مولوی : غزلیات
غزل ۱۲۹ - مشکن دل مرد مشتری را
مَشْکَن دلِ مَردِ مُشتری را
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۷۵ - عقل از دیوانگی ارشاد می باید گرفت
عقل از دیوانگی ارشاد می باید گرفت
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۲۱۹ - دل پی دلدار رفت و دیده چو این حال دید
دل پی دلدار رفت و دیده چو این حال دید
مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۹۷ - در مدح امیر ابوالفتح عارض
هم شب مست وار و عاشق وار
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۰۱ - گمان دارم که در زیر فلک قحط فضا گردد
گمان دارم که در زیر فلک قحط فضا گردد
سعیدا : رباعیات
شماره ۹۷ - تا صبح نشستم من و جان بر در دل
تا صبح نشستم من و جان بر در دل
جامی : دفتر دوم
بخش ۷۴ - مشکل شدن مصاحبت زاغ و کبوتر بر آن حکیم و حل گشتن آن
زد حکیمی به طرف باغ قدم
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
خاتمهٔ گلستان
تمام شد کتاب گلستان والله المستعان به توفیق باری عزّ اسمه. در این جمله چنان که رسم مؤلفان است، از شعر متقدمان به طریق استعارت تلفیقی نرفت.
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۱۳ - دل نیستم که منتی از آرزو کشم
دل نیستم که منتی از آرزو کشم
وحشی بافقی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش عبدالله خان اعتمادالدوله
سد زبان خواهم که سازم یک به یک گوهر نثار
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۷۲ - به غیر مرگ نسیم از خدا نمی طلبد
به غیر مرگ نسیم از خدا نمی طلبد
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۵ - از سر بگذار خودنمایی را
از سر بگذار خودنمایی را
سعیدا : رباعیات
شماره ۹۵ - آنان که به دعوا شده سادات مثال
آنان که به دعوا شده سادات مثال
سعدی : قصاید و قطعات عربی
فی مرثیة امیرالمؤمنین المعتصم بالله و ذکر واقعة بغداد
حبست بجفنی المدامع لاتجری
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۲۱ - نیست بیحاصل که خون از چشم تر افشانده ایم
نیست بیحاصل که خون از چشم تر افشانده ایم
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۸۱ - ای چون شکن زلف تو پشتم خم خم
ای چون شکن زلف تو پشتم خم خم
ترانه های کودکانه : بخش اول
شیر شیر شیرینی
شیر، شیر، شیرینی
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۷۳ - خدنگت مرا یار دیرینه بود
خدنگت مرا یار دیرینه بود
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۵۹ - همان بیگانه ام با خلق هر چند آشنا باشم
همان بیگانه ام با خلق هر چند آشنا باشم
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۲۹ - نخورد به بزم مستان لب شیشه آب بی تو
نخورد به بزم مستان لب شیشه آب بی تو