فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۶۲ - سودای تو از جان وفاکیش نرفتست
سودای تو از جان وفاکیش نرفتست
نظیری نیشابوری : قصاید
شمارهٔ ۲۳ - این قصیده درمدح ابوالمظفر جلال الدین اکبرپادشاه درحین سورفرزند همایون اونورالدین محمدشاه سلیم گفته شده
زمانه را پی تزیین سور شاه امسال
امیر معزی : غزلیات
شماره ۵۱ - آن روی به نیکویی خورشید جهانستی
آن روی به نیکویی خورشید جهانستی
مولوی : رباعیات
رباعی ۵۶۸ - این طرفه که یار در دامن گنجد
این طرفه که یار در دامن گنجد
انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۸ - در صفت جشن و مدح صاحب ناصرالدین طاهربن مظفر هنگام معاودت به نیشابور
ابشروا یا اهل نیشابور اذا جاء البشیر
امیر معزی : غزلیات
شماره ۳۷ - صنما ما ز ره دور و دراز آمده‌ایم
صنما ما ز ره دور و دراز آمده‌ایم
مولوی : دفتر چهارم
بخش ۸۹ - در بیان آنک وهم قلب عقلست و ستیزهٔ اوست بدو ماند و او نیست و قصهٔ مجاوبات موسی علیه‌السلام کی صاحب عقل بود با فرعون کی صاحب وهم بود
عقل ضد شهوت است ای پهلوان
حزین لاهیجی : ودیعة البدیعه
بخش ۴ - آنکه بعد از نبی، وصیّ و ولی ست
آنکه بعد از نبی، وصیّ و ولی ست
ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۲۷ - زیارت قبور انبیای بنی اسرائیل
به دیهی رسیدم که آن را پروة می‌گفتند، آن جا قبر عیش و شمعون علیها السلام را زیارت کردم و از آن جا به مغاک رسیدم که آن را دامون می‌گفتند، آن جا نیز زیارت کردم که گفتند قبر ذوالکفل است علیه السلام و از آن جا به دیهی دیگر رسیدم که آن را اعبلین می‌گفتند و قبر هود علیه السلام آن جا بود زیارت آن دریافتم. اندرحظیره او درختی خرتوت بود و قبر عزیز النبی علیه السلام آن جا بود زیارت آن کردم و روی سوی جنوب برفتم به دیهی دیگر رسیدم که آن را حظیره می‌گفتند و بر جانب مغربی این دیه دره ای بود و در آن دره چشمه آب بود پاکیزه که از سنگ ساخته و سقف سنگین در زده و دری کوچک بر آن جا نهاده چنان که مرد به دشواری در تواند رفتن و دو قبر نزدیک یکدیگر آن جا نهاده یکی از آن شعیب علیه السلام و دیگری از آن دخترش که زن موسی علیه السلام بود. مردم آن دیه آن مسجد و مزار را تعهد نیکو کنند از پاک داشتن و چراغ نهادن و غیره. و آن جا به دیهی شدم که آن را اربل می‌گفتند و بر جانب قبله آن دیه کوهی بود و اندر میان آن کوه حظیره ای و اندر آن حظیره چهار گور نهاده بود از آن فرزندان یعقوب علیه السلام که برادران یوسف علیه السلام بودند، و از آن جا برفتم تلی دیدم زیر آن تل غاری بود که قبر مادر موسی علیه السلام در آن غار بود. زیارت آن جا دریافتم و از آن جا برفتم دره ای پیدا آمد به آخر آن دره دریایی به دید (پدید) آمد کوچک و شهر طبریه بر کنار آن دریاست.
رهی معیری : غزلها - جلد دوم
از خود رمیده
چو گل ز دست تو جیب دریده ای دارم
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۵ - سلطان همّتم، ز جهان شسته دست را
سلطان همّتم، ز جهان شسته دست را
ساختار و قالب‌های شعری : مقدمه
مصراع
هر بیت شامل دو قسمت است. هر یک از این بخش ها را یک مصراع گویند. كمترین مقدار سخن موزون یک مصراع است. باز آی و بر چشمم نشین، ای دلستان نازنین كآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می رود
سعدی : رباعیات
رباعی ۱۴۳ - ای کودک لشکری که لشکر شکنی
ای کودک لشکری که لشکر شکنی
انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در مدح ابوالمعالی مجدالدین بن احمد
ای از کمال حسن تو جزوی در آفتاب
صغیر اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۲۱ - در مدح ساقی کوثر حیدرصفدر حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام
همچو جام جمت ار آینه رخشان گردد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۶۰ - عشق تو ز خاص و عام پنهان چه کنم
عشق تو ز خاص و عام پنهان چه کنم
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۱۶ - تا شاهد حسن گل به بازار آمد
تا شاهد حسن گل به بازار آمد
نظیری نیشابوری : قصاید
شمارهٔ ۲۵ - و له ایضا نعت رسول اکرم (ص) و قصد ترک گجرات
هر شب بذیل صحبت جانان تن آورم
امیر پازواری : چهاربیتی‌ها
شماره ۱۳۳ - سی وار مره جنگ کردی، منه خون‌کار تو
سی وار مره جنگ کردی، منه خون‌کار تو
صغیر اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۴۳ - در مدح ولی سبحانی حضرت علی عمرانی (ع)
ای پیش ارغوان تو کمتر ز خار گل