سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۱۶۱ - مرحبا ای آصف جم قدر کیوان رفعتم
مرحبا ای آصف جم قدر کیوان رفعتم باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۳۰۸ - جهان خوان و خلایق میهمان بی
جهان خوان و خلایق میهمان بی فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
پاسخ دادن رامین ویس را
چو رامین دید بانو را دلازار مولوی : غزلیات
غزل ۱۳۷۹ - آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم
آمد خیالِ خوش که من از گُلْشَنِ یار آمدم فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۷۴ - در مدح شمس الکفاة خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی
یکروز مانده باز زماه بزرگوار مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۵۳ - ای عشرت نزدیک ز ما دور مشو
ای عشرت نزدیک ز ما دور مشو میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۱۹ - دوش مستی را همآغوش جنون میساختم
دوش مستی را همآغوش جنون میساختم نهج البلاغه : حکمت ها
بهترین شهر برای زندگی
وَ قَالَ عليهالسلام لَيْسَ بَلَدٌ بِأَحَقَّ بِكَ مِنْ بَلَدٍ خَيْرُ اَلْبِلاَدِ مَا حَمَلَكَ فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
رسیدن آذین از ویش به رامین
خوشا بادا که از مشرق در آید ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴٧٩ - هر کرا همت بلند بود
هر کرا همت بلند بود حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۶۷ - نخواهد از شکنج دام هرگز کرد آزادم
نخواهد از شکنج دام هرگز کرد آزادم مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۴۷ - با ما ز در صلح درآ تا کی جنگ
با ما ز در صلح درآ تا کی جنگ واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۲۱۵ - . . .
. . . سعیدا : غزلیات
شماره ۱۶۴ - ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست
ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۵۴ - مرا بکوی تو شوق از در نیاز آورد
مرا بکوی تو شوق از در نیاز آورد یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۶۹ - به یکی از دوستان نزدیک نگاشته
فرزند من؛ غالب این است که مرا از کویت که قبله توحید است و کعبه تجرید به ضرورت سفری پیش آید. اعتمادی بر حیات ندارم خاصه اکنون که قوت حرمان و حسرت یار جوان نیز ضمیمه ضعف پیری شد. نه مرا استیفای خدمت تو مقدور است نه ترا التفات سرافرازی من میسور. از تقدیر آگاه نیم، اگر ملاقات را علاجی دانی و حیلتی توانی بر نگار و خبر ده، که از آن راه برآیم و دولت دست بوست حاصل شود. چنانچه طریق درمان مسدود است و اسباب مزیت مفقود، محبت و زحمت های مشقت مرا از در خداوندی و پرهیزگاری قربت و آمرزگاری فرمای. نه چندان از حسن سلوک و پاس مهر و وفور محبت و محامد اخلاق و بسط دل جوئی و دیگر محاسن احوال حضرت خجل و روسیاهم و شرم آگین و عذر خواه که به صد دفتر گفتن توان و به هزار گوش شنفتن، فراموش مکن و خامه از پرسش حالم خاموش مخواه، بیت: کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۸۴ - از بس که بلای دل ما می جستی
از بس که بلای دل ما می جستی صفی علیشاه : متفرقات
شماره ۴۲ - صهر شاهنشه ظهیرالدوله کاوست
صهر شاهنشه ظهیرالدوله کاوست اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۵۱ - تا عشق از آن ما شد بخت از جهان بر افتاد
تا عشق از آن ما شد بخت از جهان بر افتاد واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۰۷ - برگ جوانیت ریخت، برگ نوای طفلان
برگ جوانیت ریخت، برگ نوای طفلان
قطعه ۱۶۱ - مرحبا ای آصف جم قدر کیوان رفعتم
مرحبا ای آصف جم قدر کیوان رفعتم باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۳۰۸ - جهان خوان و خلایق میهمان بی
جهان خوان و خلایق میهمان بی فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
پاسخ دادن رامین ویس را
چو رامین دید بانو را دلازار مولوی : غزلیات
غزل ۱۳۷۹ - آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم
آمد خیالِ خوش که من از گُلْشَنِ یار آمدم فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۷۴ - در مدح شمس الکفاة خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی
یکروز مانده باز زماه بزرگوار مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۵۳ - ای عشرت نزدیک ز ما دور مشو
ای عشرت نزدیک ز ما دور مشو میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۱۹ - دوش مستی را همآغوش جنون میساختم
دوش مستی را همآغوش جنون میساختم نهج البلاغه : حکمت ها
بهترین شهر برای زندگی
وَ قَالَ عليهالسلام لَيْسَ بَلَدٌ بِأَحَقَّ بِكَ مِنْ بَلَدٍ خَيْرُ اَلْبِلاَدِ مَا حَمَلَكَ فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
رسیدن آذین از ویش به رامین
خوشا بادا که از مشرق در آید ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴٧٩ - هر کرا همت بلند بود
هر کرا همت بلند بود حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۶۷ - نخواهد از شکنج دام هرگز کرد آزادم
نخواهد از شکنج دام هرگز کرد آزادم مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۴۷ - با ما ز در صلح درآ تا کی جنگ
با ما ز در صلح درآ تا کی جنگ واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۲۱۵ - . . .
. . . سعیدا : غزلیات
شماره ۱۶۴ - ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست
ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۵۴ - مرا بکوی تو شوق از در نیاز آورد
مرا بکوی تو شوق از در نیاز آورد یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۶۹ - به یکی از دوستان نزدیک نگاشته
فرزند من؛ غالب این است که مرا از کویت که قبله توحید است و کعبه تجرید به ضرورت سفری پیش آید. اعتمادی بر حیات ندارم خاصه اکنون که قوت حرمان و حسرت یار جوان نیز ضمیمه ضعف پیری شد. نه مرا استیفای خدمت تو مقدور است نه ترا التفات سرافرازی من میسور. از تقدیر آگاه نیم، اگر ملاقات را علاجی دانی و حیلتی توانی بر نگار و خبر ده، که از آن راه برآیم و دولت دست بوست حاصل شود. چنانچه طریق درمان مسدود است و اسباب مزیت مفقود، محبت و زحمت های مشقت مرا از در خداوندی و پرهیزگاری قربت و آمرزگاری فرمای. نه چندان از حسن سلوک و پاس مهر و وفور محبت و محامد اخلاق و بسط دل جوئی و دیگر محاسن احوال حضرت خجل و روسیاهم و شرم آگین و عذر خواه که به صد دفتر گفتن توان و به هزار گوش شنفتن، فراموش مکن و خامه از پرسش حالم خاموش مخواه، بیت: کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۸۴ - از بس که بلای دل ما می جستی
از بس که بلای دل ما می جستی صفی علیشاه : متفرقات
شماره ۴۲ - صهر شاهنشه ظهیرالدوله کاوست
صهر شاهنشه ظهیرالدوله کاوست اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۵۱ - تا عشق از آن ما شد بخت از جهان بر افتاد
تا عشق از آن ما شد بخت از جهان بر افتاد واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۰۷ - برگ جوانیت ریخت، برگ نوای طفلان
برگ جوانیت ریخت، برگ نوای طفلان