سلیم تهرانی : رباعیات
شمارهٔ ۸
دل از غم عشق گلرخان بی تاب است عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۳۸ - در مدح ابو جعفر محمد بن ابی الفضل
هزار گونه زره بست زلف آن دلبر مولوی : دفتر دوم
بخش ۹۲ - قصهٔ اعرابی و ریگ در جوال کردن و ملامت کردن آن فیلسوف او را
یک عرابی بار کرده اشتری جامی : دفتر اول
بخش ۱۷۳ - در بیان سر فضیلت نماز جماعت بر نماز منفرد
بنگر در نماز وقت عمل امام خمینی : قطعات و اشعار پراکنده
بُت عشوهگر
رندانه، گاه از سر کویت گذر کنم همام تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۴
نرسیده ست به گوش تو مگر فریادم سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۷۶
یک روز دلت به مهر ما نگراید نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش دوستی
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> اَلتَّوَدُّدُ نِصْفُ اَلْعَقْلِ باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۲۳
از عشق تو بهره نیست جز سرزنشم جهان ملک خاتون : رباعیات
شمارهٔ ۱۳۳
ای آنکه تو را نظیر و همتا نبود بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۳۵۰
بیتکلف گرگدا گشتیم و گر سلطان شدیم فردوسی : پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود
بخش ۸
چو آن پاسخ نامه دارا بخواند فردوسی : پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود
بخش ۱۰
ز کرمان کس آمد سوی اصفهان سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۱۶
اکنون که ستد هوای تو داد از من نصرالله منشی : مفتتح کتاب بر ترتیب ابن المقفع
بخش ۷ - هندو جواب داد
هندو جواب داد که: همچنین است، و تو اگر چه مراد خویش مستور میداشتی من آثار آن میدید م، لکن هوای تو باظهار آن رخصت نداد. و اکنون که تو این مباثت پیوستی اگر بازگویم از عیب دور باشد. و چون آفتاب روشن است که تو آمده ای تا نفایس ذخایر از ولایت ماببری، و پادشاه شهر خویش را بنگنجهای حکمت مستظهر گردانی، و بنای آن بر مکر و خدیعت نهاده ای. اما من در صبر و مواظبت تو خیره مانده بودم. و انتظار میکردم تا مگر در اثنای سخن از تو کلمه ای زاطد که باظهار مقصود ماند، البته اتفاق نیفتاد. و بدین تحفظ و تیقظ اعتقاد من در موالات تو صافی تر گشت. چه هیچ آفریده را چندین حزم و خرد و تمالک و تماسک نتواند بود خاصه که در غربت، و در میان قومی که نه ایشان او را شناسند و نه او بر عادات و اخلاق ایشان وقوف دارد. قاسم انوار : غزلیات
شمارهٔ ۱۹۳
بپیش مردم نادیده این سخن شینیست سعدی : غزلیات
غزل ۱۲۶
نه خود اندر زمین نظیر تو نیست نهج البلاغه : غرائب
آثار خصومت و دشمنی
<strong> و في حديثه عليهالسلام </strong> إِنَّ لِلْخُصُومَةِ قُحَماً مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۴
ای شاه تو مات گشته را مات مکن بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۴۱
به این ضعفی که جسم زارم از بستر نمیخیزد
شمارهٔ ۸
دل از غم عشق گلرخان بی تاب است عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۳۸ - در مدح ابو جعفر محمد بن ابی الفضل
هزار گونه زره بست زلف آن دلبر مولوی : دفتر دوم
بخش ۹۲ - قصهٔ اعرابی و ریگ در جوال کردن و ملامت کردن آن فیلسوف او را
یک عرابی بار کرده اشتری جامی : دفتر اول
بخش ۱۷۳ - در بیان سر فضیلت نماز جماعت بر نماز منفرد
بنگر در نماز وقت عمل امام خمینی : قطعات و اشعار پراکنده
بُت عشوهگر
رندانه، گاه از سر کویت گذر کنم همام تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۴
نرسیده ست به گوش تو مگر فریادم سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۷۶
یک روز دلت به مهر ما نگراید نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش دوستی
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> اَلتَّوَدُّدُ نِصْفُ اَلْعَقْلِ باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۲۳
از عشق تو بهره نیست جز سرزنشم جهان ملک خاتون : رباعیات
شمارهٔ ۱۳۳
ای آنکه تو را نظیر و همتا نبود بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۳۵۰
بیتکلف گرگدا گشتیم و گر سلطان شدیم فردوسی : پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود
بخش ۸
چو آن پاسخ نامه دارا بخواند فردوسی : پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود
بخش ۱۰
ز کرمان کس آمد سوی اصفهان سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۱۶
اکنون که ستد هوای تو داد از من نصرالله منشی : مفتتح کتاب بر ترتیب ابن المقفع
بخش ۷ - هندو جواب داد
هندو جواب داد که: همچنین است، و تو اگر چه مراد خویش مستور میداشتی من آثار آن میدید م، لکن هوای تو باظهار آن رخصت نداد. و اکنون که تو این مباثت پیوستی اگر بازگویم از عیب دور باشد. و چون آفتاب روشن است که تو آمده ای تا نفایس ذخایر از ولایت ماببری، و پادشاه شهر خویش را بنگنجهای حکمت مستظهر گردانی، و بنای آن بر مکر و خدیعت نهاده ای. اما من در صبر و مواظبت تو خیره مانده بودم. و انتظار میکردم تا مگر در اثنای سخن از تو کلمه ای زاطد که باظهار مقصود ماند، البته اتفاق نیفتاد. و بدین تحفظ و تیقظ اعتقاد من در موالات تو صافی تر گشت. چه هیچ آفریده را چندین حزم و خرد و تمالک و تماسک نتواند بود خاصه که در غربت، و در میان قومی که نه ایشان او را شناسند و نه او بر عادات و اخلاق ایشان وقوف دارد. قاسم انوار : غزلیات
شمارهٔ ۱۹۳
بپیش مردم نادیده این سخن شینیست سعدی : غزلیات
غزل ۱۲۶
نه خود اندر زمین نظیر تو نیست نهج البلاغه : غرائب
آثار خصومت و دشمنی
<strong> و في حديثه عليهالسلام </strong> إِنَّ لِلْخُصُومَةِ قُحَماً مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۴
ای شاه تو مات گشته را مات مکن بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۴۱
به این ضعفی که جسم زارم از بستر نمیخیزد