شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۲۳ - توبه از می کجا کنم نکنم
توبه از می کجا کنم نکنم صغیر اصفهانی : مفردات
شماره ۵ - صافی از آینه آموز و به هرحال بساز
صافی از آینه آموز و به هرحال بساز اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
برگ دوازدهم یک زر سفید
ای آنکه ز شوق آهویت مجنونم طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۲۲ - در دیار غم به غیر از کودکان اشک ما
در دیار غم به غیر از کودکان اشک ما امام خمینی : غزلیات
لب دوست
گرچه از هر دو جهان هیچ نشد حاصل ما صغیر اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۱۲ - در مدح فاتح خیبر خواجه قنبر حضرت علی علیهالسلام
با وجود اینکه دارد طوبی و کوثر بهشت حزین لاهیجی : ودیعة البدیعه
بخش ۱۱ - گر به هستی نظر کند عارف
گر به هستی نظر کند عارف مولوی : دفتر پنجم
بخش ۲۱ - در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکرالله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالیبینان و ظاهربینان جدا شوند کی لیبلوکم ایکم احسن عملا
گفت درویشی به درویشی که تو فضولی : غزلیات
شماره ۲۷۶ - با هر که غیرتست نگاهی نکرده ایم
با هر که غیرتست نگاهی نکرده ایم حزین لاهیجی : ودیعة البدیعه
بخش ۳۵ - چونکه ایمان و کفر اقسام است
چونکه ایمان و کفر اقسام است امام خمینی : غزلیات
آفتاب نیمهشب
ای خوب رخ که پرده نشینی و بی حجاب اهلی شیرازی : شمع و پروانه
بخش ۱۵ - جواب دادن پروانه
چو گفتند این حکایت خادمانش حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۲۰ - مدتی شد که در این بزم سخن سازی نیست
مدتی شد که در این بزم سخن سازی نیست ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۸۶ - ای باغ وجود را عمارت کرده
ای باغ وجود را عمارت کرده حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۹۸ - تا حرفی از آن لعل می آلود برآمد
تا حرفی از آن لعل می آلود برآمد جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۹۰ - ما را غم عشق تو زبون می دارد
ما را غم عشق تو زبون می دارد حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۷۲ - هم آغوش است، سیل خانه زادی منزل ما را
هم آغوش است، سیل خانه زادی منزل ما را خاقانی : غزلیات
غزل ۳۲۷ - ای ترک دلستان ز شبستان کیستی
ای ترک دلستان ز شبستان کیستی احمد شاملو : هوای تازه
شعر ناتمام
سالم از سی رفت و، غلتکسان دَوَم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۶۸ - ز سوز عشق چه هنگامه فغان بندیم
ز سوز عشق چه هنگامه فغان بندیم
غزل ۱۱۲۳ - توبه از می کجا کنم نکنم
توبه از می کجا کنم نکنم صغیر اصفهانی : مفردات
شماره ۵ - صافی از آینه آموز و به هرحال بساز
صافی از آینه آموز و به هرحال بساز اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
برگ دوازدهم یک زر سفید
ای آنکه ز شوق آهویت مجنونم طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۲۲ - در دیار غم به غیر از کودکان اشک ما
در دیار غم به غیر از کودکان اشک ما امام خمینی : غزلیات
لب دوست
گرچه از هر دو جهان هیچ نشد حاصل ما صغیر اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۱۲ - در مدح فاتح خیبر خواجه قنبر حضرت علی علیهالسلام
با وجود اینکه دارد طوبی و کوثر بهشت حزین لاهیجی : ودیعة البدیعه
بخش ۱۱ - گر به هستی نظر کند عارف
گر به هستی نظر کند عارف مولوی : دفتر پنجم
بخش ۲۱ - در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکرالله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالیبینان و ظاهربینان جدا شوند کی لیبلوکم ایکم احسن عملا
گفت درویشی به درویشی که تو فضولی : غزلیات
شماره ۲۷۶ - با هر که غیرتست نگاهی نکرده ایم
با هر که غیرتست نگاهی نکرده ایم حزین لاهیجی : ودیعة البدیعه
بخش ۳۵ - چونکه ایمان و کفر اقسام است
چونکه ایمان و کفر اقسام است امام خمینی : غزلیات
آفتاب نیمهشب
ای خوب رخ که پرده نشینی و بی حجاب اهلی شیرازی : شمع و پروانه
بخش ۱۵ - جواب دادن پروانه
چو گفتند این حکایت خادمانش حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۲۰ - مدتی شد که در این بزم سخن سازی نیست
مدتی شد که در این بزم سخن سازی نیست ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۸۶ - ای باغ وجود را عمارت کرده
ای باغ وجود را عمارت کرده حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۹۸ - تا حرفی از آن لعل می آلود برآمد
تا حرفی از آن لعل می آلود برآمد جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۹۰ - ما را غم عشق تو زبون می دارد
ما را غم عشق تو زبون می دارد حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۷۲ - هم آغوش است، سیل خانه زادی منزل ما را
هم آغوش است، سیل خانه زادی منزل ما را خاقانی : غزلیات
غزل ۳۲۷ - ای ترک دلستان ز شبستان کیستی
ای ترک دلستان ز شبستان کیستی احمد شاملو : هوای تازه
شعر ناتمام
سالم از سی رفت و، غلتکسان دَوَم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۶۸ - ز سوز عشق چه هنگامه فغان بندیم
ز سوز عشق چه هنگامه فغان بندیم