۶۷ - ای دهانت، چشمه آب حیات
ای دهانت، چشمه آب حیات کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۸۵ - شوخ چشمی خان و مان ما به یغما برد و رفت
شوخ چشمی خان و مان ما به یغما برد و رفت سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۷۷ - ای خداوندی که پیش طبع فیاضت سحاب
ای خداوندی که پیش طبع فیاضت سحاب ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣٣٣ - گر چه دور فلک سفله نوازم همه عمر
گر چه دور فلک سفله نوازم همه عمر ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۳۵
با مرد یاوه گوی راز خود آشکار مکن. جامی : دفتر دوم
بخش ۱۱ - رجوع به تمامی قصه
باز گردم به قصه دختر حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۶۳ - ما دوست نداریم دگر هیچ به جز دوست
ما دوست نداریم دگر هیچ به جز دوست ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۷۹ - کو دیده که خون جگر آرم با او
کو دیده که خون جگر آرم با او طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۲ - افزوده غمی چون به غم دیگرم امشب
افزوده غمی چون به غم دیگرم امشب فضولی : غزلیات
شماره ۲۲ - ز آتشین رویی جدا می افکند دوران مرا
ز آتشین رویی جدا می افکند دوران مرا نهج البلاغه : نامه ها
نامه به مردم بصره در اعلان عفو عمومی
و من كتاب له عليهالسلام إلى أهل البصرة وَ قَدْ كَانَ مِنِ اِنْتِشَارِ حَبْلِكُمْ وَ شِقَاقِكُمْ مَا لَمْ تَغْبَوْا عَنْهُ فَعَفَوْتُ عَنْ مُجْرِمِكُمْ وَ رَفَعْتُ اَلسَّيْفَ عَنْ مُدْبِرِكُمْ وَ قَبِلْتُ مِنْ مُقْبِلِكُمْ کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۳ - این میوه شیرین مگر از باغ بهشت است
این میوه شیرین مگر از باغ بهشت است حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۷۷۱ - بیا دل ز دنیایِ دون بر گسل
بیا دل ز دنیایِ دون بر گسل
شماره ۵۷ - دل مقیم کوی جانانست و من اینجا غریب
دل مقیم کوی جانانست و من اینجا غریب جلال عضد : غزلیّات
شماره ۳۱ - من سر زلفش نمی دادم ز دست
من سر زلفش نمی دادم ز دست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۶ - ای رخ زیبای تو آینه سینه ها
ای رخ زیبای تو آینه سینه ها نصرالله منشی : باب القرد و السلحفاة
بخش ۴ - باخه گفت: من ترا برپشت بدان جزیره رسانم، که در وی هم امن و راحت است و هم خصب و نعمت. در جمله بر وی دمید تا بوزنه توسنی کم کرد و زمام اختیار بدو داد. ا
باخه گفت: من ترا برپشت بدان جزیره رسانم، که در وی هم امن و راحت است و هم خصب و نعمت. در جمله بر وی دمید تا بوزنه توسنی کم کرد و زمام اختیار بدو داد. او را بر پشت گرفت و روی بخانه نهاد. چون بمیان آب رسید تاملی کرد و از ناخوبی آنچه پیش داشت بازاندیشید و با خود گفت: سزاوارتر چیزی که خردمندان ازان تحرز نمودهاند بی وفایی و غدر است خاصه در حق دوستان، و از برای زنان که نه در ایشان حسن عهد صورت بندد و نه ازیشان وفا و مردمی چشم توان داشت. و گفتهاند که: «برکمال عیار زر بعون و انصاف آتش وقوف توان یافت؛ و بر قوت ستور بحمل بارگران دلیل توان گرفت؛ و سداد و امانت مردان بداد و ستد بتوان شناخت، و هرگز علم بنهایت کارهای زنان و کیفیت بدعهدی ایشان محیط نگردد. » هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
کشف الحجاب الرّابع فی الطّهارة
از پس ایمان نخستین چیز که بر بنده فریضه شود طهارت کردن بود مر گزاردِ نماز راو آن طهارت بدن بود از نجاست و جنابت و شستن سه اندام و مسح کردن بر سر بر متابعت شریعت و یا تیمم در حال فقدِ آب یا شدت مرض و یا خوف مرض؛ چنانکه احکام این معلوم است. خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۱۶۳ - نظری کن اگرت خاطر درویشانست
نظری کن اگرت خاطر درویشانست ملکالشعرای بهار : رباعیات
شماره ۲۵ - امشب ز فراق دوست خوابم نبرد
امشب ز فراق دوست خوابم نبرد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۶۷ - ای دهانت، چشمه آب حیات
ای دهانت، چشمه آب حیات کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۸۵ - شوخ چشمی خان و مان ما به یغما برد و رفت
شوخ چشمی خان و مان ما به یغما برد و رفت سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۷۷ - ای خداوندی که پیش طبع فیاضت سحاب
ای خداوندی که پیش طبع فیاضت سحاب ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣٣٣ - گر چه دور فلک سفله نوازم همه عمر
گر چه دور فلک سفله نوازم همه عمر ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۳۵
با مرد یاوه گوی راز خود آشکار مکن. جامی : دفتر دوم
بخش ۱۱ - رجوع به تمامی قصه
باز گردم به قصه دختر حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۶۳ - ما دوست نداریم دگر هیچ به جز دوست
ما دوست نداریم دگر هیچ به جز دوست ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۷۹ - کو دیده که خون جگر آرم با او
کو دیده که خون جگر آرم با او طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۲ - افزوده غمی چون به غم دیگرم امشب
افزوده غمی چون به غم دیگرم امشب فضولی : غزلیات
شماره ۲۲ - ز آتشین رویی جدا می افکند دوران مرا
ز آتشین رویی جدا می افکند دوران مرا نهج البلاغه : نامه ها
نامه به مردم بصره در اعلان عفو عمومی
و من كتاب له عليهالسلام إلى أهل البصرة وَ قَدْ كَانَ مِنِ اِنْتِشَارِ حَبْلِكُمْ وَ شِقَاقِكُمْ مَا لَمْ تَغْبَوْا عَنْهُ فَعَفَوْتُ عَنْ مُجْرِمِكُمْ وَ رَفَعْتُ اَلسَّيْفَ عَنْ مُدْبِرِكُمْ وَ قَبِلْتُ مِنْ مُقْبِلِكُمْ کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۳ - این میوه شیرین مگر از باغ بهشت است
این میوه شیرین مگر از باغ بهشت است حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۷۷۱ - بیا دل ز دنیایِ دون بر گسل
بیا دل ز دنیایِ دون بر گسل