سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۴۴ - مستست بتا چشم تو و تیر به دست
مستست بتا چشم تو و تیر به دست جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۴۳ - زبان که منصب او پادشاهی سخن است
زبان که منصب او پادشاهی سخن است کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۰۰۷ - چرا هر دم از پیش ما میگریزی
چرا هر دم از پیش ما میگریزی شمس مغربی : رباعیات
شماره ۱۶ - آن کس که بدو میشنوم میگویم
آن کس که بدو میشنوم میگویم صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۶۳ - با کمال ناگواریها گوارا کرده است
با کمال ناگواریها گوارا کرده است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۶۸ - شرم حسن شوخ را کی پرده سازی می کند؟
شرم حسن شوخ را کی پرده سازی می کند؟ مجد همگر : رباعیات
شماره ۲۴ - بر ره بگماشت دوش مه پرتو را
بر ره بگماشت دوش مه پرتو را ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۷۳ - ایعارض مه پیکر تو صورت جانی
ایعارض مه پیکر تو صورت جانی نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۲۴ - هرکرا دیدن روی تو تمنا باشد
هرکرا دیدن روی تو تمنا باشد اسیری لاهیجی : اسرار الشهود
بخش ۳۴ - در بیان آنکه جمیع افعال به تقدیر الهی است و اشاره به مسائل مختلف فیه میان اشعری و معتزلی و سنی و شیعی و محقق و مقلد و ایماء اصطلاحات صوفیه و منع از اظهار اسرار و تحریص به اخفاء آن بحکم:
و رب جوهر علم لو ابوح به طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱۳۱ - مهر عشقش در ازل خط جبینم کرده اند
مهر عشقش در ازل خط جبینم کرده اند سعیدا : غزلیات
شماره ۲۸۶ - به رو تو را چو خط مشکبار پیدا شد
به رو تو را چو خط مشکبار پیدا شد فضولی : رباعیات
شماره ۵۲ - چون کلک ازل زد رقم نقش نگار
چون کلک ازل زد رقم نقش نگار وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۴۹ - تا کار جهان به کام کس نیست مدام
تا کار جهان به کام کس نیست مدام صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۷۶ - آب حیوان دید لعلت را و ایمان تازه کرد
آب حیوان دید لعلت را و ایمان تازه کرد نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش همانند شدن با خوبان
وَ قَالَ عليهالسلام إِنْ لَمْ تَكُنْ حَلِيماً فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلاَّ أَوْشَكَ أَنْ يَكُونَ مِنْهُمْ عطار نیشابوری : بیان وادی عشق
بیان وادی عشق
بعد ازین وادی عشق آید پدید مجیرالدین بیلقانی : قطعات
شماره ۴۹ - به فر دولت تو صد هزار کس هستند
به فر دولت تو صد هزار کس هستند ادیب صابر : مقطعات
شماره ۴۵ - فر جوانیم به هزیمت نهاد روی
فر جوانیم به هزیمت نهاد روی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۹۳۳ - عشق سرمست است و دارد دور باش
عشق سرمست است و دارد دور باش
رباعی ۴۴ - مستست بتا چشم تو و تیر به دست
مستست بتا چشم تو و تیر به دست جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۴۳ - زبان که منصب او پادشاهی سخن است
زبان که منصب او پادشاهی سخن است کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۰۰۷ - چرا هر دم از پیش ما میگریزی
چرا هر دم از پیش ما میگریزی شمس مغربی : رباعیات
شماره ۱۶ - آن کس که بدو میشنوم میگویم
آن کس که بدو میشنوم میگویم صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۶۳ - با کمال ناگواریها گوارا کرده است
با کمال ناگواریها گوارا کرده است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۶۸ - شرم حسن شوخ را کی پرده سازی می کند؟
شرم حسن شوخ را کی پرده سازی می کند؟ مجد همگر : رباعیات
شماره ۲۴ - بر ره بگماشت دوش مه پرتو را
بر ره بگماشت دوش مه پرتو را ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۷۳ - ایعارض مه پیکر تو صورت جانی
ایعارض مه پیکر تو صورت جانی نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۲۴ - هرکرا دیدن روی تو تمنا باشد
هرکرا دیدن روی تو تمنا باشد اسیری لاهیجی : اسرار الشهود
بخش ۳۴ - در بیان آنکه جمیع افعال به تقدیر الهی است و اشاره به مسائل مختلف فیه میان اشعری و معتزلی و سنی و شیعی و محقق و مقلد و ایماء اصطلاحات صوفیه و منع از اظهار اسرار و تحریص به اخفاء آن بحکم:
و رب جوهر علم لو ابوح به طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱۳۱ - مهر عشقش در ازل خط جبینم کرده اند
مهر عشقش در ازل خط جبینم کرده اند سعیدا : غزلیات
شماره ۲۸۶ - به رو تو را چو خط مشکبار پیدا شد
به رو تو را چو خط مشکبار پیدا شد فضولی : رباعیات
شماره ۵۲ - چون کلک ازل زد رقم نقش نگار
چون کلک ازل زد رقم نقش نگار وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۴۹ - تا کار جهان به کام کس نیست مدام
تا کار جهان به کام کس نیست مدام صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۷۶ - آب حیوان دید لعلت را و ایمان تازه کرد
آب حیوان دید لعلت را و ایمان تازه کرد نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش همانند شدن با خوبان
وَ قَالَ عليهالسلام إِنْ لَمْ تَكُنْ حَلِيماً فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلاَّ أَوْشَكَ أَنْ يَكُونَ مِنْهُمْ عطار نیشابوری : بیان وادی عشق
بیان وادی عشق
بعد ازین وادی عشق آید پدید مجیرالدین بیلقانی : قطعات
شماره ۴۹ - به فر دولت تو صد هزار کس هستند
به فر دولت تو صد هزار کس هستند ادیب صابر : مقطعات
شماره ۴۵ - فر جوانیم به هزیمت نهاد روی
فر جوانیم به هزیمت نهاد روی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۹۳۳ - عشق سرمست است و دارد دور باش
عشق سرمست است و دارد دور باش