نسیمی : رباعیات
شمارهٔ ۱۱
آن نقطه که نکته ای در او پنهان است بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۷۷۴
متاع هستیی دارم مپرس از بود و نابودش عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شمارهٔ ۲۵
چون نیست سری این غم بیپایان را مجد همگر : رباعیات
شمارهٔ ۱۵۳
خود هیچ ندانی که که دلداده تست قطران تبریزی : مقطعات
شمارهٔ ۱۲۶
مشوش است دلم از کرشمه سلمی سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۲۴۶
صبحدم از شب وصل تو اثر می آرد واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۶۶
به پیری، از چه رو می افگنی کار جوانی را مولوی : فیه ما فیه
فصل دهم - اینچ میگویند که اَلْقُلُوْبُ تَتَشَاهَدُ کفتیست
اینچ میگویند که اَلْقُلُوْبُ تَتَشَاهَدُ کفتیست و حکایتی میگویند بریشان کشف نشده است و اگر نه سخن چه حاجت بودي چون قلب گواهي مي دهد گواهي زبان چه حاجت گردد، امير نایب گفت که آری دل گواهی می دهد اماّ دل را حظی هست جدا و گوش را حظیّ هست جدا چشم را حظیّست جدا و زبان را جدا بهر یکی احتیاج هست تا فایده افزونتر باشد، فرمود که اگر دل را استغراق باشد همه محو او گردند محتاج زبان نباشد آخر لیلی را که رحمانی نبود و جسمانی و نفس بود و از آب و گل بود عشق او را آن استغراق بود که مجنون را چنان فرو گرفته بود و غرق گردانیده که محتاج دیدن لیلی بچشم نبود و سخن او را بآواز شنیدن محتاج نبود که لیلی را از خود او جدا نمیدید که: هلالی جغتایی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۹۶
کارم از دست شد و دل ز غمت زار افتاد شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۳۲
با شمع رخش دمی چو دمساز شدم صائب تبریزی : متفرقات
شمارهٔ ۲ - قطعه (در) تاریخ
چون به الهام الهی، گرداند امام خمینی : غزلیات
خضر راه
چه شد که امشب از اینجا گذارگاه تو شد خاقانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۳۱
لعلت چو شکوفه عقد پروین دارد ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۶۷
اول رخ خود به ما نبایست نمود ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شمارهٔ ٨۶٧
مکافات بدی کردن حلالست بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۰۵
هر کس به رهت چشم تری داشته باشد عطار نیشابوری : بخش یازدهم
الحكایة و التمثیل
شد بگورستان یکی دیوانه کیش امام سجاد علیهالسلام : با ترجمه حسین انصاریان
دعای 21 ) دعای آن حضرت به وقت هجوم اندوه و نگرانی از گناه
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا حَزَنَهُ أَمْرٌ وَ أَهَمَّتْهُ الْخَطَايَا صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۳۹۹
اشک گرمم جگر وادی محشر سوزد نهج البلاغه : حکمت ها
پرهيز از افراط و تفريط در دوستى با امام عليه السلام
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> هَلَكَ فِيَّ رَجُلاَنِ مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَالٍ
شمارهٔ ۱۱
آن نقطه که نکته ای در او پنهان است بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۷۷۴
متاع هستیی دارم مپرس از بود و نابودش عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شمارهٔ ۲۵
چون نیست سری این غم بیپایان را مجد همگر : رباعیات
شمارهٔ ۱۵۳
خود هیچ ندانی که که دلداده تست قطران تبریزی : مقطعات
شمارهٔ ۱۲۶
مشوش است دلم از کرشمه سلمی سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۲۴۶
صبحدم از شب وصل تو اثر می آرد واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۶۶
به پیری، از چه رو می افگنی کار جوانی را مولوی : فیه ما فیه
فصل دهم - اینچ میگویند که اَلْقُلُوْبُ تَتَشَاهَدُ کفتیست
اینچ میگویند که اَلْقُلُوْبُ تَتَشَاهَدُ کفتیست و حکایتی میگویند بریشان کشف نشده است و اگر نه سخن چه حاجت بودي چون قلب گواهي مي دهد گواهي زبان چه حاجت گردد، امير نایب گفت که آری دل گواهی می دهد اماّ دل را حظی هست جدا و گوش را حظیّ هست جدا چشم را حظیّست جدا و زبان را جدا بهر یکی احتیاج هست تا فایده افزونتر باشد، فرمود که اگر دل را استغراق باشد همه محو او گردند محتاج زبان نباشد آخر لیلی را که رحمانی نبود و جسمانی و نفس بود و از آب و گل بود عشق او را آن استغراق بود که مجنون را چنان فرو گرفته بود و غرق گردانیده که محتاج دیدن لیلی بچشم نبود و سخن او را بآواز شنیدن محتاج نبود که لیلی را از خود او جدا نمیدید که: هلالی جغتایی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۹۶
کارم از دست شد و دل ز غمت زار افتاد شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۳۲
با شمع رخش دمی چو دمساز شدم صائب تبریزی : متفرقات
شمارهٔ ۲ - قطعه (در) تاریخ
چون به الهام الهی، گرداند امام خمینی : غزلیات
خضر راه
چه شد که امشب از اینجا گذارگاه تو شد خاقانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۳۱
لعلت چو شکوفه عقد پروین دارد ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۶۷
اول رخ خود به ما نبایست نمود ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شمارهٔ ٨۶٧
مکافات بدی کردن حلالست بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۰۵
هر کس به رهت چشم تری داشته باشد عطار نیشابوری : بخش یازدهم
الحكایة و التمثیل
شد بگورستان یکی دیوانه کیش امام سجاد علیهالسلام : با ترجمه حسین انصاریان
دعای 21 ) دعای آن حضرت به وقت هجوم اندوه و نگرانی از گناه
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا حَزَنَهُ أَمْرٌ وَ أَهَمَّتْهُ الْخَطَايَا صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۳۹۹
اشک گرمم جگر وادی محشر سوزد نهج البلاغه : حکمت ها
پرهيز از افراط و تفريط در دوستى با امام عليه السلام
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> هَلَكَ فِيَّ رَجُلاَنِ مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَالٍ