عطار نیشابوری : باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن
شماره ۳۸ - تو خفته وعاشقان او بیدارند
تو خفته وعاشقان او بیدارند
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۱۲ - چون محرم هم نفس نهای، تو چه کنی
چون محرم هم نفس نهای، تو چه کنی
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۳۲ - به عشق تو گر سر نبازم چه سازم
به عشق تو گر سر نبازم چه سازم
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۲۵ - امشب گل خورشید بدامان نگاهست
امشب گل خورشید بدامان نگاهست
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۴۷ - تیر دگران اگر زره بگشاید
تیر دگران اگر زره بگشاید
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۵۴ - ای دست امید ما به لطف تو دراز
ای دست امید ما به لطف تو دراز
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۷۱ - تا نرگس یار لاله گون می بینم
تا نرگس یار لاله گون می بینم
میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۵۲ - از بس که کرده‌ام گله هر جا ز خوی او
از بس که کرده‌ام گله هر جا ز خوی او
رشیدالدین میبدی : ۱۷- سورة بنى اسرائیل- مکیة
۳ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: «وَ کُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِی عُنُقِهِ» الآیة...، هر کس را آنچ سزاى اوست در گردن او بستند و آن رقم بر وى کشیدند در ازل، یکى را تاج سعادت بر فرق نهاده، درخت امیدش ببر آمده و اشخاص فضل بدر آمده، شب جدایى فرو شده و روز وصل بر آمده، یکى بحکم شقاوت گلیم ادبار در سر کشیده بتیغ هجران خسته و بمیخ رد وابسته، آرى قسمتى است که در ازل رفته، نه فزوده و نه کاسته، چتوان کرد قاضى اکبر چنین خواسته، بیچاره آدمى که از ازل خویش خبر ندارد و از ابد خویش غافل نشیند میان بوده و بودنى او را خواب غفلت میگیرد، از خواب غفلت آن روز بیدار گردد که نامه کردار وى بدست او دهند که: «وَ نُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ کِتاباً یَلْقاهُ مَنْشُوراً» نامه‏اى که‏ زبانش قلم او، آب دهنش مداد او، اعضا و مفاصلش کاغذ او، سر تا پاى آن املا کرده او، فریشتگان دبیران و گواهان برو، یک حرف زیادت و نقصان نیست درو، با وى گویند: «اقْرَأْ کِتابَکَ کَفى‏ بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیباً» نامه خود بر خوان و کردار خود ببین، اگر یک حرف آن را منکر شود همان اعضا که آن کردار بر وى رفت بر وى گواهى دهد. چنانک اللَّه تعالى گفت: «یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ» اینست که گفت: «کَفى‏ بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیباً» اى شاهدا فیه منک علیک. و گفته‏اند که نامه دو است: یکى فریشته نبشت بر بنده: گفتار و کردار او، یکى حق نبشت بر خود: عفو و رحمت بر بنده، اگر عنایت ازلى بنده را دست گیرد با وى شمار از نامه رحمت خود کند نه از نامه کردار بنده. این چنانست که در آثار بیارند که بنده‏اى را نامه در دست نهند گویند: «اقْرَأْ کِتابَکَ» نامه خود بر خوان. بنده در نامه نگرد سطر اوّل بیند نبشته: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم» گوید بار خدایا نخست شمار این یک سطر با من برگزار و بر من حکم آن بران، گوید بنده من این شمار کردم و ترا بفضل و رحمت خود آمرزیدم که من در ازل رحمت تو بر خود نبشتم و خود را گفتم: «غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ»، «کَفى‏ بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیباً». عمر خطّاب گفت: حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا وزنوا اعمالکم قبل ان توزنوا و تهیّئوا للعرض الاکبر، هر که از دیوان مظالم و حساب قیامت خبر دارد و از معرفت احوال و اهوال رستاخیز شمه‏اى یافت و داند که هر چه با روزگار او صحبت کرد از قلیل و کثیر و نقیر و قطمیر فردا او را از آن حدیث بپرسند و از وى شمار آن در خواهند، امروز حجاب غفلت از راه خود بردارد و اعمال و اقوال خود بمعیار شریعت راست دارد و صدق معاملت از روزگار خود در خواهد پیش از آنک او را بدیوان ملک الملوک حاضر کنند و حرکات و سکنات او بمیزان عدل مقابله کنند و اگر نقصانى و خسرانى بود صد هزار مقرّب مقدّس زبان شهادت صدق برو بر گشایند که از خجل راه گریختن طلب کند و هیچ جاى سامان گریختن نه.
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۸۶۰ - منم آن نهال بی بر که زعشق برگرفتم
منم آن نهال بی بر که زعشق برگرفتم
مولوی : دفتر اول
بخش ۵۳ - جواب گفتن خرگوش ایشان را
گفت ای یاران مرا مُهْلَت دَهید
سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۶۲ - کریما گوش کن گفتار نغزم
کریما گوش کن گفتار نغزم
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۵٩٠ - پیام داد بکس کیر اژدها پیکر
پیام داد بکس کیر اژدها پیکر
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۶۱۵ - نور با نور خوش در آویزد
نور با نور خوش در آویزد
کوهی : غزلیات
شماره ۱۰۸ - بوسه می خواهم و لعلت چو شکر میخندد
بوسه می خواهم و لعلت چو شکر میخندد
امیر معزی : رباعیات
شماره ۴۹ - از تیغ چو آب تو به رزم آتش زاد
از تیغ چو آب تو به رزم آتش زاد
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۳۱ - چون خواجه نظام در چنان محرم شد
چون خواجه نظام در چنان محرم شد
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۳۳ - چشم سیهت که فتنه خواب آمد
چشم سیهت که فتنه خواب آمد
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۷۰ - بدخواه تو صد بلا کشیده چو قلم
بدخواه تو صد بلا کشیده چو قلم
سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۵۸ - ای صاحبی که صاحب دیوان چرخ را
ای صاحبی که صاحب دیوان چرخ را