صامت بروجردی : کتاب النصایح و التنبیه
شمارهٔ ۸ - موعظه
از قضا روزی مرا شد سوی قبرستان گذار فضولی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - عکس قد او آینه بربود خطا کرد
عکس قد او آینه بربود خطا کرد طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۹۹ - زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف
زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۳ - صدف و گوهریم و بحر و حباب
صدف و گوهریم و بحر و حباب صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۸۸ - هزار بار به خون جگر طهارت کرد
هزار بار به خون جگر طهارت کرد نهج البلاغه : خطبه ها
پیمانه ها و ترازوها
و من خطبة له عليهالسلام في ذكر المكاييل و الموازين ملکالشعرای بهار : رباعیات
شمارهٔ ۳۲ - رباعی
شد نیمی عمر در خرافات هدر یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۷۶ - به میراز حسن نوشته
نامه زیبا نگار شیوا گفتار که از در آزمون بر فرهنگ دری نگار شگری رفته بود، دوده دید پروردش دیده را سرمه سائی کرد و سامان سینه و جان را چون جام جمشید و آئینه خورشید روشنائی بخشود. بی سازش و خوشگوئی و نوازش و دلجوئی نه چندان درست افتاد، و خوش نشست که زبان ساز آفرین و ستایش گیرد، یا چون چهر مهر فروزت زیبائی خدادادش نیازمند پیرایه و آرایش. اگر روزی یک نامه بر همین راه و روش نگار آری و اندک درنگ و کوشش در جستن فرهنگ و بهم در سرشتن که چندان ناهموار نیفتد بکار بری، شش ماه دیگر یکی از نویسندگان صابی رنگ و سخن سنجان صاحب سنگ خواهی شد، مصرع: بدست باش که کاری به جای خویشتن است. ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۳ - فخریه
دگر باره خیاط باد صبا فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۲۹ - دلم به کوی تو هر شام تا سحر میگشت
دلم به کوی تو هر شام تا سحر میگشت ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۱۰۷
نام خویش را، خویشکاری خویش بهمهل. (یعنی به مناسبت نام و مقام از کار و کوشش طفره مزن). ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۵۹ - به یکی از روزنامهنویسان هتاک
ابلها زان خط که هر روزش به دفتر می کشی فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۵۴ - روزی که خدا کام دل تنگ دلان داد
روزی که خدا کام دل تنگ دلان داد ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۵۷ - دلفریبان که به روسیه ی جان جا دارند
دلفریبان که به روسیه ی جان جا دارند سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۱۴۷ - آخر این درد دل من به دوایی برسد
آخر این درد دل من به دوایی برسد جامی : سبحةالابرار
بخش ۹۳ - مناجات در انتقال از جود به قناعت
ای محیط کرمت عرش صدف رهی معیری : ابیات پراکنده
سایهٔ هما
چشم تو نظر بر من بی مایه فکنده است جامی : تحفةالاحرار
بخش ۶ - حکایت شیخ روزبهان با بیوهای که میوهٔ دل خود را شیوهٔ مستوری میآموخت
روز بهان فارس میدان عشق حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۵۹ - می بیارید که می داروی درد حکماست
می بیارید که می داروی درد حکماست نهج البلاغه : نامه ها
نامه به سهل بن حنیف در بیان علل پیوستن بعضی از مردم مدینه به معاویه
و من كتاب له عليهالسلام إلى سهل بن حنيف الأنصاري و هو عامله على المدينة في معنى قوم من أهلها لحقوا بمعاوية
شمارهٔ ۸ - موعظه
از قضا روزی مرا شد سوی قبرستان گذار فضولی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - عکس قد او آینه بربود خطا کرد
عکس قد او آینه بربود خطا کرد طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۹۹ - زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف
زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۳ - صدف و گوهریم و بحر و حباب
صدف و گوهریم و بحر و حباب صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۸۸ - هزار بار به خون جگر طهارت کرد
هزار بار به خون جگر طهارت کرد نهج البلاغه : خطبه ها
پیمانه ها و ترازوها
و من خطبة له عليهالسلام في ذكر المكاييل و الموازين ملکالشعرای بهار : رباعیات
شمارهٔ ۳۲ - رباعی
شد نیمی عمر در خرافات هدر یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۷۶ - به میراز حسن نوشته
نامه زیبا نگار شیوا گفتار که از در آزمون بر فرهنگ دری نگار شگری رفته بود، دوده دید پروردش دیده را سرمه سائی کرد و سامان سینه و جان را چون جام جمشید و آئینه خورشید روشنائی بخشود. بی سازش و خوشگوئی و نوازش و دلجوئی نه چندان درست افتاد، و خوش نشست که زبان ساز آفرین و ستایش گیرد، یا چون چهر مهر فروزت زیبائی خدادادش نیازمند پیرایه و آرایش. اگر روزی یک نامه بر همین راه و روش نگار آری و اندک درنگ و کوشش در جستن فرهنگ و بهم در سرشتن که چندان ناهموار نیفتد بکار بری، شش ماه دیگر یکی از نویسندگان صابی رنگ و سخن سنجان صاحب سنگ خواهی شد، مصرع: بدست باش که کاری به جای خویشتن است. ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۳ - فخریه
دگر باره خیاط باد صبا فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۲۹ - دلم به کوی تو هر شام تا سحر میگشت
دلم به کوی تو هر شام تا سحر میگشت ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۱۰۷
نام خویش را، خویشکاری خویش بهمهل. (یعنی به مناسبت نام و مقام از کار و کوشش طفره مزن). ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۵۹ - به یکی از روزنامهنویسان هتاک
ابلها زان خط که هر روزش به دفتر می کشی فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۵۴ - روزی که خدا کام دل تنگ دلان داد
روزی که خدا کام دل تنگ دلان داد ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۵۷ - دلفریبان که به روسیه ی جان جا دارند
دلفریبان که به روسیه ی جان جا دارند سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۱۴۷ - آخر این درد دل من به دوایی برسد
آخر این درد دل من به دوایی برسد جامی : سبحةالابرار
بخش ۹۳ - مناجات در انتقال از جود به قناعت
ای محیط کرمت عرش صدف رهی معیری : ابیات پراکنده
سایهٔ هما
چشم تو نظر بر من بی مایه فکنده است جامی : تحفةالاحرار
بخش ۶ - حکایت شیخ روزبهان با بیوهای که میوهٔ دل خود را شیوهٔ مستوری میآموخت
روز بهان فارس میدان عشق حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۵۹ - می بیارید که می داروی درد حکماست
می بیارید که می داروی درد حکماست نهج البلاغه : نامه ها
نامه به سهل بن حنیف در بیان علل پیوستن بعضی از مردم مدینه به معاویه
و من كتاب له عليهالسلام إلى سهل بن حنيف الأنصاري و هو عامله على المدينة في معنى قوم من أهلها لحقوا بمعاوية