وحشی بافقی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در ستایش غیاث الدین محمد میرمیران
به میدان تاز و سر در آتشم ده باد جولان را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷ - می گدازد خون گرمم نشتر فصاد را
می گدازد خون گرمم نشتر فصاد را
انوری : رباعیات
رباعی ۳۲۶ - آن دیده ندارم که به خوابت بینم
آن دیده ندارم که به خوابت بینم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۲۸ - بود و نمود عاشق، از آب و تاب حسن است
بود و نمود عاشق، از آب و تاب حسن است
ایرانشان : کوش‌نامه
بخش ۱۱ - نامه نوشتن کوش به سوی مانوش
به مانوش پس نامه فرمود کی
ایرج میرزا : قطعه ها
قربان کمال السلطنه
روز قتل ابن ملجم لعنت الله علیه
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۳۱۴ - از بتان شسته عذاری که حجابی دارد
از بتان شسته عذاری که حجابی دارد
ایرج میرزا : قصیده ها
حسب الامر جناب جلالت مآبِ اجلِّ اکرم آقایِ قائم مقام مَدّظِلُّه العالی محضِ فرح خاطرِ مبارک حضرت اجلّ روحی فِداه عرض شد
دلا ز بختِ بدِ من علی قلی خان رفت
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۲۲۲ - القضا و القدر
چون دایرهٔ وجود من بنهادند
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
چو دیدم جوهرئینهٔ خویش
چو دیدم جوهرئینهٔ خویش
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۴۷ - حکایت عمر عبدالعزیز که در همه عمر عزیز از افسر عین عدالت سربلند بود و از حلقه میم مروت کمربند
چون ثمر دوحه عبدالعزیز
عطار نیشابوری : بخش پنجم
الحكایة و التمثیل
دید بوموسی مگر یک شب بخواب
فضولی : قصاید
شماره ۴ - السلام ای ساکن محنت سرای کربلا
السلام ای ساکن محنت سرای کربلا
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۷۷ - گفتم ز غمت عاشق حیران میرد
گفتم ز غمت عاشق حیران میرد
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۳۷ - ز دستت جیب گل پیراهنانرا چاک می‌بینم
ز دستت جیب گل پیراهنانرا چاک می‌بینم
سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۹۰ - گفتم: به دل شکیب تو حسرت نصیب کو؟
گفتم: به دل شکیب تو حسرت نصیب کو؟
کمال‌الدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۹۵ - غمت جز با دلم خوش در نیاید
غمت جز با دلم خوش در نیاید
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۲۱ - من منفعل که پیشت دو جهان گناه دارم
من منفعل که پیشت دو جهان گناه دارم
غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۴۸ - پیدا کردن حقیقت دنیای مذموم
بدان که این فصل در عنوان «معرفت دنیا» بگفته ایم و اینجا این مقدار بباید گفت که رسول (ص) گفته است که دنیا و هرچه در دنیاست ملعون است، الا آنچه از وی برای خدای سبحانه و تعالی است. و بباید دانست که آن چیست که برای خدای است که آن مذموم نیست و آنچه بیرون از آن است همه ملعون است و دوستی وی است که سر همه گناهان است؟ پس بدان که هرچه اندر دنیاست سه قسم است:
نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۸۹ - ساقیا کو باده چون سلسبیل
ساقیا کو باده چون سلسبیل