جامی : سلامان و ابسال
بخش ۱۵ - تنگ شدن کار بر سلامان از ملامت بسیار و گریختن با ابسال
هر کجا از عشق جانی در هم است
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۶۵ - در ازل نگشود چشمم تا غمش پیدا نشد
در ازل نگشود چشمم تا غمش پیدا نشد
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۲۱ - خورشید بندهٔ توست، اقرار می نماید
خورشید بندهٔ توست، اقرار می نماید
فضولی : غزلیات
شماره ۱۳۸ - ندانستم که آن ماه آن چنین راه ستم گیرد
ندانستم که آن ماه آن چنین راه ستم گیرد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۶۵ - بدن را در زمین هرگز روان پاک نگذارد
بدن را در زمین هرگز روان پاک نگذارد
هجویری : مقدمات
- و آن‌چه گفتم که: «به حکم استدعای تو قیام کردم و بر تمام کردن مرادت از این کتاب ع
و آن‌چه گفتم که: «به حکم استدعای تو قیام کردم و بر تمام کردن مرادت از این کتاب عزمی تمام کردم»، مراد از آن این بود که مرا اهل سؤال دیدی و واقعهٔ خود از من پرسیدی و این کتاب از من اندر خواستی، و مرادت از آن فایده بود؛ لامَحاله بر من واجب شد حق سؤال تو گزاردن. و چون اندر حال به تمامی حق سؤالت نرسیدم، عزمی تمام ببایست و نیتی که تمام کنم تا اندر حال ابتدای کتاب و نیت تمام کردن آن، حکم جواب آن را ادا کرده باشم. و قصد بنده چون به ابتدای عمل وی به نیت مقرون بود، اگرچه وی را اندر آن عمل خلل پدیدار آید، بنده بر آن معذور باشد؛ و از آن بود که پیغامبرصلی اللّه علیه و سلم گفت: «نیّةُ المؤمِن خیرٌ مِنْ عَمَلِه. نیت کردن به ابتدای عمل بهتر از ابتدا کردن بی نیت.»
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۴۱ - خواهی که دلت ز دوست آگاه شود
خواهی که دلت ز دوست آگاه شود
کمال‌الدین اسماعیل : قصاید
شمارهٔ ۷۹ - وله ایضاً
چگونه در چمن خوشدلی کنم پرواز
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۶۸ - آنکه رحمی نیست بر حال منش
آنکه رحمی نیست بر حال منش
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۵۷۸ - عشق تو دردست و درمانش تویی
عشق تو دردست و درمانش تویی
فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۴۰ - جهان نمای درستی، دل شکسته‌ی ماست
جهان نمای درستی، دل شکسته‌ی ماست
عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر ابوالقاسم نصر آبادی رحمة الله
آن دانای عشق و معرفت آن دریای شوق ومکرمت آن پختهٔ سوخته آن افسردهٔ افروخته آن بندهٔ عالم آزادی قطب وقت محمد نصر آبادی علیه الرحمه سخت بزرگوار بود در علو حال و مرتبه بلند داشت و سخت شریف بود به نزدیک جمله اصحاب و یگانهٔ جهان بود و در عهد خود مشارالیه بود درانواع علوم خاصه در روایات عالی وعلم احادیث که در آن منصف بود و در طریقت نظری عظیم داشت سوزی و شوقی بغایت و استاد جمیع اهل خراسان بود بعد از شبلی و او خود مرید شبلی بود و رودباری و مرتعش را یافته بود و بسی مشایخ کبار را دیده بود هیچکس از متأخران آن وقت در تحقیق عبادت آن مرتبه که او را بود و در ورع و مجاهده و تقوی و مشاهده بی‌همتا بود و درمکه مجاور بود او را از مکه بیرون کردند از سبب آنکه چندان شوق و محبت و حیرت برو غالب شده بود که یک روز زناری در میان بسته بود ودر آتشگاه گبران طواف می‌کرد گفتند آخر این چه حالتست گفت: در کار خویش کالیوه گشته‌ام که بسیاری به کعبه بجستم نیافتم اکنون بدیرش می‌جویم باشد که بوئی یابم که چنان فرو مانده‌ام که نمی‌دانم چکنم.
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۶۴۷ - دل ز عشق تو خون توان کردن
دل ز عشق تو خون توان کردن
عسجدی : اشعار باقیمانده
شمارهٔ ۸۹ - از قصیده ای
تا روم ز هند لاجرم شاها
قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۱۴ - در مدح گوید
خداوندا سرور جود دستت
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۲ - گل را به سحر نظر ربا کرد صبا
گل را به سحر نظر ربا کرد صبا
اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۱۷۸ - جانا، همه آیت نکوئی
جانا، همه آیت نکوئی
مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۸۶ - ای دوست ز دوست تا توانی مگریز
ای دوست ز دوست تا توانی مگریز
سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۱۸۵ - آمدن بهمن با لشکر به کابل از پی فرامرز به جنگ
دگرباره هردوبرابرشدند
پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
بازی زندگی
عدسی وقت پختن، از ماشی