ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴۵۶ - نزد اهل زمانه از که و مه
نزد اهل زمانه از که و مه
اوحدی مراغه‌ای : منطق‌العشاق
غزل
تومینالی و کس را زان خبر نه
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۳۹ - دلبرا عمریست تا من دوست می‌دارم ترا
دلبرا عمریست تا من دوست می‌دارم ترا
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۸۵۶ - دیده خاک راه جولان تو بودی کاشکی
دیده خاک راه جولان تو بودی کاشکی
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۴۳ - در بیان آنکه بسیاران بصورت اولیا برآمده‌اند و گفتار اولیا را آموخته و در حقیقت رهزن‌اند . هرکه تمییز دارد بایشان سر فرود نیاورد، و ولی را از عدو بشناسد، چنانکه صراف زر صافی را از قلب تمییز میکند، اگرچه در صورت بهم میمانند که المؤمن کیس ممیز و در تقریر آنکه اولیا بهر صورت که خواهند مصور شوند
در تو تمییز اگر بود برهی
قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۱۶۴ - در مدح ابی الهیجا
شگفتهای جهانرا پدید نیست کران
کمال‌الدین اسماعیل : قصاید
شمارهٔ ۴۴ - وله فی الصّاحب شهاب الدّین عزیزان
اگر در حیّز عالم کسی هس
طغرل احراری : غزلیات
شماره ۸۵ - قامت دلجوی او سرو گلستان کیست؟!
قامت دلجوی او سرو گلستان کیست؟!
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۷۱ - کوکناری
گفتمش با شوخ کوکناری رخم از توست زرد
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۰۱ - دوش ناگه به من دلشده آن مه برسید
دوش ناگه به من دلشده آن مه برسید
ملک‌الشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۱ - سرگذشت شاعر در اولین مسافرت او به تهران
به که سردار کل جزاه الله
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۵۶ - چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آرد
چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آرد
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۸۷ - اخترانند آسمانشان جایگاه
اخترانند آسمانشان جایگاه
سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۷۳ - رباعی
امشب که شبم به وصل تو می گذرد،
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۴۳۹ - چو شمع امشب مرا در محفلش بار است پنداری
چو شمع امشب مرا در محفلش بار است پنداری
ادیب الممالک : قصاید
شمارهٔ ۲۴ - بشهر قم پس از تسطیح راه فرماید
ایا نگار دل آویز ترک شهرآشوب
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۴۷۱ - غبار خاک در او چو در خیال آرید
غبار خاک در او چو در خیال آرید
ابوالحسن فراهانی : قطعات
شماره ۳۹ - مال دنیا سایه است و اهل دنیا آفتاب
مال دنیا سایه است و اهل دنیا آفتاب
جامی : دفتر اول
بخش ۲۷ - حکایت آن غوری که در مناره پنهان شده بود و فریاد می کرد که مرا مجویید که من اینجا نیستم
روستایی ز دست باران جست
ابوسعید ابوالخیر : ابیات پراکنده
تکه ۳ - کار چون بسته شود بگشایدا
کار چون بسته شود بگشایدا