عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۶۱ - منم و قامت آن لب بر وای خواجه مؤذن
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۶۲ - مرا ز ابروی تو شبهه میرود به نماز
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۶۶ - بلای مردم اهل نظر بود چشمش
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۶۹ - هست سر بردوش من باری و باری می کشم
هست سر بردوش من باری و باری می کشم
تا مگر اندازمش در پای خوبان عاقبت
رای آن دادم که خونم را بریزند اهل حسن
شد موافق رای من با رای خوبان عاقبت
بارها گفتم که ندهم دل به خوبان لیک دل
گشت از جان بنده و مولای خوبان عاقبت
با چنان خونین لبی کاید همی زو بوی شیر
خون من میخور حلالست آن چو شیر مادرت
چشم من دور ار بگویم مردم چشم منی
زانکه هرساعت همی بینم برآب دیگرت
تا مگر اندازمش در پای خوبان عاقبت
رای آن دادم که خونم را بریزند اهل حسن
شد موافق رای من با رای خوبان عاقبت
بارها گفتم که ندهم دل به خوبان لیک دل
گشت از جان بنده و مولای خوبان عاقبت
با چنان خونین لبی کاید همی زو بوی شیر
خون من میخور حلالست آن چو شیر مادرت
چشم من دور ار بگویم مردم چشم منی
زانکه هرساعت همی بینم برآب دیگرت
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۷۰ - صد دوست بیش کشت منش نیز دوستم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۷۴ - عشق آمد و گرد فتنه بر جایم ریخت
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۸۲ - شربت و صلت نجویم کار من خون خوردنست
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۸۷ - چه نقش بندی از اندیشهای که بی عشق است
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۸۹ - جعد مرغولت که در هربند او صد حلقه است
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۹۲ - تلخی نشنیدم از لبت هیچ
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۹۴ - سر اندازیم به که رانی ز در
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۹۵ - مرا داغ تو بر جان یادگار است
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۹۹ - به تشنگی بیابان عشق شد معلوم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۰۷ - تن پاکت که زیر پیرهن است
تن پاکت که زیر پیرهن است
وحده لاشریک له چه تن است
هست پیراهنت چو قطرهٔ آب
که تنگ گشته برگل و سمن است
با خودم کش درون پیراهن
که تو جانی و جان من بدن است
تازیم در غم تو جامه درم
وز پس مرگ نوبت کفن است
دل بسی بردهای نکو بشناس
آنکه خسته تر است ازان من است
اندرا و میان جان بنشین
که تو جانی و جان ترا بدن است
وحده لاشریک له چه تن است
هست پیراهنت چو قطرهٔ آب
که تنگ گشته برگل و سمن است
با خودم کش درون پیراهن
که تو جانی و جان من بدن است
تازیم در غم تو جامه درم
وز پس مرگ نوبت کفن است
دل بسی بردهای نکو بشناس
آنکه خسته تر است ازان من است
اندرا و میان جان بنشین
که تو جانی و جان ترا بدن است
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۱۴ - در چمن جان من سرو خرامان یکی است
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۱۶ - چشمم ار بیتو جهان بیند بگیرش عیب ازانک
چشمم ار بیتو جهان بیند بگیرش عیب ازانک
خیرهٔ بیدیدهٔ آلودهٔ تر دامنی است
ساقیا گر می خورم بی تو نگویی کان می است
مردنم را شربتی و آتشم را روغنی است
اندران مجلس که خود را زنده سوزند اهل عشق
ای بسا مرد خدا کو کمتر از هندو زنی است
عندلیبان را غذای روح باشد بوی گل
مرغ دشت است آنکه عاشق برجو و بر ارزنی است
هر شبی خسرو که گوید سینهٔ در کویت بدرد
زیر دیوار تو سلطان پاسبان چوبک زنی است
خیرهٔ بیدیدهٔ آلودهٔ تر دامنی است
ساقیا گر می خورم بی تو نگویی کان می است
مردنم را شربتی و آتشم را روغنی است
اندران مجلس که خود را زنده سوزند اهل عشق
ای بسا مرد خدا کو کمتر از هندو زنی است
عندلیبان را غذای روح باشد بوی گل
مرغ دشت است آنکه عاشق برجو و بر ارزنی است
هر شبی خسرو که گوید سینهٔ در کویت بدرد
زیر دیوار تو سلطان پاسبان چوبک زنی است
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۱۷ - ای دل غمین مباش که جانان رسیدنی است
ای دل غمین مباش که جانان رسیدنی است
در کام تشنه چشمهٔ حیوان رسیدنی است
ای دردمند هجر مینداز دل ز درد
کاینک طبیب آمده درمان رسیدنی است
ای گلستان عمر زسربرگ تازه کن
کان مرغ آشیان به گلستان رسیدنی است
پروانه وار پیش روم بهر سوختن
کان شمع دیده در شب هجران رسیدنی است
در ره بساط لعل زخون جگر کشم
کان نازنین چو سرو خرامان رسیدنی است
جانی که از فراق رها کردخانه را
یاد آورید که آرزوی جان رسیدنی است
در کام تشنه چشمهٔ حیوان رسیدنی است
ای دردمند هجر مینداز دل ز درد
کاینک طبیب آمده درمان رسیدنی است
ای گلستان عمر زسربرگ تازه کن
کان مرغ آشیان به گلستان رسیدنی است
پروانه وار پیش روم بهر سوختن
کان شمع دیده در شب هجران رسیدنی است
در ره بساط لعل زخون جگر کشم
کان نازنین چو سرو خرامان رسیدنی است
جانی که از فراق رها کردخانه را
یاد آورید که آرزوی جان رسیدنی است
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۲۰ - هر کس آنجا که می و شاهد و گلشن آنجاست
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۲۱ - صبر و دل و نام و ننگ ما بود
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۲۴ - ما و مجنون در ازل نوشیدهایم از یک شراب