انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح ضیاء الدین مودود احمد عصمی بعد از حبس
سپاس ایزد کاندر ضمان دولت و جاه حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۵۷ - الهی به قربان سرگشتگانت
الهی به قربان سرگشتگانت بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۴۵۸ - پیری آمد ماند عشرتها ز انداز بلند
پیری آمد ماند عشرتها ز انداز بلند حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۲ - زهی از خار خارت شعله در جان، گلستانها را
زهی از خار خارت شعله در جان، گلستانها را بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۶۵ - چو شبنم تا نقاب اعتبار خویش شق کردم
چو شبنم تا نقاب اعتبار خویش شق کردم فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۶۵۰ - شبها حدیث زلف تو تکرار میکنم
شبها حدیث زلف تو تکرار میکنم اوحدالدین کرمانی : الباب العاشر: البهاریات
شماره ۷۰ - گفتم چشمم گفت سرابی کم گیر
گفتم چشمم گفت سرابی کم گیر حافظ : غزلیات
غزل ۲۳۱ - گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
پاسخ دادن ویس رامین را
سمن بر ویس گفت ای بی خرد رام محتشم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۴۰ - وله ایضا
محتشم تا کی کشم از ناسزاگویان عذاب اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۲۶۴ - الرجاء
دعوی طلب گرچه مجاز است از تو رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۸ - نیز در مدیحه گوید
زهی! از آدم و حوا نگشته چون تویی پیدا ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۳ - زلفش بکشی شب دراز آید ازو
زلفش بکشی شب دراز آید ازو عبید زاکانی : رباعیات
رباعی ۴۲ - در کوچهٔ فقر گوشهای حاصل کن
در کوچهٔ فقر گوشهای حاصل کن سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۳۷ - در توحید: ای همه جانها ز تو پاینده جان چون خوانمت
ای همه جانها ز تو پاینده جان چون خوانمت مولوی : دفتر پنجم
بخش ۷۰ - جواب آمدن کی آنک نظر او بر اسباب و مرض و زخم تیغ نیاید بر کار تو عزرائیل هم نیاید کی تو هم سببی اگر چه مخفیتری از آن سببها و بود کی بر آن رنجور مخفی نباشد کی و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون
گفت یزدان آن که باشد اصل دان امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۵ - بیتی چند از عتاب نامهٔ خسرو به شیرین
به نام آنکه تن را نور جان داد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۵۶۰ - گر جلال و جمال می جوئی
گر جلال و جمال می جوئی رودکی : قصاید و قطعات
شماره ۱۱۵ - این جهان را نگر به چشم خرد
این جهان را نگر به چشم خرد خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۷۸ - با لعل او ز جوهر جان در گذشتهایم
با لعل او ز جوهر جان در گذشتهایم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح ضیاء الدین مودود احمد عصمی بعد از حبس
سپاس ایزد کاندر ضمان دولت و جاه حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۵۷ - الهی به قربان سرگشتگانت
الهی به قربان سرگشتگانت بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۴۵۸ - پیری آمد ماند عشرتها ز انداز بلند
پیری آمد ماند عشرتها ز انداز بلند حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۲ - زهی از خار خارت شعله در جان، گلستانها را
زهی از خار خارت شعله در جان، گلستانها را بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۶۵ - چو شبنم تا نقاب اعتبار خویش شق کردم
چو شبنم تا نقاب اعتبار خویش شق کردم فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۶۵۰ - شبها حدیث زلف تو تکرار میکنم
شبها حدیث زلف تو تکرار میکنم اوحدالدین کرمانی : الباب العاشر: البهاریات
شماره ۷۰ - گفتم چشمم گفت سرابی کم گیر
گفتم چشمم گفت سرابی کم گیر حافظ : غزلیات
غزل ۲۳۱ - گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
پاسخ دادن ویس رامین را
سمن بر ویس گفت ای بی خرد رام محتشم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۴۰ - وله ایضا
محتشم تا کی کشم از ناسزاگویان عذاب اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۲۶۴ - الرجاء
دعوی طلب گرچه مجاز است از تو رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۸ - نیز در مدیحه گوید
زهی! از آدم و حوا نگشته چون تویی پیدا ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۳ - زلفش بکشی شب دراز آید ازو
زلفش بکشی شب دراز آید ازو عبید زاکانی : رباعیات
رباعی ۴۲ - در کوچهٔ فقر گوشهای حاصل کن
در کوچهٔ فقر گوشهای حاصل کن سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۳۷ - در توحید: ای همه جانها ز تو پاینده جان چون خوانمت
ای همه جانها ز تو پاینده جان چون خوانمت مولوی : دفتر پنجم
بخش ۷۰ - جواب آمدن کی آنک نظر او بر اسباب و مرض و زخم تیغ نیاید بر کار تو عزرائیل هم نیاید کی تو هم سببی اگر چه مخفیتری از آن سببها و بود کی بر آن رنجور مخفی نباشد کی و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون
گفت یزدان آن که باشد اصل دان امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۵ - بیتی چند از عتاب نامهٔ خسرو به شیرین
به نام آنکه تن را نور جان داد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۵۶۰ - گر جلال و جمال می جوئی
گر جلال و جمال می جوئی رودکی : قصاید و قطعات
شماره ۱۱۵ - این جهان را نگر به چشم خرد
این جهان را نگر به چشم خرد خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۷۸ - با لعل او ز جوهر جان در گذشتهایم
با لعل او ز جوهر جان در گذشتهایم