تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۱۹ - جانا به غم تو زندگانی کردم
جانا به غم تو زندگانی کردم
غمهای ترا همدم جانی کردم
تا گرد من از کوی تو نتواند رفت
جان در سر کار ناتوانی کردم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۲۰ - چندان که ز حسن خودپرستی دیدم
چندان که ز حسن خودپرستی دیدم
از عشق فروتنی و پستی دیدم
گویند که چشم دوست مست است ولیک
من چشم ندیدم همه مستی دیدم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۲۱ - هرچند که در باغ تو بی‌برگ و برم
هرچند که در باغ تو بی‌برگ و برم
چون شاخ بریده بی‌نوای ثمرم
در شهر محبت تو این بس هنرم
کز بهر جمال عفوت آیینه‌گرم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۲۲ - در دیده ز اشک نوبهاری دارم
در دیده ز اشک نوبهاری دارم
در سینه ز داغ لاله‌زاری دارم
لب پر شکر از ناله زاری دارم
در آینه با خود سروکاری دارم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۲۳ - کو دست که دامن حضوری گیرم
کو دست که دامن حضوری گیرم
وز خلد به عاریت سروری گیرم
چون تاب تماشای گلم نیست ز خار
جانی دهم و جلوه طوری گیرم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۲۴ - تا کی ز تو وعده ارمغانی گیرم
تا کی ز تو وعده ارمغانی گیرم
وز وعده برات دو زبانی گیرم
رفتم که برای انتظار از عقبی
سرمایه عمر جاودانی گیرم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۲۵ - رفتم که ز زلفت خردی وام کنم
رفتم که ز زلفت خردی وام کنم
دل را به فسون عافیت رام کنم
زآتشکده واسوزم و خلدش خوانم
وز شعله برنجم و گلشن وام کنم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۲۶ - آنم که به غم مصاحب دیرینم
آنم که به غم مصاحب دیرینم
بر چهره عیش دوستداران چینم
بیهوده کارخانه تکوینم
همچون پل رودخانه قزوینم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۲۷ - خوش آن که در آن حریم می‌بود رهم
خوش آن که در آن حریم می‌بود رهم
هجر آمد و بنشاند به خاک سیهم
اکنون بی تو که جان به قربانت باد
خون جگرست جلوه‌گاه نگهم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۲۸ - چون باغ شکفته از گیاهی نشوم
چون باغ شکفته از گیاهی نشوم
چون دیده تسلی به نگاهی نشوم
آن شعله شوقم که ز پا ننشینم
تا در جگری طعمه آهی نشوم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۲۹ - ما نقش هوس ز لوح هستی شستیم
ما نقش هوس ز لوح هستی شستیم
وز خون رخ آرزوپرستی شستیم
ما روز ازل نشان آسوده دلی
از چهره به گریه‌های مستی شستیم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۳۰ - یک چند درین رسته پریشان گشتیم
یک چند درین رسته پریشان گشتیم
گفتیم گران شویم ارزان گشتیم
در طالع ما کساد بازاری بود
آیینه‌فروش شهر کوران گشتیم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۳۱ - چون غنچه ازین باغ شتابان رفتیم
چون غنچه ازین باغ شتابان رفتیم
گر تنگدل آمدیم خندان رفتیم
دیدیم که دوست خوشدل از دوری ماست
صد مرحله زآن جانب حرمان رفتیم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۳۲ - با دوست به گل گشت گلستان رفتیم
با دوست به گل گشت گلستان رفتیم
وز چشم بد زمانه پنهان رفتیم
اما چو مسافران یعقوب آخر
با یوسف گم گشته به کنعان رفتیم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۳۳ - ترک غم آن نگار دلجو کردیم
ترک غم آن نگار دلجو کردیم
چون شعله به هرزه سوختن خو کردیم
چون جان و تن و دیده و دل آنجا ماند
ما بیهده ترک آن سر کوه کردیم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۳۴ - یک چند گل گلشن مقصود شدیم
یک چند گل گلشن مقصود شدیم
یک چند در آتشکده‌ها دود شدیم
دیدیم که اینها همه هیچست آخر
همت بگماشتیم و نابود شدیم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۳۵ - امشب که ز باغ حسن صد گل چیدیم
امشب که ز باغ حسن صد گل چیدیم
یک دم به مراد خود چو گل خندیدیم
صد شکر که از پس هزاران شب غم
یک صبح نشاط و روز عشرت دیدیم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۳۶ - در کار تو آه آتشینی داریم
در کار تو آه آتشینی داریم
وز ساغر مهر زهر کینی داریم
تو شمع شو و بزم کسان روشن کن
ما نذر تو باید آستینی داریم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۳۷ - برخیز که از ناله سپاهی بکشیم
برخیز که از ناله سپاهی بکشیم
وز برق غم انتقام کاهی بکشیم
امروز بنالیم مبادا فردا
هجران ندهد امان که آهی بکشیم
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۳۸ - کو خم که ز نعل واژگون جام کنیم
کو خم که ز نعل واژگون جام کنیم
صد دریا را جرعه یک کام کنیم
مغرب جوییم و رو به مشرق برویم
چون صبح دمد تصور شام کنیم