سعدی : قصاید
قصیده ۲۰ - کسی که او نظر مهر در زمانه کند
کسی که او نظر مهر در زمانه کند امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۶۳ - بس بود اینکه سوی خود راه دهی نسیم را
بس بود اینکه سوی خود راه دهی نسیم را امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۹ - وقتی اندر سر کویی گذری بود مرا
وقتی اندر سر کویی گذری بود مرا امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۹۰ - دل و جان مرا زاندازه و بگذشت آرزوی تو
دل و جان مرا زاندازه و بگذشت آرزوی تو امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۴۸ - من ندیدم چون تو هرگز دلبری
من ندیدم چون تو هرگز دلبری قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۸۵ - بد نیز مباش اگر نه خود به گردی
بد نیز مباش اگر نه خود به گردی مولوی : رباعیات
رباعی ۱۳۸۴ - آن کیست کز این تیر نشد همچو کمان
آن کیست کز این تیر نشد همچو کمان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۳۰ - باده تلخی که از بویش دل منصور ریخت
باده تلخی که از بویش دل منصور ریخت امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۷۵ - خوش بود آن بیدلی کز غم امانیش نیست
خوش بود آن بیدلی کز غم امانیش نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۵۱ - تا به کی مردم چشمم هدف خار بود؟
تا به کی مردم چشمم هدف خار بود؟ سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۶۵ - ار نیست دهان فزونت ار هست کمست
ار نیست دهان فزونت ار هست کمست شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۱۹ - این ریاضت چو بوتهٔ عشق گداز
این ریاضت چو بوتهٔ عشق گداز حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۹۹ - آنان که به سودای تو داغ افروزند
آنان که به سودای تو داغ افروزند ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۴۸ - تنها نه به خون این دل مفتون خسبد
تنها نه به خون این دل مفتون خسبد ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۲۷۸ - چنین در کارها بسیار مندیش
چنین در کارها بسیار مندیش مولوی : رباعیات
رباعی ۹۷۹ - جانا صفت قدم ز ابروت بپرس
جانا صفت قدم ز ابروت بپرس رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۱۳ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ اى ملّکناهم، فذکر بلفظ المیراث لانّه اورثهم ذلک بهلاک اهلها من العمالقة. ربّ العالمین جلّ جلاله قبطیان و عمالقه که ساکنان زمین قدس بودند از آن زمین برداشت، و ایشان را هلاک کرد، و بنى اسرائیل را بجاى ایشان نشاند، و دیار و اموال ایشان بدست اینان باز داد، و منت خود در یاد ایشان داد که: پس از آنکه مستضعفان و زبون گرفتگان ایشان بودند خلیفتان ایشان گشتند، و بسراى و وطن ایشان فرو آمدند، و در میان از و نعیم ایشان نشستند، فذلک قوله تعالى: وَ نَعْمَةٍ کانُوا فِیها فاکِهِینَ کَذلِکَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِینَ. اوحدی مراغهای : جام جم
سخنی چند بر سبیل موعظه
صرف طاعت کن این جوانی را صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۸۰ - با دل بیآرزو، بر دل گرانم یار را
با دل بیآرزو، بر دل گرانم یار را رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۴۳ - در مدح علاء الدوله اتسز
بزینت باغ چون خلد برینست
قصیده ۲۰ - کسی که او نظر مهر در زمانه کند
کسی که او نظر مهر در زمانه کند امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۶۳ - بس بود اینکه سوی خود راه دهی نسیم را
بس بود اینکه سوی خود راه دهی نسیم را امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۹ - وقتی اندر سر کویی گذری بود مرا
وقتی اندر سر کویی گذری بود مرا امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۹۰ - دل و جان مرا زاندازه و بگذشت آرزوی تو
دل و جان مرا زاندازه و بگذشت آرزوی تو امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۴۸ - من ندیدم چون تو هرگز دلبری
من ندیدم چون تو هرگز دلبری قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۸۵ - بد نیز مباش اگر نه خود به گردی
بد نیز مباش اگر نه خود به گردی مولوی : رباعیات
رباعی ۱۳۸۴ - آن کیست کز این تیر نشد همچو کمان
آن کیست کز این تیر نشد همچو کمان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۳۰ - باده تلخی که از بویش دل منصور ریخت
باده تلخی که از بویش دل منصور ریخت امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۷۵ - خوش بود آن بیدلی کز غم امانیش نیست
خوش بود آن بیدلی کز غم امانیش نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۵۱ - تا به کی مردم چشمم هدف خار بود؟
تا به کی مردم چشمم هدف خار بود؟ سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۶۵ - ار نیست دهان فزونت ار هست کمست
ار نیست دهان فزونت ار هست کمست شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۱۹ - این ریاضت چو بوتهٔ عشق گداز
این ریاضت چو بوتهٔ عشق گداز حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۹۹ - آنان که به سودای تو داغ افروزند
آنان که به سودای تو داغ افروزند ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۴۸ - تنها نه به خون این دل مفتون خسبد
تنها نه به خون این دل مفتون خسبد ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۲۷۸ - چنین در کارها بسیار مندیش
چنین در کارها بسیار مندیش مولوی : رباعیات
رباعی ۹۷۹ - جانا صفت قدم ز ابروت بپرس
جانا صفت قدم ز ابروت بپرس رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۱۳ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ اى ملّکناهم، فذکر بلفظ المیراث لانّه اورثهم ذلک بهلاک اهلها من العمالقة. ربّ العالمین جلّ جلاله قبطیان و عمالقه که ساکنان زمین قدس بودند از آن زمین برداشت، و ایشان را هلاک کرد، و بنى اسرائیل را بجاى ایشان نشاند، و دیار و اموال ایشان بدست اینان باز داد، و منت خود در یاد ایشان داد که: پس از آنکه مستضعفان و زبون گرفتگان ایشان بودند خلیفتان ایشان گشتند، و بسراى و وطن ایشان فرو آمدند، و در میان از و نعیم ایشان نشستند، فذلک قوله تعالى: وَ نَعْمَةٍ کانُوا فِیها فاکِهِینَ کَذلِکَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِینَ. اوحدی مراغهای : جام جم
سخنی چند بر سبیل موعظه
صرف طاعت کن این جوانی را صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۸۰ - با دل بیآرزو، بر دل گرانم یار را
با دل بیآرزو، بر دل گرانم یار را رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۴۳ - در مدح علاء الدوله اتسز
بزینت باغ چون خلد برینست